دخترک آستینش را بالا میزند و خیره میشود به سرنگ. چشمهایش از ترس گرد شدهاند. لبهایش میلرزد. مادر میبوسدش و توی گوشش چیزی زمزمه میکند. سعی میکند بغضش را نگه دارد، مبادا این همه آدم غریبهی توی درمانگاه سیار، گریهاش را ببینند. خانم دکتر بازویش را با الکل تر میکند و سوزن را ... که یک دفعه بغضش میترکد! و ما که چند دقیقهای است یواشکی زیر نظرش داریم، از معصومیت دخترک خندهمان میگیرد....
طرح ملی ریشه کنی سرخک و سرخجه مادرزادی، چند روزی است در سراسر کشور آغاز شده. بچههای هفتسنگ که یا واکسنهایشان را زدهاند، یا همین امروز و فردا میزنند! شما هم اگر مثل اکثر هفتسنگیها کمتر از بیست و پنج سال و البته بیشتر از پنج سال سن دارید، عجله کنید که یواش یواش دارد دیر میشود!
نترسید! آمپول خیلی هم درد ندارد!
ادامه عکسها در صفحه دوم