شبهای شعر خوانی من بیفروغ نيست
اما تو با چراغ بيا تا ببينیام
ايهام نيز مثل ساير شگردها و امکانات شعری در دستان ناتوان مقلدان و بیمايگان، تمامی زيبايی و توان خود را پايمال ابتذال و تکرار و سطحینگری میکند. هزاران بيت بیرمق ساختهاند از ابهام سادهای که در نام شيرين است. اين ابيات شاعران و متشاعران را چقدر ذوقزده کرده است و شيفته و شيدای هنر خود و مخاطبان همسليقهشان هم میداند، اما تازگی و طراوت و شگفتی اين بيت هنوز دلنشين مینمايد که :
امشب صدای تيشه از بيستون نيامد
گويا به خواب شيرين فرهاد رفته باشد
و اين اعجاز شايد از آنروست که در مصراع دوم پيچيدگی و درهم تنيدگی تصويری و معنايی، دنيايی تماشايی و مسحور کننده میسازد و هيچ قطعيتی در دلالت معنايی آن نمیتوان يافت با آنکه ظاهر جمله ساده و بدون تعقيد است.
در بيت آغازين اين يادداشت نيز با چنين حالتی روبرو میشويم. اين بيت از غزلیست از محمد علی بهمنی به مطلع:
گاهی چنان بدم که مبادا ببينیام
حتی اگر به ديدهی رويا ببينیام
نيازی به تکرار نيست که ارتباط چند سويه در ابهام شرط اساسی توفيق و تاثير اين آرايهی ادبی است.
در مصرع نخست بيت، ارتباط ميان کلمات ( شب، شعر، فروغ، من ) شبکههای متعددی ايجاد کردهاند که اين مجموعه در پيوند با کلمات ديگری از مصراع دوم به گونهای تصاعدی پرشمار می شود. کلمات ( تو، چراغ، آمدن، ديدن ) در اينسو شاعر و شب و شعر و فروغ آن و در آنسو مخاطب او، که شايد محبوب شاعر است، و آمدن و ديدن و چراغ آوردن برای تاريکی شبهای شاعر:
اگر به ديدن من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بياور ...
تضمين استادانهی اين بخش از شعر فروغ در مصراع دوم بيت زيبايی و تاثيرگذاری آن را مضاعف میکند. ولی همين تضمين علاوه بر پيوندی که در محور افقی با ساير اجزای بيت دارد، در محور عمودی کلام نيز با درونمايه و حال و هوای ساير ابيات غزل ارتباطی چند سويه برقرار میکند و سخن شاعر را که با نهايت صميمت بيان شده، تاييد میکند که:
شاعر شنيدنیست، ولی ميل ميل توست
آمادهای که بشنویام يا ببينیام