بهار آمد پریشان باغ من افسرده بود اما
به جو باز آمد آب رفته ماهى مرده بود*
همیشه آغاز فصلى نو تحولى نو را بین همه' مردم به وجود مى آورد.
اما به واقع و به راى اكثر دوستان شاعر، بهاراین قشر پائیز و الالخصوص ماه آبان است. اما به واقعا چه وجه مشتركی است بین همه شاعران كه اینگونه اند؟
این روزها سر هر چهارراهی كه می ایستی، تا شاید ثانیه شمار بالای چراغ قرمزها تمام شود یا انقدر ترافیك سنگین است كه چند بار به شما اجازه عبور میدهد اما شما همچنان ایستاده اید، بچه هایی را میبینید كه كاملا بوی عید میدهند. فصلی نو سالی نو نگاهی نو.
چند سالی است عید نوروز با ایام محرم و صفر همراه است دیدم نمیشود از این رباعی بیژن ارژن استفاده نكنم:
امسال كه سبزو سرخ باهم آمد
باپیرهن سیاه ماتم آمد
پیچیده به دور سبزه روبان سیاه
یعنی هم عید هم محرم آمد
در این آخرین روزهای سال همایش شعری برگزار شد در راستای یادواره بم. كه شاید با این همایش ادبیات این سال به پایان رسید. كه از موفق ترین اشعار بازهم رباعی آقای ارژن بود.
ای كاش كه این در به كلیدی برسد
باسردی دی سبزه ی عیدی برسد
این جمعه سیاه بود و آن جمعه سیاه
ای كاش كه جمعه ی سپیدی برسد.
امسال تمام شد اما همچنان بهار شاعران ادامه دارد.
حق یار ...