بندرعباس که تا زمان شاهعباس صفوی مستعمرهی پرتقال بوده و بندر گمبرون نامیده میشده، شهریست که بخاطر موقعیت ژئوپولتیکی خاص خود و بدلیل قرار داشتن در کنار تنگهی هرمز، بعنوان تنها راه دسترسی ایران و کشورهای حاشیهی خلیجفارس به آبهای آزاد و گلوگاه نفتی، از اهمیت نظامی و اقتصادی زیادی برخوردار است. برای همین عجیب نیست وقتی که شما بهترین نقاط و امکانات شهر را دراختیار نهادهای دولتی و نیروهای نظامی (نیروهای دریایی و هوایی) ببینید و در بسیاری از مناطق بومینشین، بیداد فقر و نبود امکانات را. گرمای شدید هوا در بیشتر ماههای سال هم مزید میشود تا زندگی در این شهر سختتر شود. به طوری که در فصول گرم، راه رفتن در فضای باز و نشستن در اتاق بدون کولر گازی (کولر آبی به دلیل شرجی بودن هوا در اغلب مناطق بندری غیر قابل استفاده است.) کاری طاقتفرسا و عذابی الیم است!
با اینهمه هوای نسبتا معتدل بندرعباس در بهار – و بویژه ایام ابتدایی آن – میتواند انتخاب و تجربهای خوب برای سفرهای نوروزی باشد. دیدن دریا و قایقسواری روی خلیجفارس، نخلهای زیبایی که سراسر شهر را پر کردهاند، سفری کوتاه با لنج به قشم و یک خرید دلچسب و از همه مهتر مردم خونگرم و صمیمی بندر، میتوانند خاطرههای فراموش ناشدنی برای شما بیافرینند.
عکس
لنج وسیلهی رزق و روزی رسان خیلی از اهالی بندر است. ماهیگیری، حمل و نقل اجناس به کشورهای حشایهی خلیجفارس و بالعکس و بردن مسافران – مخصوصا به قشم – از کارهایی است که با این لنجها انجام میشوند. جابجای حاشیهی ساحل پر است از لنجهایی که گاه مثل اینیکی، جاشو و یا ناخدایی روی عرشه نشسته و دارد آواز و یا ترانهای به زبان محلی میخواند:
دریا موجه ... کاکا ... دریا موجه ...
عکس
کنار ساحل، علاوه بر لنجها و قایقها، خرچنگها هم جابجا دیده میشوند. خرچنگهایی با اندازههای مختلف. یکی به اندازهی یک لپه و آن یکی کمی بزرگتر و یکی هم به اندازهی یک گربه ...
گرفتن خرچنگها و بازی با آنها، نه تنها بچهها که بزرگسالان زیادی را توی ساحل به خود مشغول میکند!
عکس
نخل ... تنها درختی که همهجای شهر و اطراف آن زیاد دیده میشود.
عکس
یکی از بولوارهای شهر : نخلها و درختهای گل منظرهی چشمنوازی را پدید میآورند.
عکس
یکی از میدانهای اصلی شهر که نزدیک ساحل است. اسمش را یادم نمانده، اما یادم هست که یکی،دو ساعت تمام، یک نفر(!) من را جلوی سینمای کنار این میدان کاشت!
کسی اسم این میدان را میداند؟
عکس
منظرهی شهر از درون هواپیما
تماشای تلاقی دریا و خشکی در زیر بالها برای من لحظات دلانگیزی را پدید آورد که بیشتر از یکساعت و نیم پرواز را خیلی کوتاه کرد.
عکس
ساحل : بهترین جا برای قدم زدن و صدفجمعکردن و خرچنگیابی!(یکچیزی در مایههای دوست یابی!)
عکس
روی ماسههای ساحل علاوه برکارهای بالا، میشود نقاشی کرد و نامههم نوشت!
عکس
این هم یک مارمولک که لای لولای ِدر، گیر کرده و بر اثر گرما اینطوری شده!
بندرلنگه ... در صد قدمی دریا ... توی تابستان!