سلام گل همیشه بهار!
...کی گفته حالا اول مرداد است؟!...اگر الان چله تابستان است پس من چرا دارم می لرزم؟! چرا آنقدر رعشه توی تنم ریخته که حتی صدایم توالی هجاها را گم می کند و واژه هایی که رام من بودند از حنجره ام می گریزند ؟!
...کی گفته حالا شب اولین روز مرداد ماه است؟! وقتی تو حتی در نبودنت مثل خورشید روی افق ذهنم یله داده ای و همه آفتاب گردانهای جانم به سوی تو به نیایش ایستاده اند، چگونه باور کنم که شب است...آن هم شبی بدون ماهتاب؟!
...
...دو رکعت نماز صبح عشق می خوانم قربت الی قلبک!
...هزار آفتاب گردان پشت سرم تکبیر می گویند: الله اکبر!... تکبیره الاحرام!
...الحمدلله برای آفرینش چشمانت!... الحمدلله به خاطر برق نگاهت!... الحمدلله به خاطر ...!... یا رحمان و یا رحیم!... خودم را سپردم به تو.توی این همه دلرعشه!... اهدنا الصراط المستقیم! صراطی از صراط تو مستقیم تر هست مگر؟! ... پس اگر خدا بخواهد هدایت شده ام!
صراط الذین ...! ... آی سیب درشت! عطرآگین ترین نعمت خدا! اگر تو با من باشی، دیگر "مَدّ" هیچ "ضالین"ی به من نمی چسبد!
...قل هو الله احد!
بگو! بگو! بگو ... عشق یکی ست!
...الله الصمد!
بگو! بگو! بگو... عشق بی نیاز از ماست اما من و تو به او محتاجیم!
...لم یلد و لم یولد!
بگو! بگو! بگو... عشق حاصل جمع من و تو نیست! عشق دریایی ست که من و تو تویش غرق می شویم!
...و لم یکن له کفوا احد!
و عشق بی شریک ترین حس شادمانه دنیاست! قسم به خدای احد و واحد!
...الله اکبر!
خم می شوم زیر بار این همه حرف عاشقانه!... واژه ها معوج می شوند!... زیباترین جملات عقیم می مانند!!
سبحان الله ...چه آفتابی! سبحان الله ....چه بارانی! سبحان الله ...چه برفی! ... فتبارک الله احسن الخالقین!
تمام نیرویم را جمع می کنم تا فریاد عشقم به گوش تو برسد ... بلند می شوم: سمع الله لمن حمده ! ... از نا می روم ... به خاک می افتم!
سبحان الله .... سبحان الله .... سبحان الله!
... چشمانم خیس می شود! سجاده رنگ خون می گیرد! چشمم سیاهی می رود! می نشینم روی دو زانوی لرزانم!
شهادت می دهم که عشق خود خداست!
شهادت می دهم که خدا چیزی جز عشق نیست!
شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است!
شهادت می دهم که دارم شهید می شوم!
سلام بر دلم که دارد پرپر می زند!!
سلام بر همه آنها که عشق را رحمت خدا می دانند!
سلام بر گیسوان تو که بافه دستان خداست!
...
الله اکبر ...الله اکبر ...الله اکبر ...
...
...
آخ!...گمانم حالتی رفت که محراب به فریاد آمد... !!
...فقط یکی به من بگوید اینجا هم شک بین 1و2 باطل است؟! ...
...