Kill Bill ـ بیل را بکش ـ آخرین فیلم کوئنتین تارانتینو به فیلمی جنجالی و بحث انگیز تبدیل شده است که عدهای ارزشهای هنری آن را به خاطر خشونت سادیستی اش رد میکنند و عدهای مانند من دیوانه وار آن را میستایند. زمان فیلم Kill Bill که از روی فیلمنامه ای دویست صفحه ای ـ نوشته خود تارانتینو ـ ساخته شده است بیش از سه ساعت است و میراماکس که حالا ارزش پول را بیشتر میداند فیلم را در دو قسمت اکران کرده است با دو شکل کاملا متفاوت. آنطور که تارانتینو در مصاحبه ها گفته در قسمت دوم بیشتر به شخصیت عروس با بازی اوما تورمن آشنا میشویم و از حمام خونی که در قسمت اول به راه انداخته خبری نیست. Kill Bill فیلمی در ستایش سینماست، فیلمی پر از کدها و اشاره ها به فیلم های اکشنی که کارگردان از آنها تاثیر گرفته است و ادای دینی است به همه آنها، حماسه های گنگ فوی هنگ کنگ، درامهای یاکوزایی ژاپنی، وسترنهای اسپاگتی دهه 70 ایتالیا و ژانر سینمای وحشت. تارانتینو پنج سال از عمرش را در ویدئو کلوپی در کالیفرنیا گذرانده و در تمام این این مدت دیوانه وار فیلم دیده است و به شکل اعجاب آوری تبدیل به دایره المعارفی از فیلمها شده است. او که برای دومین ساخته اش داستان عامه پسند برنده نخل طلای کن شده است توانست تمام سینمادوستان و منتقدین را میخکوب کند. او معجزه سینمای دهه نود بود و حالا همه دوست دارند تا او دوباره با سینمای منحصر به فرد و سادیستی اش که انباشته از ارجاعات سینمای است برگردد اما آیا Kill Bill بازگشتی مطمئن برای تارانتینو بود؟ خب این سئوال هم بحث بر انگیز است!
Kill Bill درباره زنی است که در روز عروسی اش توسط بیل و آدمکش های گروهش ـ افعی های مرگبار ـ مورد حمله قرار میگیرد و شوهر و بستگانش قتل عام میشوند و خودش را هم بعد از اینکه با یک کتک مفصل لت و پار میکنند تیری به سرش میزنند اما جان سالم به در میبرد و چهار سال بعد که از کما خارج میشود تصمیم میگیرد از بیل و گروهش که خودش نیز روزی عضو آن بود انتقام بگیرد. داستان این فیلم آنچنان تکراری و کلیشه ای است که فقط آدمی مثل تارانتینو میتوانست به آن نزدیک شود. او با همان عادت همیشگی زمان را در فیلم رعایت نمیکند و اتفاقات را پس و پیش میکند. با اینکه فیلم میتوانست رقت انگیز و دراماتیکتر از این باشد اما اوما ترومن ترحم هیچ کس را جلب نکرد او مثل پلنگی زخم خوده با آن چشمهای خیره از حدقه در آمدهاش قتل عام عجیب و گاه چندش آور و گاه مضحکی به راه انداخت تا طعم انتقام را بچشد یا اصلا بخورد! خشونت در این فیلم آنقدر ساختگی و دور از ذهن است که تماشاگر هیچ احساس تهوعی از دست و پاهای قطع شده یا سرهای بریده شده یا آن یاکوزایی که از وسط نصف شد نمیکند. در فصلی بیست دقیقه ای که عروس برای کشتن او-رن به رستورانی ژاپنی میرود مجبور میشود 88 نفر را با یک شمشیر سامورایی ساخت اوکیناوا تکه تکه کند! این فصل خون از در و دیوار جاری میشود. در ابتدای فیلم بیل به عروس میگوید «تو فکر میکنی من سادیستی هستم؟ اما من عاشق زندگی ام. دنیای بدون سادیستی!» و بعد یک گلوله در سر عروس خالی میکند. خشن ترین و دلهره آورترین صحنه جایی است که عروس میفهمد مدتی که در کما بوده مورد سو استفاده جنسی قرار گرفته است. عروس ابتدا زبان طرف را به دندان میگیرد و بعد سر باک را میان در میگذارد و با خونسردی در را میبندد! فیلم دائم دارد فریاد میزند که فقط یک فیلم است نه بیشتر. فصلی از فیلم که به گذشته او-رن میپردازد کارتونی ساخته شده است که شبیه همه کارتونهای بچگانه ژاپنی است با اسلوموشنها و کادرهای کج و معوج و شخصیتهای تخت با این تفاوت که از هر نمای آن خون میچکد.
هیچ پیام اخلاقی یا عاطفی وجود ندارد. عروس تصمیم میگیرد تا زن سیاه پوست را جلوی بچه اش نکشد و بعد همینکار را میکند یعنی میکشد. کنایه ها و طنز خاص تارانتینو را در Kill Bill کمتر میبنیم اما لحظاتی هم هست مثل دیدار عروس با هاتوری هانزو استاد و سامورایی که از خنده پس میافتید.
تارانتینو عاشق بازیگرش اوما ترومن است. دوربین با نگاهی شیفته وار دائم روی اندام ترکه ای و صورت ظریف و جذاب ترومن در حرکت است. در جایی از فیلم دوربین روی پاهای عجیب ترومن زوم میکند و دو سه دقیقه ای تماشاگر باید انگشتان او را ببیند که چطور به حرکت در میآیند! ترومن بازی بی نظیری ارائه داده است اما از آنجایی که فیلم کمتر به شخصیت او نزدیک میشود نمیتواند شخصیتی کامل باشد تنها وقتی از کما خارج شده و میفهمد بچهاش را از دست داده فرصتی پیدا میکند تا ویژگی یک زن را بروز دهد و گرنه او چیزی جز یک نابودگر نیست. از گذشته او و انگیزه هایش بیاطلاعیم و تنها در چند فلاشبک او را در لباس عروسی در حال کتک خوردن میبینیم.
با تمام اینها شاید کسی که سینمای تارانتینو را نشناسد و فیلم های برگزیده اش را ندیده باشد هرگز از نفهمد او در این فیلم دست به چه کار بزرگی زده است. باید امیدوارانه منتظر قسمت دوم آن باید باشیم.