در نوشتار قبل دربارهی خط زمینه و نقطه (معیار سنجش اندازهها و تناسب در خط) نوشتیم که اگر آن را به دقت خوانده و رعایت کرده باشید، باید جهش بزرگی در خواناتر شدن خط شما روی داده باشد. اگر آن مباحث را نخواندهاید، توصیه میکنم که قبل از خواندن این صفحه، آن را ببینید.
گفتیم که بعضی هر حرف نسبت به خط زمینه موقعیتی دارد. مثلاً این حروف که همواره «بر روی خط زمینه» نوشته میشوند:
و این حروف که بخشی از آنها «زیر خط زمینه» نوشته میشود:
خطی را که در مدرسه به ما آموخته و میآموزند، شبیه نوعی نسخ ناپخته است که شکل حروف آن تا حد ممکن ساده شده است ولی زیبایی حروف و خط هم به همین میزان قربانی سادگی شده است. از طرفی همانطور که گفتیم، مناسبترین خط برای نگارش زبان فارسی، نستعلیق است که در عین خوانایی، زیبا هم هست.
البته نوشتن خط نستعلیق و تبحر در آن به دلیل ریزهکاریها و نکات بسیار دقیق آن کار سادهای نیست ولی خوشبختانه در نگارش تحریری آن به علت یکسان بودن ضعف و قوت خط (در اصطلاح عام: کلفتی و نازکی حروف) به آسانی میتوان به حد قابل قبولی رسید.
اولین حرف و تقریبا پرکاربردترین حرف در الفبا، شاید حرف الف باشد که در خط تحریری به صورت یک خط تقریبا عمود نوشته میشود. البته از آن جا که حرف«الف» دراصل از حرف «همزه» منشعب شده است، در نستعلیق با کمی تاب و اصطلاحاً رقص نوشته میشود که در خط تحریری هم بهتر است این رقص را رعایت کنیم تا خط حالت بهتری گرفته و خشک نشود.
از طرف دیگر «الف» در خط تحریری در ترکیب با سایر حروف تنها به یک صورت نوشته میشود:
«ا» همواره در بالای خط زمینه قرار میگیرد.
حرف بعدی «ب» است. که به دو صورت کوتاه (پنج نقطه) و کشیده (نه و یازده نقطه) نوشته میشود. برخلاف «الف»، حرف «ب» وقتی با سایر حروف ترکیب میشود، شکلهای مختلفی پیدا میکند. عکس زیر ترکیبهای گوناگون «ب» را نشان میدهد که در خط تحریری هم به همین شکل نوشته میشود. بدون آنکه ضعف یا قوت (کلفتی و نازکی حروف) داشته باشیم.
بدیهی است که حروف «پ» - «ت» - «ث» نیز صرفنظر از نقطههایشان همانند «ب» نوشته میشوند. حروف «ن» و «ی» نیز اگر تنها نباشند و یا در انتهای کلمه قرار نگیرند، نیز دقیقا به شکل حرف «ب» نوشته میشوند.
حروف «ج» - «چ» - «ح» - «خ» هم در ترکیبهای گوناگون، شکلهای مختلفی دارند که در شکل زیر دیده میشود:
همانطور که میبینید، حروف بسته با اینکه قبل و بعد از چه حرف دیگری قرار بگیرند، میتوانند شکل متفاوتی داشته باشند که این امر هم قاعدهای کلی ندارد و شما میتوانید با نگاه کردن به خطوط استادان خط این شکلها را بیاموزید. در این مورد بهترین منبعی که میتوان معرفی کرد، «آدابالخط» از استاد مسلّم خوشنویسی نستعلیق، غلامحسین امیرخانی است که از سوی انتشارات انجمن خوشنویسان ایران بارها تجدید چاپ شده است و نمونههای این صفحه نیز از این کتاب انتخاب شدهاند.
تا شمارهی بعد که این بحث را ادامه خواهیم داد، از دیدن خطوط خوب غافل نشوید.