English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  جامعه


من هم تعریف پست مدرن را بلدم

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: محسن حاتمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
راستی من هم تعریف پست‌مدرن را یاد گرفتم. این نئو رمانتیسم که می‌گویی را هم، تعریفش را دست و پا شکسته بلدم. چقدر تعریف‌های بزرگی دارند. چقدر راحت آدم می‌تواند توی آنها خودش را گم کند
 

«فرهاد» یا «آیدین» یا «قیس». خیلی فرقی نمی کند. اصلا انگار همه ی اینها یک نفر باشند. سرت را که می چرخانی، دور و برت را پر می بینی از آدمهای مثل هم. از آدمهایی مثل اینها. نمی دانم «نیمه ی غایب» را، «سمفونی مردگان» را، «سلوک» را، فرصت کرده ای بخوانی یا نه؟ حوصله ی خواندنی هنوز مانده یا نه؟ روزهای شلوغ شهر شلوغ. شبها برای خواندن پا نمی دهند. خسته ای. چند خطی هم اگر بخواهی بخوانی، دلت می خواهد دو بیت شعر باشد یا یک تکه از یک عاشقانه ی آرام. خب وضع خواندن که اینطور باشد، وضع نوشتن هم بعید است چیز دیگری از آب در بیاید.

دلمان را باید خوش کنیم. نوشتن خودش دلخوشی است. تا پارسال توی دفترچه ی کهنه ی توی کمد بود، تازگیها توی وبلاگ می نویسیم. دل خوش کنکش بیشتر است. نظرها را می شماری: یازده نظر، بیست و پنج نظر، سی و هفت نظر، پنجاه نظر. هر روز بیشتر می شود، اگر کارت را بلد باشی. روزهای شلوغ شهر شلوغ و شبهایی که برای خواندن پا نمی دهند. اینجا همه خسته هستند. «فرهاد» و «آیدین» و «قیس» به اندازه ی کافی دور و برمان ریخته، دو خط اما از اینها نمی نویسیم، دو خط حتی از خودمان نمی نویسیم. خودمان را، فرهاد و آیدین و قیس را، توی نوشته ها خفه می کنیم. توی نوشته ها می کشیم. اینجا همه چیز باید دل انگیز و شاعرانه باشد. ما خسته ایم: «زیبا بود! به من هم سر بزن!»

نه، اسم این را نگذار منفی بینی. چهار تا استثنا را هم نیاور جلوی چشمت. ما همه اش مگر چند سالمان است؟ من بیست و یک سال، تویی که داری این نوشته ها را می خوانی هم بعید می دانم بیشتر از بیست و هفت، بیست و هشت سالت باشد. غیر این است؟

راستی من هم تعریف پست مدرن را یاد گرفتم. این نئو رمانتیسم که می گویی را هم، تعریفش را دست و پا شکسته بلدم. چقدر تعریف های بزرگی دارند. چقدر راحت آدم می تواند توی آنها خودش را گم کند. چقدر خوب است که آدم دور و برش را نبیند. چقدر بد است که آدم دور و برش را نبیند. خوب است یا بد است؟ ولش کن اصلا. بی خیال.
خب چند سالمان بود؟ من بیست و یک سال، تو گفتی بیست و چند؟ سن نشئگی(اسمش را گذاشته بودم نشئگی، یادت هست؟)، انگار پایین تر آمده. «مخدر این نشئگی خود ساخته، رمانتیسمی است که در فضای درون گرای آن، تخیلات مجازی جایگزین واقعیتها می شوند.» نگو که اینها همه اش حرف است، که عاقبت همه ی ما می شود مثل آیدین، مثل فرهاد، مثل قیس.

اینجا را اگر دوست داشتی دوباره بخوان: عبور از رمانتیسم

* پی نوشت: فرهاد، آیدین و قیس، به ترتیب اسم شخصیتهای اصلی رمانهای «نیمه ی غایب» (حسین سناپور)، «سمفونی مردگان» (عباس معروفی) و «سلوک» (محمود دولت آبادی) هستند.

 

 تاریخ انتشار:   November 28, 2003 5:01 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir