گهواره - براي كودكان معصوم بم

جمعه، 19 دیماه 1382

     

 
       
 

موضوع: شعر

 

نويسنده: ابوالفضل زرویی نصرآباد

   
     
اشاره: کم‌تر کسی‌ هست که علاقه‌مند به طنز معاصر باشد و نام ابوالفضل زرویی نصرآباد ( ملا نصرالدین ) را نشنیده باشد. شعرها، حکایات و یادداشت‌های خواندنی او همواره دل‌نشین و به یاد ماندنی‌ بوده‌اند، از آن رو که زرویی...
   

 

 

 

اشاره: کم‌تر کسی‌ هست که علاقه‌مند به طنز معاصر باشد و نام ابوالفضل زرویی نصرآباد ( ملا نصرالدین ) را نشنیده باشد. شعرها، حکایات و یادداشت‌های خواندنی او همواره دل‌نشین و به یاد ماندنی‌ بوده‌اند، از آن رو که زرویی طنز را و پیش و بیش از آن، ادبیات را خوب می‌شناسد. او کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی را از دانشگاه تهران دارد. زرویی ‌چند سالی در تحریریه‌‌ی گل‌آقا، همشهری و بسیاری از مطبوعات تراز اول ایران قلم می‌زده است. چند سالی‌ست که سرپرستی دفتر طنز حوزه‌ی هنری را بر عهده دارد و برگزاری منظم « در حلقه‌ی رندان » ـ که یک شب شعر طنز ماهانه است و با استقبال فراوان برگزار می‌شود ـ و نخستین جشن‌واره‌ی بین‌المللی طنز و در حال حاضر تاسیس باشگاه طنزپردازان جوان، از جمله‌ی کارهای ماندگار اوست.

یادم هست در گفتـگویی که دو سال پیش با او داشتیم، گفت: خیلی‌ها می‌گویند من مرثیه را بهتر از طنز می‌گویم. به این جمله‌ ایمان آوردم، وقتی که چند روز پیش گهواره را از او شنیدم. غم‌نامه‌ی گهواره با همه‌ی سادگی‌ها و روانی کم‌نظیرش، در یک نگاه، روایت شاعرانه‌ای‌ست از حرف‌های دل کودکان بم ـ که این روزها « تا دل‌شان بخواهد، بی مزاحمت می‌توانند خاک‌بازی کنند! »

گهواره

برای کودکان معصوم بم

خواب بودند، خواب می‌دیـدند
خواب سنگین و غیر تحـمـیلی
خواب تـفریح، خواب آرامش
خواب شیرین صبح تعطیلی

جمعه: تعطیل، جمعه: خواب و خیال
جمعه: دروازه‌ای به باغ بهشت
مثل هر هفته باز هم می‌شد
مشق را عصر روز جمعه نوشت

دخترک خفت و دست‌های پدر
طفل را بین دست و بال گرفت
سر که چرخاند، رختخواب پدر
باز هم بوی پرتقال گرفت

پیش از آن آسمان محبت داشت
به زمین، گرم عشق می‌ورزید
تیره شد ارتباط‌های قدیم
آسمان سرد شد، زمین لرزید

خانه: گهواره، آسمان: مادر
بانگ دیوار و سقف: لالایـی
مردمان: کودکان خواب‌آلود
بوالعجب صحنه‌ای تماشایی

آسمان قصه‌ی بلندی داشت
شهر خوابید و قصه شد کوتاه
در « بم » اما چقدر طول کشید
شب یلدای پنجم دی‌ ماه

کودکان، خفته هم‌چنان معصوم
غافل از سقف روی گرده‌ی‌شان
باد می‌آورد و ورق می‌زد
دفتر مشق خط نخورده‌ی شان

کودکم! مادرت تشر می‌زد
منضبط باش و پاک بازی کن
دیگر این‌جا کسی مزاحم نیست
تا دلت خواست، خاک بازی کن

نخل‌بانان شهر بم، امسال
رطب ختم خویش می‌چیدند
کودکان، گرم رخوتی شیرین
خواب بودند، خواب می‌دیدند

خواب بودند، خواب می‌دیدند
خواب سنگین و غیر تحمیلی
خواب تفریح، خواب آرامش
خواب شیرین صبح تعطیلی ...

پگاه جمعه 12 دی ‌ماه 1382

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine