دوشنبه دهم فروردین 1382 ، ساعت 9 صبح - تهران ، تالار وحدت
زمانه باز هم بیمهری کرده و دست قضا امیدی را پرپر ... داغی بزرگ بر دل «اصحاب کلمه» نشسته است و آمدهاند تا در صبحی بهاری، با شاعر و پژوهشگر ارزندهی همروزگارمان دکتر سید حسن حسینی وداع کنند و پیکرش را تشییع ...
سید حسن حسینی حالا آنقدر معروف شده است که همه به خود اجازه صحبت کردن دربارهی او را بدهند و از دوستان قدیمی او باشند. هرچه باشد رسمی است قدیمی؛ خودش که نیست تا انکار کند. هرچند او آنقدر بزرگوار بود که هیچ نگوید ...
سید حسن حسینی حالا آنقدر معروف شده است که همه برای درگذشتش پیام بفرستند، همهی کسانی که به تعبیر وحید امیری: یک قطره زندگی را از او دریغ داشتند و حالا آنقدر مشهور است که همه برایش بزرگداشت بگیرند، بیآنکه بسیاریشان دوست داشته باشند او بزرگ شود.
سید حسن حسینی حالا آنقدر معروف شده است که برای معرفیش بشود سکوت کرد و تنها برای یادبود به چند عکس از روز کوچ نابهنگامش بسنده.
عکس
از جَیب هزار آینه سر بر زدهای باز
ای گل! ز چه رنگ اینهمه ساغر زدهای باز؟
عکس
هیچکس داد من از فریاد جانفرسا نداد
عاقبت خاموشی مطلق به فریادم رسید
دکتر محمد رضا ترکی میگوید: مرحوم دکتر حسینی وصیت کرده بود که این بیت را روی سنگ قبرش بنویسند.
عکس
سید حسامالدین سراج قبل از اینکه چند رباعی را از حسینی بخواند، تعریف میکند که همین اواخر دکتر حسینی یک نفر را برای آموزش آواز پیش او فرستاده بود و در انتهای معرفینامه، بیتی از بیدل را نوشته بود:
ما هم از گلشن دیدار گلی میچیدیم
وقت دیدار در آیینه ز ما یاد کنید ...
عکس
بعد از سراج، محمد اصفهانی به پشت میکروفون میآید و میگوید: چون آقای سراج خواندند، من چند آیه از قرآن میخوانم و آیاتی از سورهی نباء را قرائت میکند.
عکس
محمد رضا عبدالملکیان که پیش از عید مدتی را در بیمارستان قلب بستری بود، وقتی میآید خود را در آغوش ساعد باقری میاندازد و ...
ساعد میگوید: آرام باش ... برای خدا صبر کن!
عکس
مادر ...
وقت خداحافظی با پسرش میگوید: حلالت کردم! خیلی برای من زحمت کشیدهای ...
عکس
تعداد کمی از سیاستمداران در مراسم حضور داشتند و در عوض تعداد زیادی از شاعران و نویسندگان و هنرمندان نبودند ... به گواه دوستان، سید در زندگی هم بیمهریهای بسیاری دید.
عکس
چپ: مشفق کاشانی، محمود شاهرخی و ...
راست: موسوی گرمارودی و ...
یک نفر از دکتر موسوی گرمارودی میپرسد: برای چه تکیه دادهای؟
موسوی گرمارودی که در تمام طول مراسم در گوشهای ایستاده و گاه نشسته بود، میگوید: اگر تکیه ندهیم که میافتیم!
عکس
بر شانهها میرود ... در حضور گلها و قاصدکها ...
عکس
عکاسهای زیادی آینه گرفته بودند برای تماشای دیگران ...
عکس
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت وابستهی این ایل و تبارم، چه کنم؟
عکس
مسجد جامعی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) قبل از شروع مراسم با مصطفی رحماندوست قدم میزنند و ...
عکس
نهایت تمامی نیروها پیوستن است، پیوستن
به اصل روشن خورشید
و ریختن به شعور نور