تأملی بر احوال موسیقی زمان ما
مقدمه

موسیقی ایرانی درخت تناوریست که ریشه در خاک چند هزارسالهی ما دارد.
قرنها میگذرد و متأسفانه برای شناخت این موسیقی نجیب و پرمهر که برای پرورش نهال کمال و معرفت انسانی بستر مناسبی ست و ما را به خویشتن نگری و تفکر و تأمل در خویشتن ترغیب می کند، چنانکه باید و شاید حق مطلب ادا نشده است.
چه شده است که تار یا سه تار یا سنتور و انواع سازهای ایرانی که ریشه در فرهنگ چند هزارساله دارد، ارج و قربش را از دست داده است. چه شده که حال باید منتظر خوانندگان و نوازندگان شش و هشت زمان گذشته باشیم که برای سرگرمی مردم قدم رنجه فرموده و صدا و سیما را با حضور خود منور می کنند...
وضعیت نابسامان آموزش، تقسیم بندی های بوجود آمده در بین گروههای موسیقی، وضعیت موسیقی در رادیو و تلویزیون (به عنوان موثرترین ابزار در ترویج این هنر)، این ها، همه و همه موضوعاتی ست که ذکرش بارها و بارها رفته است و دریغِ حتی حرکتی که در قبال پیشگیری از چنین برخوردی که با موسیقی می شود!
در مواجهِ با وضعیت کنونی که نصیب موسیقی شده، هنرمندان، هرکدام عکس العملی نشان می دهند:
عده ای به عنوان اعتراض برشرایط حاکم در موسیقی سکوت اختیار کرده اند! و جای تعجب است که چگونه سکوت می تواند گره گشای مشکلات عدیده ی موسیقی ما باشد و مرهمی باشد بر هزاران زخمی که بر تارو پود این هنر تاکنون وارد آمده!
عده ای که هراز چندگاهی طی گفتگویی مفصل درخیالشان مردم را از مسایلی که پشت پرده ی موسیقی اتفاق می افتد واقف می سازند!
تمام مواردی که ذکرشان رفت، به درستی واقعیت هایی ست که گریبان هنر جامعه ی ما به خصوص موسیقی را گرفته. این مشکلات محصول و محصور زمان خاصی نیست، بلکه در طول تاریخ هنر، نه به این صورت، اما همواره وجود داشته است...
چندی پیش استاد شهرام ناظری در نشستی با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خصوص مسائل مختلفی حول محور هنر موسیقی به گفتگو پرداختند. لازم به ذکر است این گفتگو در فاصله ی چهارپنچ روزه به اجرای کنسرت ایشان، همراه گروه مولانا در تالار بزرگ کشور، انجام گرفته است.
دراین مقال کوتاه، خالی از لطف ندیدم قسمتهایی از این گفتگو با دقت و ظرافت بیشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. متن کامل مصاحبهی ایشان که در دو بخش است در سایت ایسنا منتشر شده است.
از متن گفتگوی ایشان قسمت نخست باعنوان « دوست داشتم پرواز کنم... »
تقسیم بندی گروههای موسیقی موجود:
1- گروهی که موسیقی بلد نبوده و حوزه ی سنتی را درک نکرده اند ...
2- با موسیقی سنتی آشنایی داشته اما با تأسف از دیدگاه یک بعدی ارتجاعی برخوردار هستند...
3- گروههای هنری که دارای دیدگاه های خاص خود هستند.
_ از آنجایی که استاد هم از اهالی موسیقی به شمار می روند، اینکه ایشان به یکی از این سه گروه که اتفاقا خود تقسیم بندی نموده اند تعلق دارند شکی نیست. پس به ناچار استاد باید متعلق به گروه سوم باشند: هنرمندی دارای دیدگاه های خاص!
به لحاظ فرهنگی همیشه دوست داشتم که پرواز کنم. لذا برای پرواز، بخشی از موسیقی سنتی را با نام موسیقی عرفانی معرفی کردم اما همان طور که میدانید با کمال تاسف به دلیل عدم برنامهریزی و بیفرهنگی موجود - که یک کار درست از سوی یک هنرمند هدایت میشود و بعدها دست افراد دست دوم و هفتم و مقلدین ناآگاه میافتد - وضعیت اسفباری پدیدار آمد...
_ لازم به یادآوری ست در متون فراوانی از دانشمندان و موسیقیدانان، چون الموسیقی الکبیر فارابی، دانشنامه ی علایی ابن سینا و ... در خصوص موسیقی و عرفان و رابطه ی این دو اشاراتی آمده است. همواره عرفان و موسیقی ما از گذشته تا حال پیوندی ناگسستنی داشته و دارد. بی شک معرفی کننده ی موسیقی عرفانی استاد ناظری نمی توانند باشند!
برای اجرای آتی با توجه به مخارج قرار شد که قیمت بلیطها در حد 10 تا 12 هزار تومان باشد اما با جلساتی که گذاشتیم قیمت را به 7500 تومان رساندیم و من خود از این بابت ناراحت هستم چون میدانم عمدهی مخاطبان من دانشجویان، دانشآموزان، طبقات فرهنگی و تحصیلکرده هستند، اما چاره ای نیست.
_ در خصوص قیمت بلیط ها نمی شود چیزی به گزاف گفت. طبق گفته ی استاد تمام تلاش ایشان در خصوص تعدیل هزینه ی بلیط ها بوده است. و انصافا که چاره ای نبوده و از دستمزد هنرمندان که بگذریم همه ی درآمد این کنسرت صرف اجاره ی سالن می شود.
جای تقدیر است که استاد به خاطر زیادبودن هزینه ی بلیط ها چند سالیست که کنسرت نداده اند.
این روزها کار من همهاش “نه” گفتن شده است چرا که بیشتر کارهایی که پیشنهاد میشود سطح پائین بوده و من نیز متقابلا این آثار را همراهی نمیکنم، پس باید ارگانهای مسئول که به این قضایا بیتوجه هستند برنامهریزی صحیحی را در این راستا انجام دهند.
_ به راستی موضع یک هنرمند واقعی در قبال کارهای بازاری و سطح پایین چه می تواند باشد؟بی تردید تفاوتهای آشکار هنرمند از دیگران در همین “نه” گفتن می تواند باشد؛ با علم به این نکته که هنر یک هنرمند دراختیار خودش می باشد. او می تواند به قیمت پایینی آن را بفروشد و یا... درضمن این موضوع به ارگان های مسئول هم مرتبط نخواهد بود.
البته ایشان در بخش بعد صحبتهاشان با من هم عقیده می شوند:
با این حال، زمانی که هنرمند با نظرگاهی بلند برای کشورش کار میکند علیرغم وجود محدودیت ها به کار خود ادامه میدهد چرا که هدف نهائی او اجتماع است تنها هنرمند بازاری است که میگوید هنر برای “مردم و عوامپسندی” است. حال آنکه، هنرمند واقعی کسی است که برای مردم کار میکند اما با مطالعه در اجتماع و فرهنگ از آنها، نفسی تازه و حرکتی رو به رشد را میگیرد و به راه خود ادامه میدهد.
سیاستهای موسیقی در رادیو و تلویزیون، در حقیقت همکاری با لالهزار و لوسآنجلس است و منجر به اشاعه کارهای مبتذل و بیفرهنگ شده است.
من بارها این را گفتهام و دیگران هم گفتهاند که خود نهادها، مقصر اصلی در وضعیت کنونی موسیقی هستند.
_ همه ی حرفهای ایشان در خصوص سیاست گذاری های اشتباه صدا و سیما و ... درست؛ اما آقای ناظری با این موضع گیری، وظیفه ی هنرمندانی چون شما چه می شود؟ گیریم که نهادها مقصر اصلی؛ به راستی چقدر خود و هم قطاران تان را در بوجود آمدن این اوضاع سهیم می دانید؟
هر کس از خانهاش قهر میکند خواننده میشود. نمیدانم چرا وضعیت اینگونه شده است. شاید از این روست که موسیقی روی اصول خود حرکت نکرده و آموزش آن ریشهای انجام نشده است.
_ وظیفه ی تعلیم و تربیت و پرورش استعدادها درزمینه ی آواز و خوانندگی و ... تنها برعهده ی هنرمندانی چون شماست با وجود تمامی مشکلاتی که وجود دارد و ... به گفته ی خودتان هنرمند کسی ست که برای مردم کار می کند...
از متن گفتگوی ایشان قسمت دوم باعنوان « پشت پرده ی موسیقی... »
وضع به گونهای است که خود من 2 سال است هر چه تلاش میکنم نمیتوانم کار خاصی را پدیدار سازم یا چیزی را خلق کنم. هنرمندان دیگر هم، انگیزه ندارند و دلسرد هستند. چون اوضاع نابسامان کنونی بر روی آنها تاثیر منفی گذاشته است.
یک یا چند هنرمند به تنهائی نمیتوانند وضعیت موسیقی جامعه را مشخص کنند...
_ برهیچ کس اوضاع و احوالی که موسیقی ما با آن دست و پنجه نرم می کند، پوشیده نیست. اما آقای ناظری شما که لااقل از امکانات نسبتا خوبی استفاده می کنید، چرا باید به هرچه بیشتر شدن این آشفتگی کمک کنید. همانطور که خود بهتر می دانید حالا موسیقی بیش از پیش به کمک و یاری شما نیاز مبرم دارد. ضمنا با اعتقاد براین نکته که اگر هنرمندان یک به یک، دست به دست هم دهند و برآشفتگی موجود دامن نزنند، می توانند در این شرایط مثمرثمر باشند و تاثیرات مثبت فراوانی ایجاد نمایند.
آموزش، تاکنون بر مبنای علاقههای شخصی پیش رفته و هیچ فکری برای این همه علاقه نشده است یعنی هر کس جائی را گیر آورده، آن را تبدیل به فضای آموزشی کرده است! آموزش موسیقی در دانشگاهها و هنرستانها نیز فاجعه است. در فضای خصوصی نیز، آموزش امکان ندارد.
_ از آنجا که درزمینه ی آموزش وظیفه ای نیز متوجه اساتید و هنرمندان می باشد، عنوان نمودن مشکلاتی که از جانب ارگانها پدید آمده و شانه خالی کردن از آموزش و تربیت هنرجو کار پسندیده ای نیست. ضمن اینکه در خصوص وضعیت آموزش می توانید با راه حلهایی دراین زمینه به بهبود آن کمک فراوانی کنید!
از پس از انقلاب تاکنون کارهایم را در حالی از رادیو و تلویزیون پخش کردهاند که نه قراردادی داشتهاند و نه اینکه مباحث معنوی پخش آثارم رعایت شده است، اما آنها، علیرغم اعتراضهای مکرر ما، نه تنها به این حرفها گوش نمیکنند بلکه هر نوعی که خود میخواهند با آثار برخورد میکنند. زمانی که تلویزیون این اعمال را انجام میدهد دیگر ما چه انتظاری میتوانیم از دلالها داشته باشیم. همین میشود که یک سوءاستفادهگر ، کنسرت تبریز من را با دوربین دستی ضبط میکند و با نازلترین کیفیت - که توهین به مخاطب است- آن را به بازار ارایه میکند، دولت هم که برای جلوگیری از این کار برنامه ای ندارد.
_ تمام گفته های ایشان در این خصوص صحیح. اما سوالی که پیش می آید اینکه مگر صدا و سیما با دیگران درخصوص پخش آثارشان قراردادی منعقد کرده است یا درقبال پخش آثار دیگر هنرمندان سیاست خاصی را پیش گرفته است؟!
کنسرت تبریز هم اگر توسط یک نشر موسیقی آن هم با کیفیت مطلوب و مناسب، عرضه می شد چه ایراد داشت؟
تمام تلاش خود را میکنیم که موسیقی سنتی را حفظ کنیم. شما از پشت پرده موسیقی خبر ندارید بارها پیشنهاد شده که بیا و این 100 میلیون را بگیر و آثاری از “دلکش” و ”پوران” را بخوان من هم میگویم اگر 100 میلیارد هم که بدهید نمیخوانم، راه من و هدف امثال من مشخص است، وظیفهی هنرمند خلق اثر است نه تکرار و بازخوانی آثار هنرمندان دیگر .
وی ادامه داد: در پشت پردهی موسیقی، آنقدر مسائل نامطلوب وجود دارد که هنرمندان واقعی هزار بار “نه” میگویند و کارشان ”نه” گفتن شده است.
_ آنچه که می تواند هنرمند را از غیر بازشناساند به واقع همین است و نیاز به دوباره گویی نیست!
خلق یک قطعه، تنها به تکنیک و آهنگساز و... وابسته نیست، بلکه عشق هم میخواهد که این صدا را تراوش دهد . اگر شما صدایی را دوست ندارید به معنای آن است که در آن صدا همه چیز هست اما عشق نیست.
_ بدون شک در مقوله ی هنر به خصوص موسیقی، دوست داشتن یک اثر به سلیقه ی افراد بستگی دارد. تصور می کنم اگر ما صدایی را دوست نداریم نمی تواند دلیل بر این باشد که حتما در آن صدا عشق نیست!
درکنسرت اخیر برخی از این قطعات همان اجراهای نوا خواهند بود که بر مبنای یکسری از آهنگهای خودم با تلفیق شعر مولانا، قبلا اجرا شدهاند.
بخش دیگر هم آزاد و شامل تکنوازی و تکخوانی و دیگر برنامههای خاص هستند.
ضمن اینکه دراین کنسرت قطعه ی « آتش در نیستان » نیز اجرا خواهد شد.
_ درخصوص کنسرت ایشان که اتفاقا نسبت به هزینه ی بلیطش هم خود استاد اظهار گله مندی کرده بودند باید عنوان کنم که با توجه به گفته های خود شما در مورد اینکه هنرمند نباید کارهای تکراری انجام دهد، آیا بهتر نبود در کنسرت اخیر از قطعاتی که اجرا نشده بود استفاده می شد؟ با این هزینه ی گزاف بهتر نبود که مردم کاری جدید را به نظاره بنشینند؟
(توضیح: قطعاتی که در کنسرت اجرا شده است بنا به گفته ی ایشان، قطعات اجرا شده در کنسرت تهران و تبریز بوده و تصنیف آتش در نیستان که ...)
احساسم بر این است که هنوز یک بیفرهنگی نسبتا مطلق حاکم است، اما روح تمدن بیداری که در ذره ذرهی وجود هر ایرانی و “ژن” آنها وجود دارد گاهی حضور خود را در صحنهها به گونهای نشان میدهد که همه را متعجب میکند.
_ به امید آن که موسیقی سنتی، هنر دیرین این مرز و بوم، سربلند و پابرجا بماند و فرزندان ایران با طنین خوش آوای آن آرامش جان را بیارایند.