ترانه ای از یغما گلرویی
Merry Christmas
وقتی كه بابا نوئل گوَزنِشو زین می كنه،
اولین برف زمستون خاكو سنگین می كنه،
همه آدما به فكر جشن عید نوئلَن،
تنها یك درخت كاج مسیحو نفرین می كنه!!
قدش از قد تبرزنش یه كم بلندتره
اما معلومه تو جنگشون برنده تبره
سردی تیغه ی تیز هی تنشو می لروزنه
این درخت مرده رو كی می خره؟ كی می خره؟
((یه درخت افتاده از نفس! مری كریسمس!
یكی حرمت جنگلو شِكَس! مری كریسمس!))
شب كه می شه تو یه خونه س تنِ اون درختِ كاج
رو سرش صد تا ستاره می درخشه مث تاج
اما اون مدتیه كه مرده و بی خبره
كی واسه زخم تبر می شناسه یه راه علاج؟
بعدِ تعطیلی عید درختو از یاد می برن
پولك و ستاره هاشو از رو شاخه ش می كنن
میندازن توی خیابون كاجِ خشك ِ قصه رو
نگاه كن چهارتا ولگرد اونو آتیش می زنن!!
((یه درخت افتاده از نفس! مری كریسمس!
یكی حرمت جنگلو شِكَس! مری كریسمس!))
یغما گلرویی
زمستان 82