بی تردید اصلیترین عامل ماندگاری و تاثیرگذاری شعر – و هر اثر هنری دیگر – زیبایی است. اما این زیبایی بر چه بنیانی ساخته میشود؟ و راه شناخت و درک بهتر آن چیست؟
زیبایی اساسا مبتنی بر تناسب و هماهنگی میان اجزای یک مجموعه است ولی در آثار هنری، افزون بر تناسب و هماهنگی معمولی، پیوند مستحکمتری میان عناصر تشکیلدهنده وجود دارد که موجب میشود رابطهی میان این عناصر، حالت پویا و زنده بیابد. همانطور که اعضای بدن سایر موجودات زنده علاوه بر داشتن ارتباط فیزیکی دارای روح مشترک و هماهنگ نیز هستند.
برای بررسی نمونهای از تناسب در کلام شعری، دو بیت از یک غزل (*) را با هم میخوانیم:
روا گشته حاجات ما با رقیه
من و دست و دامان تو یا رقیه
من از کودکی آشنای تو بودم
و مشق شبم: آب، بابا، رقیه ...
بیت اول حرفهایی را میزند که بارها شنیدهایم و این دو جمله آنقدر آشنا هستند که وقتی آنها را میخوانیم، متوجه حضورشان نمیشویم؛ یعنی وزن و قافیه چندان تغییری در سادگی و روانی کلام ایجاد نکردهاند. انگار این دو جمله به طور طبیعی دارای این وزن و قافیه بودهاند و شاعر تنها آنها را کشف کرده و در شعر خود گذاشته. به نوعی تصور میشود که او هیچ تلاشی برای گنجاندن حرفهایش در قالب وزن و قافیه انجام نداده، اما در واقع اینگونه نیست. مهارت و ورزیدگی ذهنی سراینده در حدی است که ردی از فنآوریهایش در اثر باقی نمیماند. مثل مجسمهسازی ماهر که از ضربههای قلم و چکش او بر اندام پیکرهها اثری نباشد. البته در بیت اول، کلام آن قدر روشن است که خواننده به سادگی وارد دنیای آن میشود و نیاز چندانی به تأمل و کشف ندارد. اما بیت دوم اینگونه نیست. با همهی سادگی که در این بیت وجود دارد، مانند منشوری است که مخاطب میتواند بارها از زوایای مختلف نگاهش کند و هربار منظرهی چشمنواز دیگری بیاید. مهمترین نکته ایناست که در این مجموعهی زیبا، هیچ نشانی از ساختگی و صنعتگری شاعر دیده نمیشود. نگاهی دوباره به بیت دوم میاندازیم:
من از کودکی آشنای تو بودم
و مشق شبم: آب، بابا، رقیه ...
با تأملی در واژهها درمییابیم که چگونه رابطهی ساده دستوری میان آنها عمق و لایههای متعدد یافتهاست. برخی از تناسبهای موجود را میشماریم:
1- کودکی، مشق شب، آب و بابا (در فضای دروس دبستان)
2- کودکی، آب، بابا، رقیه (اشارهی مؤثر به حادثهی کربلا و شهادت امامحسین(ع) و تشنگی کودکان او با بهرهگیری از واژههای کلیدی)
3- رقیه، کودکی، شب (تداعی کنندهی اسارت اهل بیت امام و شام غریبان)
4- مجموعه واژهها، بیانکنندهی حالت شاعر در برابر صحنهی کربلا هساتند که او چون کودکی دبستانی از آن
درس میآموزد.
5- ... و به تناسب ورزیدگی ذهنی خواننده، هنوز فضا برای کشف باز است.
میبینیم که مضمون و اندیشه در این بیت بسیار گستردهتر از سطح ظاهر کلام دارد و این از ویژگیهای جملههاست. به رغم پیچیدگی و ظرافت محتوایی آنها، غالبا شاعرانی که در حوزهی مضمون و اندیشه، دستاورد و کشف درخور اعتنایی ندارند، با پیچیده کردن شکل شعر و بندبازی با کلمات به خیال خود هنرنمایی میکنند، اما حاصل کار آنان جز سرگردان کردن خواننده و فاصلهگرفتن از مخاطب نیست.
جملهای مشهور در معیار شناخت آثار ماندگار و هنری هست که با نقل به مضمون آن، نوشته را به پایان میبرم:
«اثر خوب و ارزشمند هنری، آناست که در نبودش جهان هستی چیزی کم داشته باشد. در واقع آثار اصیل و ارزشمند بر سیاههی بلند آفرینش جهان چیزی میافزایند.»
(*) از مجتبی رحماندوست