این که آدم بخواهد در مورد شهرش توضیح بدهد انصافا کار مشکلی است! آن هم برای کسی که تمام مدت در زادگاهش بوده و کمتر طعم دوری و غربت را چشیده.
برای خود من سنندج یک شهر دوست داشتنی و پرجاذبه است که اگر بیشتر مورد توجه واقع بشه! چیزی کمتر از شهرهای معروف ایران ندارد!
به هر حال اگر بخواهم توضیح کوتاهی بدهم باید بگم که زبان مردم سنندج کردی است و سنندجیها هم مثل همه کردها نسبت به زبان خود تعصب زیادی دارند و آداب و رسوم کردی بسیار مورد توجه است.
دیدنیترین منظره شهر و در واقع نماد شهر سنندج کوه آبیدر است که چسپیده به شهر است و در واقع شهر زیر سایه آبیدر قرار دارد و از زیباهای آن هر چه بگوییم کم گفتهایم.
مردم سنندج که که یکی آنها خود من هستم ویژگی های زیادی دارند که خوشتیپی و خوش لباسی و خوش برخوردی و خوشحالی! و این چیزها از نمونه های آن است)
به هر حال ضرب المثلی هست که می گوید: مشک نه آن است که خود ببوید؛ آن است که عطار بگوید!
تشریف بیارید به شهر ما.قول میدم با هر سلیقه ای که داشته باشید ناراضی برنگردید..
عکس
نمایی از خیابان ششم بهمن (پاسداران) که محل تجمع جوانان چرب و چیلی است!
عکس
مجسمه معروف میدان اقبال (آزادی) که احتمالا از دست من دست به دعا برداشته است
عکس
خیابان صفری (آبیدر) که اگه این پاترول بی محل می گذاشت بهتر مشخص بود!
عکس
یه نیمکت خالی..یه یادگار از عشق!
عکس
پارک امیریه در هجوم آخرین برف سال
عکس
سنندج؛ شهر بی دفاع!
عکس
آبیدر؛ عروس کوه های جهان!
عکس
دورنمایی از میدان آزادی
عکس
آبیدر و پارک امیریه در یک روز خلوت