با سلام. با هدف شفافسازی هر چه بیشتر، متن بازجویی از متهم، عینا پیوست میگردد.
ـ خفه!
ـ ما که چیزی نگفتیم، آقا!
ـ گفتم خفه! چرا زدی آن بینوا را کشتی؟
ـ به ما گفتند بزن بکش ... ما هم کشتیم آقا.
ـ کی گفت؟
ـ کی چی گفت؟!
ـ میگویم کی گفت بکشیدش؟
ـ نمیدانیم آقا ... به ما امر فرمودند بکشیم. گفتند هم ثواب دارد، هم وظیفهتان است، آقا!
ـ وظیفه؟! درست حرفت را بزن بیشعور!
ـ به خدا همهاش همین بود، آقا!
ـ [...] ! کی به شما گفته بود که ثواب دارد این آدمکشی؟!
ـ نمیدانیم آقا ... گفتند طرف بدجوری به ما ضربهی روحی زده. تو هم با یک ضربه و بلکه بیشتر حال طرف را بگیر، آقا!
ـ [...] چقدر توی حکم قتلها دست داشت؟
ـ [...] که [...] ... خدایی و پیغمبریاش هم [...] که [...] !
ـ و توی احمق هم زدی؟!
ـ بله ... خوب راستش حال داد آقا مثل گوسفند جان کندنش ... هی زدیم، هی حال کردیم آقا!
ـ خفه!
ـ چشم آقا!
ـ حالا چهطور هست آدم کشتن؟ ... حتما الان مثل سگ پشیمانی، نه؟
ـ بستگی به آدمش دارد، آقا.
ـ بی پدر و مادر! بی صفت! احمق!
ـ هر چه شما بفرمایید، آقا.
ـ بلایی سرت بیاورم که هوس خودکشی کنی.
ـ نه آقا ... خودکشی کار این مکش مرگ ماهای بیعرضه است، آقا ... مرد که خودش را نمیکشد؛ مرد میماند که بیایند بکشندش، آقا!
ـ خیلی خوب ... بس کن ! امضا کن این زیر را.
ـ خدا قبول کند ... امر دیگری باشد، آقا؟!
مسؤول محترم، حتما در جریان هستند که بخشهای ناچیزی از متن بازجویی حذف شده. و سعی بر آن بوده که حذف این موارد امنیتی یا بیادبانه، به اصل و شفافیت متن ضربهای نزند. سلام به اهل منزل برسانید.