English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  اندیشه


نسبت نوشتن و درد

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: عباس طارمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
نمونه نقض‌های جالبی در زندگی وجود دارد که تأمل برانگیز است و یکی از آن‌ها این‌که کسی در رنج است اما باور ندارد که او در رنج است بدین دلیل که باور دینی او این است که اصلا درد و رنج وجود ندارد!
 

نمونه نقض‌های جالبی در زندگی وجود دارد که تأمل برانگیز است و یکی از آن‌ها این‌که کسی در رنج است اما باور ندارد که او در رنج است بدین دلیل که باور دینی او این است که اصلا درد و رنج وجود ندارد!

شکی نیست که باورهای ما آثار رواشناختی و سپس آثار فیزیولوژی و بیولوژی خاصی بر روی ما دارد. اگر چه نتوان آن‌ها را در پارادایم علم جدید پذیرفت و توجیه کرد. اما بطور شهودی کم و بیش همه‌ی ما آن را می‌پذیریم.

حتی می‌توان متافیزیکی و راز ورزانه‌تر گفت که ممکن است با صبر بر این درد و رنج - با قبول وجود آن! - به نیرو و بصیرتی دست یابیم که پرتو نور آن همواره در زندگیمان خواهد درخشید. اما گذشته از همه‌ی این حرف‌ها، درد و رنج چیست؟

درد و رنج را همه‌ی ما می‌فهمیم و یا بهتر آن‌که درمی‌یابیم. پس چه نیازی به تفلسف درباره‌ی آن است؟ تفکر فلسفی درباب رنج و درد و و در نهایت مرگ چه فایده‌ای دارد؟ بدون آن‌که پراگماتیستی و فایده‌انگارانه به فلسفه بنگرم، این سوالی است متعارف در عصر ما، و یک وجه از هر فعالیتی است از جمله فعالیت فلسفی.

تفکر فلسفی، غواصی در بحار عمیق است و مفاهیم بحری است که متفکر در آن‌ها غواصی می‌کند. مفهوم درد و رنج آنقدر عمیق و وسیع است که هر متفکر و فیلسوفی را به غوص و تأمل در خود می‌خواند. اما کدام‌یک عمیق‌ترند؟ مرگ یا درد و رنج؟!

از پرسش «وجود» آغاز کردیم و به «چیستی» آن رسیدیم و این تاریخ فلسفه نیز هست. بنظر می‌رسد درد و رنج و مرگ در یک امتداد کشیده به طول و عرض و عمق «زندگی‌»اند. و بی‌آن‌که خود خواسته باشیم، با توجه به خصوصیت خاص این صفحه که شاید «خمیازه‌های یک فیلسوف» باشد، می‌توان گفت تأملاتی در باب مرگ و حیات انسان و فلسفه‌ی زندگی است.

چند وقت بود که با بچه‌های هفت‌سنگ قرار گذاشته بودیم که صفحه‌ای را با موضوع اندیشه بنویسم. با این‌که اذعان دارم که ذوق و عمقی در قلم ندارم و دیگر آن‌که استمرار این مباحث مهم است که از خود نمی‌بینم. حال که این صفحه را شروع کرده‌ایم، امیدوارم با تأملات و نوشته‌های شما پربارتر شود و ما هم یواشکی از یک گوشه‌ای کم‌کم فرار کنیم و برویم! شاید به همین خاطر بود که از درد و رنج گفتم. چون نوشتن مال آدم غمگین و دردمند است.

پس سوال فلسفی این‌بار هم مشخص شد: نسبت «نوشتن» و «درد» چیست؟
یک کار فیلسوف هم پیدا کردن نسبت میان مفاهیم است!

 

 تاریخ انتشار:   April 30, 2004 5:34 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir