قطعهای از موسیقی فیلم بیگانگان اثر پیمان یزدانیان
مقدمه:
با نگاهی به تولیدات سینمای ایران در چند سال اخیر، در مییابیم که دربین آهنگسازان موسیقی فیلم، یزدانیان دارای جایگاه ویژهایست. او سال گذشته در جشنوارهی فیلم فجر با سه کار سربازان جمعه، مزرعهی پدری و رسم عاشقکشی، از پرکارترین آهنگسازان سال بوده است. ضمن اینکه دوکار ایشان در جشنوارهی فیلم فجر، کاندیدای بهترین موسیقی متن جشنواره شدند.
وی همچنین امسال برای سومین سال متوالی توانست جایزهی منتقدین سینما را کسب نماید.
پیمان یزدانیان متولد سال ۴۷ در تهران، فارغالتحصیل مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف میباشد. او تاکنون در چندین برنامهی تکنوازی و گروهی در ایران و فرانسه شرکت داشته است. یزدانیان موسیقی فیلم کوتاه افتتاحیهی جشنوارهی لوکارنو به نام تولد نور را به کارگردانی عباس کیارستمی در کارنامه دارد.
تنها کار منتشر شده از او تاکنون، آلبوم برداشت در سال 80 میباشد که حاصل چهار اثر موسیقی فیلم او در این آلبوم گنجانده شده است...
برداشت اول
همهچیز برمیگردد به آقای رامین صدیقی، مدیرعامل نشر موسیقی هرمس. با کمک ایشان كه علاوه بر همكاری با پیمان، دوست سالیان قدیم هم هستند، موفق شدیم پیمان یزدانیان را پیدا کنیم و باز هم توسط خود ایشان، قرار ملاقاتی با او بگذاریم. همه چیز به خوبی جلو رفت و ما باز هم میهمان مهربانیهای آقای صدیقی شدیم و در دفتر هرمس گفتوگویی با یزدانیان انجام دادیم. حاصل گفتوگوی تقریبا دو ساعتهی ما را با او، در زیر میخوانید:
ورود به عرصهی موسیقی و آهنگسازی
قبل از رفتن به مدرسه و از شش سالگی کلاس پیانو شروع شد. در همان کودکی کار کردن با هر سازی که دست میگرفتم، نشان استعداد بود و آقای خفری اولین معلم موسیقی من گفتند که بهتر است تحت آموزش آکادمیک مرتبتری قرار بگیرم. ایشان با تمام مشکلاتی که درس دادن به بچهای مدرسه نرفته داشت، با من کار کردند.
تقریبا یازده دوازده ساله بودم که درهمان کاس پیانو، شروع کردم به ساختن یک سری ملودی. که البته نمیتوانستم آنها را به نت درآورم، چون اصول آهنگسازی را بلد نبودم.
باز آقای خفری گفتند که اگر میخواهی آهنگساز شوی، باید درسها و اصول آهنگسازی را بلد باشد. بنابراین اولین درسهای آهنگسازی را که شامل هارمونی و تئوری موسیقی و ... بود، نزد ایشان فرا گرفتم.
بعدها از محضر اساتیدی چون آقای درویشی و مهرداد روحانی دانستههای خودم را دراین زمینه تکمیل کردم و به موازات همین یادگیری، مدام در حال تجربه کردن چیزهایی بودم که یادگرفتم و از همان دوازده سالگی موسیقی مینوشتم.
تحصیلات آکادمیک نوازندگی و آهنگسازی در خارج از کشور
تقریبا اواخر سال 99 بود که در یک استاژ نوازندگی در مارسی شرکت کردم که در حدود چهل و پنج روز طول کشید. سال قبل هم به فرانسه رفته بودم تا در کنکور موزیکال فرانسه که در رشتهی نوازندگی پیانو برگزار میشد، شرکت کنم. سال گذشته رتبهی دوم را آورده بودم و وقتی دوباره به این مسابقه دعوت شدم، بهتر دیدم که قبل از مسابقه در دورهای در همانجا شرکت کنم و آماده شوم. در مارسی تحت تعلیم استاد فرانسوی خانم پرفسور ژینت گوبر کار کردم و بلافاصله در کنکور مذکور شرکت کردم و اول شدم.
یادم میآید یکی از توصیههای جالبی که شدم، از طرف آقای محمد احصایی خوشنویس بود. ایشان به من گفتند که کتاب فرشهای ایرانی را بگیر و هرشب وقتی میخواهی بخوابی، این کتاب را ورق بزن و بخواب. شاید باور نکنید که عمل به گفتهی ایشان باعث شد که من در موسیقی لهجهی ایرانی پیدا کنم.
ورود به عرصهی سینما
علاوه بر موسیقی به نقاشی و سینما هم خیلی علاقه داشتم. برای همین هم همیشه دوست داشتم به نوعی با تصویر کار کنم. به خصوص که خیلی وقتها دوستانم به من میگفتند که در موسیقی تو تصویر وجود دارد. این علاقهمندی باعث شد در دوران دانشجویی به موازات درسخواندن در دانشگاه، در کارگاه آزاد انیمیشن وابسته به دانشگاه هنر، اولین تجربههایم را در این زمینه داشته باشم. چند کار خیلی کوتاه انیمیشن ازجمله طمع از آقای گلپایگانی و اینجا یک پرنده بود از آقای شیخان. بعد از آن هم یکی دو کار مستند و کم کم وارد سینما شدم.
از آقای یزدانیان میپرسیم که خود را متعلق به چه سبک خاصی از موسیقی میدانند، یا علاقهی شخصی ایشان در این خصوص چیست؟
خیلی دوست ندارم که خود را اسیر نام و سبک خاصی کنم. من هرگز نمیتوانم خودم را متعلق به سبک خاصی بدانم. این شمایید که برای کار من، آن هم در مکالماتتان و برای اینکه تنها ارجاعات شما معنیدار باشد، به آثار من سمت و سویی خاص میدهید.
مثلا برای فیلمی میخواهم موسیقی بنویسم. من همان موقع آهنگسازی نمیکنم. منتظر میمانم تا در لحظه و شرایط خاص آن آهنگ قرار گیرم. همه چیز خودش میآید. من فقط این موقعیت را پیش میآورم. این که چطور این کار را میکنم هم نمیدانم.
ممکن است راه بروم، بنشینم، به هوا نگاه کنم و.... این لحظه کاملا اتفاقی پیش میآید. برای همین هم من اصولا آدم بداههای هستم. بداههنوازی را خیلی دوست دارم و معتقدم یکی از کلیدهای آهنگسازیست.
وقتی آن لحظهی خاص پیش آمد، در ذهن من ایدههایی شکل میگیرد. ایده و هارمونی اولیه را کنار میگذارم و روی ایدههای بعدی تمرکز بیشتری میکنم و همینطور به ایدهها شکل بهتر و پختهتری میدهم تا آن حالتی را پیدا کند که مد نظرم هست. در این شکل گیری من نقش هدایت کننده را بازی میکنم.
در خصوص تعریف خاص از شیوه و سبک خاص کار هم باید بگویم که من فقط میتوانم از چیزی که به ذهنم وارد میکنم حرف بزنم. مثلا چند وقتی نشستهام و موسیقی اسکاتلندی گوش دادهام. ولی در مورد آن چیزی که ناخودآگاه در ذهنم ساخته میشود، بیاطلاعم و از گفتن آن عاجزم.
برخورد بسیار دلنشین پیمان یزدانیان این جرأت را به ما داد که کمی بیشتر از او سوال کنیم و از علایقش و کارهایی که هنگام تحویل سال انجام میدهد و ... بپرسیم:
از اوقات فراغتش شروع کردیم: فیلم میبینم و کتاب میخوانم. آخرین کتابی که خواندهام فکر میکنم کیمیاگر بود که برای هفتمین یا هشتمین بار خواندمش!
آهنگساز مورد علاقه:
در خصوص آهنگساز فیلم باید بگویم من بیشتر کارها را دوست دارم. موسیقی ناصرالدین شاه آکتور سینما کار آقای انتظامی و نرگس کار آقای علیقلی را خیلی دوست دارم.
آهنگساز ایرانی هم استاد حسین علیزاده. از همان ابتدا هم من به ایشان و كارهایشان علاقهی خاصی داشتم. زمانی هم که ایشان مدیریت هنرستان موسیقی را برعهده داشتند، به دعوت خود ایشان دوسال در آنجا پیانو درس دادم.
خوانندگان ایرانی: استاد شجریان را اگر کنار بگذاریم از صدای شهرام ناظری هم خوشم میآید. شجریان را از آن جهت کنار میگذارم که اساسا قابل مقایسه با کسی دیگر نیست. شجریان در موسیقی ایران مثل باخ میماند در موسیقی کلاسیک!
سازهایی که دوست دارد: ویلنسل، کُرآنگله، بالابان، دودوک، تار و عود.
ورزش: اگر بخواهم ببینم فوتبال. تنیس روی میز هم زمانی بازی میکردم. ورزشهای آبی به خصوص غواصی را هم خیلی دوست دارم. خیلی وقتها هم در زیر آب الهام گرفتهام. سه چهار قطعه هم نوشتهام برای زیر آب!
(در اینجا رامین صدیقی اشاره میكند كه پیمان خیلی خوب تنیس روی میز بازی میكند.)
بازیهای کودکی:
وسطی خیلی دوست داشته و دارم. یکبار همین چند سال پیش که وسطی بازی میکردم انگشتم از چندجا شکست. زو هم خیلی بازی میکردم.
و هفت سنگ؟
بازی میکردم.
آهنگ برای هفت سنگ:
اگر مثلا بخواهی برای هفتسنگ موسیقی بسازی آن آهنگ چگونه است؟
اگر بخواهم برای هفتسنگ موسیقی بسازم، حتما با یک تکنوازی تنبک شروع میکنم!
رنگ؟
نارنجی پرتقالی. سین مورد علاقه: سکه!
لحظهی سال تحویل ساز میزنید؟
هیچوقت. اما همیشه بعد از تحویل سال، اگر دیرهنگام نباشد، ساز میزنم. یادم میآید دو سال پیش که سال تحویل صبح بود قطعهای نوشتم به نام بهار : روز اول که این قطعه را خیلی دوست دارم و شاید در کاست کارهای پیانویی بگذارمش.
شاعر مورد علاقه:
از شاعران ایرانی نیما، شاملو و سهراب سپهری. البته قبلا شعر سهراب را بیشتر دوست داشتم اما حالا شعر احمد شاملو را.
بیتی که دوست دارید و زیاد زمزمه میکنید:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان زتن درآید
یزدانیان برای ما میگوید که هنگام ساز زدن گریه هم کردهام. حتی روی صحنه موقع کنسرت، که خودم را به سختی کنترل کردم.
بهترین عیدی امسال برای پیمان یزدانیان؟
اینکه امسال یک سال خوب باشد!
فکر میکردید امسال جایزهی بهترین موسیقی فیلم در جشنواره برای شما نباشد؟
میدانستم که برندهی جایزهی امسال نیستم!
تصور شما در بچگی از عید نوروز؟
اینکه مدرسهها تعطیل میشود. من از مدرسه خیلی بدم میآمد. الان هم همینطوره. حتی دلم برای بچهها میسوزه! هر وقت تعطیل میشوند من خوشحال میشوم و ذوق میکنم برای بچهها!
تا به حال زوری نوشتهاید؟
فقط در مدرسه!
رابطهی شما با اینترنت:
خیلی خوبه! اولها خیلی وقتم را میگرفت. اما حالا یاد گرفتهام که فقط میلهایم را چک کنم. خوشبختانه اولین موزیسین ایرانی بودم که سایت داشتم. بدبختانه به خاطر اینکه در ایران هیچ چیز درست نیست، به راحتی از دستش دادم.
قرار است سایت جدید من در بهار سال83 با گرافیکی نو به نشانی www.peymanyazdanian.com راهاندازی شود.
به اینجای صحبت که رسیدیم، بالاخره حرف آخر را از پیمان یزدانیان پرسیدیم:
عید شما مبارک
متن كامل گفتوگو و صحبتهای پیمان یزدانیان را دربارهی آثارش، میتوانید در فایل PDF ضمیمه بخوانید.