English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نقد ادبی


اين شورشی در بيدل آرام گرفت

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
سهیل محمودی: خیلی‌ها، از نسل بعدی و جوان‌ترها، بیدل را با سید حسن حسینی شناختند و سید حسن حسینی را با بیدل.
 

عاقبت بویی نبردیم از سراغ عافیت
ساحل گم‌گشته‌ی ما را به دریا ریختند
بیدل

خیلی‌ها، از نسل بعدی و جوان‌ترها، بیدل را با سید حسن حسینی شناختند و سید حسن حسینی را با بیدل.

اصلاً بیدل دهلوی، کشف نسل ما بود. حسینی بیش از همه‌ی ما در این کشف تلاش کرد. نه این‌که پیش از ما خبری نبود. بود. اما فقط خبر بود. خبری مختصر. ماضی ساده. و نهایت آن‌که چند سطری درباره‌ی او نوشته باشند و اگر کسی بیش‌تر پرداخته بود، چشم و دلی خبردار نشده بود. پیش از ما، از همه بیش‌تر استاد شفیعی کدکنی بود که قدم پیش گذاشته بود، در دو مقاله‌ی کوتاه. با همان ذهن جستجوگر و شامه‌ی هوشمندش. که بعدها همین دو یادداشت را که در دو نشریه چاپ شده بود، در «شاعر آینه‌ها» تجدید کرد.

و استاد مهرداد اوستا بود که به سطری از او یاد کرده بود در تیرانا. و استاد امیری فیروزکوهی در جایی. به گمانم در مقدمه‌ی دیوانش. و علی دشتی در نگاهی به صائب، که قهرمان سبک هندی کدامیک از این‌هایند؛ صائب یا بیدل؟ و انگار که انتخاب فوتبالیست مطرح سال و یا انتخاب اتومبیل پرفروش سال و بعد هم نتیجه‌گیری که چنین و چنان. و بیشتر «علیه» بیدل بود آن فصل از کتاب تا «له» او.

در ایران دیگر چندان خبر مطرحی از بیدل نبود.

اما نسل ما، که سید حسن بزرگتر آن‌ها بود، یک‌باره سر برآورده بود. نه می‌خواست تکرار گذشته باشد و نه بی‌ریشه مثل خروار خروار شعرهایی که این سمت و آن سمت چاپ می‌شد. حالا یا شاعران انجمنی و یا آوانگاردهای آن‌چنانی. نسل ما، دنبال «معنا» و «معنویت» بود و تازگی و طراوت. و بیدل را پیدا کرده بود.

اول بار، این نوا و نغمه از حنجره‌ی علی معلم دامغانی برخاست و خود می‌گفت: دوستش عباس معارف در این سرسپاری بر آستان مولانا بیدل، هم‌دلش بوده است. معلم در همان سال‌ها گفته بود:

در سخن چون ما نشد غالب معلم تا کسی
ریزه‌خوار خوان عبدالقادر بیدل نشد

و بعد، یوسف‌علی میرشکاک بود که بیست سالش بود آن سال‌ها و درباره‌ی بیدل می‌گفت و می‌نوشت. و البته میرشکاک با همه‌ی شور و شیدایی‌اش و دانش و خلاقیت شگفتش، در دامان ژورنالیزم سیاست‌زده می‌غلتید، امواج او را با خود می‌بردند و نشد که بنشیند و کاری درخور شأن مولانا بیدل عرضه کند. علی معلم نیز به آن‌چه با نیما و بعد از نیما اتفاق افتاده بود، روی خوش نشان نمی‌داد و این لحن و لهجه، او را - با همه‌ی دوست‌داشتنی بودنش - تلخ کرده بود. اما سید حسینی که به عرصه پا نهاد، قلم به دست گرفت و سر و سامانی به این کشف تازه داد. که اهل شعر سپید بود. دوستدار نیما بود. اهل تحلیل بود. نیمایی‌سرایان را می‌شناخت و با حس و حال شعر امروز آشنا بود. و این رویکرد او به بیدل، یعنی حرفی از جنس زمان.

اصلاً سید حسن حسینی وقتی شروع کرد به چیز نوشتن درباره‌ی بیدل و کشف ظرایف و لطایف سخن او که پیدا کردن شعرهای بیدل، کار شاذ و شاقی بود. کسی را نداشتیم که دیوان بیدل را از او به امانت و برای کپی‌برداری بگیریم. و حتی نمی‌دانستیم که در کتابخانه‌ی موسسه‌ اطلاعات، یک‌دوره پنج جلدی دیوان بیدل و نقد بیدل صلاح‌الدین سلجوقی، در قفسه‌ها خاک می‌خورد. دیوان چاپ افغانستان، مطبعه‌ی کابل و زیر نظر استاد خلیلی. و سید حسن حسینی قدم‌های جدی را برداشته بود. از تذکره‌های گوناگون و از این‌جا و آن‌جا شعرهای بیدل را پیدا می‌کرد و به نقل از آن‌ها برای ما می‌پرداخت. و در این گفت‌وگوها، نکته‌های بسیار نهفته بود و اصل، یافتن دستمایه‌ها‌ی اندیشه و تفکر بیدل دهلوی بود. و بهره‌ی بیدل از خلافیت و ابتکاری بی‌نظیر که در نوآوری، سرآمد همه‌ی شاعران عرصه‌ی ادب فارسی است. و سید حسن حسینی در پی یافتن راهی تازه در هنجار و شکل شعر امروز بود که با نیما آغاز شده بود. و بهره‌گرفتن از میراث بازمانده از بیدل در عرصه‌ی شعر امروز. و این کاری سترگ بود.

کتاب «بیدل، سپهری و سبک هندی» سال 1367 چاپ شد. اما قیصر و ساعد و نیکو و وحید امیری ضیاءالدین ترابی و بسیاری دیگر از هم‌راهان آن سال‌ها گواهند که طرح و نگارش این اثر به سال‌های 60 تا 63 یا 64 برمی‌گردد. یک اثر محققانه و ابته نه تحقیق به معنای کلیشه و رونویسی و نسخه‌شناسی و این‌جور کارها. بل‌که با دستمایه‌ای از ذوق، کشف، خلاقیت و ذکاوت.

هنوز هم که «بیدل، سپهری و سبک هندی» را می‌خوانی، در می‌یابی که حسینی در پرده‌گشایی از ضخصیت بیدل و رمزگشایی از شعر او، خلاقیت شاعرانه به خرج داده. یعنی روحی را که برای ایجاد یک اثر هنری به کار می‌گیریم، در نگارش این کتاب تحقیقی به کار برده است. قلم تحقیقی او، قلم طنز و تمثیل و تلمیح بود. و در بیدل شناسی، این روش و منش، خوب به کار می‌آید که تکیه‌گاه شعر بیدل، تمثیل و تلمیح است و گاه طنزی عمیق و گزنده.

نمی‌دانم آیا حسن حسینی قصد آن داشت که باز هم اثری مستقل درباره‌ی بیدل منتشر کند یا نه؟ اما در گفت‌وگو با او در می‌یافتی که هر لحظه و هر روز، در کار کشف افزون‌تر و یافتن دقایقی عمیق‌تر از شعر بیدل دهلوی است. و این نشانه بود که حسینی دست از طلب نداشته است.

بارها پیش آمده بود که با هم دیوانی را تورق می‌کردیم. سنایی یا خاقانی و یا مولوی، یا حتی مجموعه‌هایی از شاعران امروز. اما در این مطالعه‌ها هم، بیدل برایش محور و مرکز بود. یعنی در آثار پیشینیان در جست‌وجوی رگه‌هایی بود که بعدها در بیدل به یک جریان مستقل شعری تبدیل بود. و یا به دنبال تأثیرپذیری مستقیم یا غیرمستقیم شاعران بعد از بیدل از او بود.

حسینی یک شورشی بود و شوریده. شورشی بر خویشتن و شوریده‌ای بر جهان. و دیوان بیدل، هم پناه و مأمن این شورشی بود و هم معبد و خانقاه این شوریده.

و چرا بیدل؟ که اهلش می‌داند. شعر بیدل هم مناسب کسی است که می‌خواهد گم باشد و پنهان شود و هم آن‌که درجست‌وجوی خویش است. این هر دو متضاد، در شعر بیدل توأمان اتفاق می‌افتد؛ هم در فنای او و هم در بقای او. و نسل ما - که حسینی سرآمد ما بود. - از این احساس دوگانه، به طرزی شگفت بهره برده بود.

و اگر می‌بینی که در این بیست‌سال اخیر، بزرگترها و نسل پیش از ما، در عرصه‌ی نقد و نظر این همه به بیدل اقبال نشان داده‌اند، همه به جهت تأثیرگذاری نسل ماست. یعنی شورشیان - که ما بودیم. - و آن شورشی سرآمد - که حسینی بود. -

سهیل محمودی

 

 تاریخ انتشار:   April 9, 2004 7:35 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir