جشواره فیلم فجر مثل تمام سالهایی که برگزار شد باز هم پر از حرف و حدیث بود. کنار گذاشتن چند فیلم که متولیان امور نظارتی سینما آنها را بر خلاف اخلاق عرفی میدانستند خاطره سالهای قبل از ۷۶ را تداعی میکند و برخورد سلیقهای با فیلمها و بیشتر فیلمسازان. دایره، طلای سرخ، آبادان، سیمای زنی در دور دست و ... . به هر حال تماشاگران و مخاطبان سینما خود صلاحیت انتخاب فیلمهای مورد علاقهشان را دارند و اخلاق عرفی را هم بهتر از هر کسی میدانند همانطور که با استقبال سرد خود سینمای دختر پسری مبتذل را از دور خارج کردند. نگرانی متولیان سینما از گذشتن فیلمسازان از خطوط قرمز وقتی مایوس کننده میشود که میبینیم آخرین فیلم عباس کیارستمی سی دقیقه اصلاحیه میخورد!
در اصل مشکل را باید در جای دیگری جستجو کرد. با این نوع گزینش فیلمها نمیتوان ادعا داشت که جشنواره فیلم فجر نمای کلی از سینمای ایران است بلکه تنها شامل فیلمهایی میشود که مورد حمایت ارگانهای خاصی هستند یا همسو با سیاستهای دولتی تولید شده اند. اما نکتهای که نباید فراموش کرد این است که اعتبار سینمای ایران در جهان مدیون سینماگران و فیلمهایی است که در داخل مورد بیمهری قرار میگیرند و با آنها برخورد سلیقهای میشود.
در این دوره بر خلاف سال قبل فیلمسازان اسم و رسم دار نیز حضور دارند: کیمیایی و افخمی بعد چند سال دوری از سینما، رخشان بنیاعتماد، درویش، ملاقلیپور، تبریزی، فخیم زاده، سمیرا مخملباف، صباغ زاده، موتمن، کریمی، فرهادی، امینی، داود نژاد و ... افسوس که فیلم مهرجویی به موقع آماده نشد و از برنامه خارج شد.
پیش بینی میکنم فیلم دوئل بیشترین جوایز را به خودش اختصاص دهد. البته اگر این اتفاق بیفتد تعجبی ندارد، سینمای جنگ ( دفاع مقدس ) به اضافه جلوههای ویژه متنوع و بینظیر در سینمای ایران، حضور بازیگران نامدار و محتوای ناسیونالیستی و ملی آن به راحتی میتواند جوایز فراوانی را نصیب این « تولید ملی » کند. البته میتوان پیشبینی کرد داوران برای راضی نگه داشتن مجموعه فیلمها، جوایز را به طور مصلحت آمیز بین همه تقسیم کنند. همیشه همینطور بوده داوریهای بحث انگیز و نا عادلانه.
امسال سینمای ایران بعد از مدتها پربار و پویا بوده است و فیلمها حاوی مضامین نسبتا متفاوتی هستند. باید دید و نظر دقیق تری ارائه داد.