حق
نخستین جشن واره ی سراسری ی تئاتر ماه
سیزده تا نونزده دی ماه هشتاد و دو
حوزه ی هنری؛ تئاتر مولوی؛ تالار هنر
ام سال به همت انجمن نمایش حوزه ی هنری و با هم کاری خانه ی تئاتر نخستین دوره ی جشن واره ی سراسری ی تئاتر ماه به مدیریت مهرداد رایانی مخصوص - نویسنده و کارگردان جوان تئاتر کشور- برگزار شد.
- اندیشه؛ معنویت؛ هنر
***
بررسی ی نمایش
وصیت نامه ی خانم سارا
نویسنده: نغمه ثمینی
کارگردان: علی رویین تن
بازی گران: زری اماد؛ حسن سرچاهی؛ شاهین صفاری
گوگو؛ جوان نوشابه فروشی ست که در یکی از خیابان های اصلی ی شهر مشغول به کار است. او کوکاکولا را درمان همه ی دردها می داند. در طول نمایش انسان های مختلف از طبقات مختلف جامعه در کنار گوگو قرار می گیرند و هر یک در زمانی کوتاه با ارتباطی که برقرار می کنند؛ به بیننده شناسانده می شوند؛ ولی هیچ کدام از گوگو کوکا نمی خرند.
در انتها زنی به ظاهر ثروت مند به نام خانم سارا وارد قصه می شود. او قصد دارد بمیرد و از گوگو می خواهد تا وصیت نامه یی برای او بنویسد. به واسطه ی نوشته شدن این وصیت نامه؛ گوگو و بیننده با ابعاد مختلف زنده گی ی خانم سارا آشنا می شوند. خانم سارا زنی اشرافی ست - البته می توان این را رویای او دانست- که در جوانی بسیار زیبارو و دل ربا بوده است. اما از خانواده طرد شده و سال های آخر عمرش را در خانه ی سال مندان زنده گی می کرده است و اینک از زنده گی خسته شده و می خواهد بمیرد! بمیرد نه این که خودکشی کند!
در انتها وصیت نامه نوشته می شود و خانم سارا در صحنه یی زیبا می میرد و توسط فرشته گان تا آسمان بدرقه می شود.
***
خانم سارا من است؛ تو است و اوست؛ ماست و شماست! شاید در درون هر کدام مان باشد؛ با ساده دلی، خودخواهی، اصالت، نجابت، درد، شوق، یاس و ...
همه ی ما دل مان هم زبانی می خواهد؛ که ببیندمان، بشنودمان و بگویدمان!
بی شک پایان همه مان هم همان است که باید!
در جامعه یی که زرق و برق و تجمل و تابلوهای نئون رنگانگ و در و دیوار پُر شده از تبلیغات و ساختمان های سر به فلک کشیده سبب می شود آن چه به چشم نیاید، انسان باشد!
آن که گم می شود انسان باشد؛ آن که تنها می شود انسان باشد!
آن که بی هم زبان می ماند، انسان است و انسان است که انسان است!
چرا که آستین ش از اشک تر است؛ راه رهایی فقط خود اوست!
انسان م آرزوست!
خنک و گوارا بنوشید، کوکاکولاهای تان را!!!
***
نغمه ثمینی نویسنده ی جوان و پرکار این روزهای تئاتر کشور در این نمایش نامه هم باز به دنبال هویت گم گشته ی انسان است. او بیش ترین بی هویتی را از آن انسان معاصر غرب می داند و نمایش نامه ی وصیت نامه ی خانم سارا را هم مانند چند کار قبلی ی خود در باره ی انسان های غربی و زنده گی ی آن ها می نویسد. همین اتفاق در نمایش نامه ی تابوت ساز خیابان چهل و پنجم و هم چنین رازها و دروغ ها به شکلی دیگر رخ می نماید. فضای نمایش؛ یکی از شهرهای آمریکای لاتین را تداعی می کند؛ که این نکته البته به واسطه ی مولفه های کارگردان در نمایش شناخته می شود؛ چرا که در نمایش نامه اشاره یی به مکان و جغرافیای بازی نمی شود.
ثمینی در این نمایش نامه عنصری را داخل می کند به نام نوشابه ی کوکاکولا! کوکاکولا امروزه در جوامع مخالف بشری و در میان انسان دیگر یک نوشابه ی معمولی نیست و در پشت خود چه سیاست ها و فلسفه هایی را که دنبال نمی کند! امروز می توان کوکاکولا را یکی از شاخصه های مهم بشری در سراسر دنیا دانست! و البته شاید یکی از ضروریات - به قول گوگو؛ جوان کوکاکولا فروش نمایش! خانم ثمینی به درستی از این عنصر در نمایش نامه ش برای ارتباط بین انسان های نمایش استفاده کرده است.
در بخش اول نمایش که ریتم و ضرب آهنگ بسیار تندی دارد؛ ما انسان هایی را می بینیم که در حالت ضد نور به صحنه می آیند و هر یک خود را مختصرا معرفی می کنند - نه با زبان که با حرکت- و می روند.
بخش دوم نمایش از ورود خانم سارا شروع می شود! او که جایی را برای مردن سراغ می گرفته اینک با دیدن نیمکتی که در کنار بساط گوگو می بیند؛ متوقف می شود و خود را برای مرگ آماده م می کند.
طراحی ی صحنه ی نمایش که کار پیام فروتن طراح صحنه ی خوب و کارکشته ی تئاتر است؛ در راستای متن و با هم آهنگی ی زیبایی با آن در چشم بیننده خودنمایی می کند.
مکان نمایش مقابل یک سینمای و گیشه ی آن است. تابلوی بزرگ تبلیغاتی ی کوکاکولا که با رنگ قرمز نورپردازی شده است بر سر در این سینما دیده می شود.
نکته ی بسیار جالب در طراحی ی صحنه ی نمایش این است که تمام دیوارهای فرضی در نمایش را به جای لته های مختلف یا دیوارک های از پیش ساخته؛ جعبه های نوشابه ی کوکاکولا تشکیل می دهند. به این صورت که چشم بیننده هر جا می چرخد و می گردد کوکاکولا می بیند.
در بخش پایانی ی نمایش؛ هنگامی که خانم سارا از پسرش؛ نوه ش و عروس ش سخن می گوید؛ دربان سینما را می بینیم که می آید و درهای سینما را به ترتیب می بندد؛ بر شیشه ی درهای سینما پوستر فیلم هایی را می بینیم که هم آهنگ با توصیفات خانم سارا از بسته گان ش هستند! ابتدا پوستر فیلم قاتلین بالفطره؛ سپس فیلم دراکولا و در آخر فیلم فارست گامپ!
هم آهنگی و ایده ی این فیلم ها و موضوع نمایش بسیار زیبا و به جا می نماید!
موسیقی ی نمایش هم که کار و ساخته ی محمد فرشته نژاد است؛ ترکیبی ست از موسیقی ی بی کلام آمریکای لاتین و موسیقی ی آوازی ی جیپسی کینگز! و البته آواز زیبایی که خود فرشته نژاد در انتهای نمایش می خواند!
علی رویین تن که به عنوان کارگردان گروه را هدایت می کرد؛ در این چند ساله ی اخیر رکورد دار کارگردانی ی نمایش های توقیفی ست! دو سال پیش نمایش مرا ببوس او با بازی شهرام حقیقت دوست و لعیا زنگنه و اجرای موسیقی ی زنده توسط مانی رهنما پس از پانزده روز اجرا در فرهنگ سرای نیاوران توقیف شد! این توقیف در حالی بود که نمایش او با استقبال چشم گیری از طرف تماشاگران مواجه شده بود! در این سال ها هم بسیاری از نمایش ها به سرنوشت مرا ببوس دچار شدند.
اما به تلافی ی سال ها و نمایش های گذشته؛ رویین تن ام سال سه نمایش را هم زمان با هم تمرین و اجرا می کند. یکی همین وصیت نامه ی خانم سارا؛ دیگری آیین فاتیما که در جشن واره ی تئاتر فجر اجرا می شود و آن دیگری نمایش پشت شمشادها که از بیست و سوم بهمن ماه در تالار نوی تئاتر شهر به صحنه می رود.
رویین تن در این نمایش از دو بازی گر حرفه یی - حسن سرچاهی و زری اماد - و یک بازی گر تازه کار - شاهین صفاری در نقش گوگو؛ که نقش ش را انصافا خوب بازی کرد- استفاده کرده. حرکات فرم وار ابتدای نمایش بسیار زیبا و ضرب آهنگ آن بسیار دقیق به جا توسط رویین تن طراحی شده است. ضرب آهنگ قسمت اول به عمد درقسمت دوم می افتد و این اتفاق که بسیار دقیق با متن نمایش هماهنگی می کند؛ نشان از دقت و هوش بالای رویین تن در کارگردانی ی نمایش دارد.
و البته یکی از زیباترین صحنه؛ صحنه ی مرگ خانم سارا و بدرقه ی او توسط فرشته گان چتر به دست است! چترهای همه رنگ که در صحنه هارمونی ی زیبایی از رنگ ها و اشکال و حرکات را ایجاد می کردند.
هفته ی آینده به بررسی ی یکی دیگر از نمایش های اجرا شده در جشن واره ی ماه می پردازیم!
- برفراز برجک ها / نویسنده: محمد رضایی راد / کارگردان: رحیم نوروزی