یه عده خالی بندن و یه عده ول معطلن!!
(نگاهی به ترانههای سریالهای پخش شده از تلویزیون در ماه رمضان)
چند سالی است که تهیه کنندگان سریالهایی که برای پخش در ماه رمضان ساخته می شوند، خود را ملزم به مزین کردن تیتراژ این سریالها به ترانه کرده اند! تا این جای کار نه تنها ایرادی وجود ندارد بلکه می تواند باعث ایجاد تنوع در یکنواختی موسیقی های پخش شده از تلویزیون و پیچیدن عطر خوش ترانه در فضایی شود که هنوز ترانه را سرود می نامد و ترانه سرا را به رسمیت نمی شناسد. مشکل از جایی آغاز می شود که تمام مراحل ساخت این ترانه ها در نهایت عجله، بی دقتی و آسانگیری انجام می گیرد. تا جایی که بعد از این همه سال جز یکی دو کار خوب، هیچ کدام از این ترانه ها ماندگار نشده اند. این در حالیست که تعداد زیادی از ترانه های ماندگار تاریخ موسیقی پاپ برای فیلمی سینمایی یا سریالی تلویزیونی نوشته شده اند. مانند ترانه همسفر (بشنو همسفر من...) سروده اردلان سرفراز بر موسیقی منوچهر چشم آذر و با صدای فائقه آتشین، ترانه شام آخر (بانوی من! بانوی من!...)برای فیلمی به همین عنوان به کارگردانی و ترانه سرایی شهیار قنبری، موسیقی مرحوم واروژان و صدای حسن ستار و یا ترانه های اجازه (اگه چشمات بگن آره...) و فریاد زیر آب با ترانه هایی از رضا جنتی عطایی (برادر ایرج جنتی عطایی)، موسیقی بابک بیات و صدای داریوش اقبالی برای فیلم فریاد زیر آب (سیروس الوند) و ...
معمولا تهیه کنندگان یا آهنگسازان این سریالها چند هفته ای پیش از زمان پخش سریال!! با خلاصه ای چند خطی از داستان سریال به سراغ ترانه سرایی می روند و از او می خواهند که در اسرع وقت - که این اسرع وقت معمولا نباید بیش از یکی دو روز طول بکشد- ترانه ای در باب مضمون آن سریال بنویسد. اکثر ترانه سرایان هم ترجیح می دهند به شکلی کلی چیزی در حول حوش داستان سریال بنویسند. بقیه ی مراحل تولید ترانه، همچون مراحل آهنگسازی، تنظیم و ضبط نیز در کمترین زمان ممکن صورت می گیرد. البته در این بین استثناهایی نیز وجود دارد، معدود تهیه کنندگانی که به ترانه اهمیت می دهند و آن را در اولویت های ابتدایی کار خود قرار می دهند و ترانه سرایانی که سعی می کنند ترانه هایشان در ارتباطی تنگاتنگ با داستان و مضمون سریال باشد. اما وضعیت عمومی همان گونه است که ذکرش در ابتدا رفت.
در این نوشتار سعی شده است نگاهی کلی به ترانه های برخی از سریالهای پخش شده در ماه رمضان انداخته شود. از هر شبکه ی سیما یک سریال انتخاب شده است و در مورد ترانه ی آن بررسی اجمالی صورت گرفته است.
1- یکی مثل من (پخش شده از شبکه ی اول سیما)
ترانه سرا: شیوا قهرمانی
آهنگساز: حمیدرضا یراقچیان
خواننده گان: نیما عشقی / علی رضا یگانه کیا
در امتداد لحظه هام پر از یه حس مبهمه!
یه آدمک! یه بی نشون! که بی نیاز و بی غمه
فضای تاریک دلم در انتظار روزنه
حالا که زندونی شده همون دلی که با منه
بخون که آفتابی بشه شب سیاه قصه ها
ستاره های بی نفس منتظر گلایه ها
به اعتبار خاطره، به یاد دلسپردگی
میام به سمت بودنت، میشم غزل به سادگی
بگو بگو هق هق من، اسیر سرسپردنه
یکی که مثل من شده، حالا تو فصل مردنه
صدا صدا! وقتی بیاد، نفس واسه رها شدن
هوا هوا! به یاد تو اسیر قصه ها شدن
در امتداد لحظه هام پر از یه حس مبهمه!
یه آدمک! یه بی نشون! که بی نیاز و بی غمه
فضای تاریک دلم در انتظار روزنه
یکی که مثل من شده، حالا تو فصل مردنه
ترانه همچنان که خواندید ترانه ی متوسطی است، اتفاق تازه یی در ترانه رخ نمی دهد حتا به نظر می رسد برخی از سطور تنها به ضرورت قافیه یا ملودی سروده شده است. مانند مصرع دومِ بیت سوم و تمام بیت ششم!!
ترانه سرا نگاهی کلی به داستان و مضمون سریال داشته است. تا جایی که می توان این ترانه را در انتهای نیمی از سریالهای تلویزیون پخش کرد!!
نکته ی مثبت این کار، تنظیم خوب و اجرای دلنشین و دوصدایی خوانندگان آن است.
2- رویای ناتمام (پخش شده از شبکه ی دوم سیما)
ترانه سرا: فهیمه رادمند
آهنگساز: ناصر شکرایی
خواننده: شاهین فرزین
همیشه تو رویاهام سوار اسبی می شدم
روحم می رفت دوردورا، جدا می شد از این خودم
خوشبخت ترین آدمِ این زمینِ خاکی بودم
انگار که یه فرقی داشت، دنیای من با خودم
گاهی یکی شبیهِ تو همسفرِ این جاده بود
اون از عشقی دم می زد، که تو خوابا دیده بود
تا تموم شد یه روزی تمومِ رویاهای من
انگار که بیدار شدم، روشن شد فردای من
×
مشتا وا میشه یه روزی، ماه نمی مونه پشت ابر
به آرزمون می رسیم، اگر کنیم کمی صبر
تو اومدی توی زندگیم، روشنی روزام شدی
غریب نبودی با دلم، یه آشنا مثلِ خودی
رویای ناتمومِ من با تموم شد همسفر
خدا کنه از این به بعد، تو راهمون نیاد خطر!
ترانه هماهنگی کاملی با مضمون و ساختار کمدی سریال دارد! این ترانه مانند خود سریال سرشار از ضعف های تکنیکی است! تکرار قافیه ی خودم در مصرعهای دوم و چهارم و عدم هماهنگی ترانه با ملودی از پیش ساخته شده ی کار نمونه همین ضعف هاست! نکته مثبت این ترانه هماهنگی نسبی آن با داستان سریال است.گرچه انتظار تماشای داستانی با مضمون عاشقانه را به وجود می آورد که با تماشای چند دقیقه از این سریال تمام این انتظار نقش بر آب می شود!
تنظیم و ارکستراسیون این ترانه حتا از استانداردهای رایج تلویزیون هم ضعیف تر است! نکته ی جالب در این میان هم خوانی ترانه سرا در اجرای ترانه است!
3- فقط به خاطر تو (پخش شده از شبکه ی سوم سیما)
ترانه سرا: دکتر افشین یدالهی
آهنگساز: محمد مهدی گورنگی
خواننده: مسعود خادم
آخرِ این قصه باید یه جورِ خوب تموم بشه!
میگم چه معنی داره خنده هامون حروم بشه!
حادثه های این دفه ترس نداره! بی خطره!
معلومه چی می خواد بشه، دوباره خوبی می بره!
مسائل مختلفو وقتی روایت می کنی
البته بی رودرواسی گاهی رعایت می کنی
مشکل زنها رو ببین، ببین چه رنجی می کشن
اما عجیبه آخرش بعضیا قهرمان میشن
وقتی کسی پیاده رُ ساده سوار نمی کنه
فقط یه زولبیا ما رُ سحر بیدار نمی کنه!
یه عده خالی بندن وُ یه عده ول مُعطلن!
وقتِ تحول برسه، آبغوره نیستن، عسلن!
آخرِ این قصه باید یه جورِ خوب تموم بشه!
میگم چه معنی داره خنده هامون حروم بشه!
این ترانه اتفاقی تازه بین این همه ترانه ی تکراری است! دکتر افشین یدالهی که پیش از این نیز ترانه های متفاوتی برای سریالهایی چون شب دهم، خوش رکاب و مسافری از هند سروده بود، خطر می کند و عنصر طنز را - آن هم به شکلی بسیار پررنگ- وارد ترانه اش می کند تا حال و هوای طنز آمیز سریال به ترانه هم راه یابد. شاید برای اولین بار است که ترانه نقش موخره ی سازندگان سریال بر انتهای کار را بازی می کند. از همان اول کار وعده ی پایان خوش داستان را می دهد، محدودیت های روایت را متذکر می شود و شرحی مختصر از شخصیت های داستان ارائه می کند. استفاده از عناصر مرتبط با ماه رمضان - زولبیا و سحر بیدار شدن- و همچنین اصطلاحات عامیانه ای همچون خالی بند و ول معطل از دیگر نکات مثبت ترانه است. خواننده ی این کار مسعود خادم، که اتفاقا کار خوانندگی را با خواندن ترانه یی برای تیتراژ سریال کیف جادویی آغاز کرده است، اجرایی متوسط - والبته بهتر از کارهای پیشینش دارد. ضعف همیشگی او در ادای ناقص کلمات همچنان پابرجاست! (یاد فرهاد و فریدون فروغی به خیر! شاید با شنیدن ترانه های این بزرگان برخی از خوانندگان ارزش کلمه و ادای کاملِ آن را درک کنند!)
ترانه سرا: دکتر افشین یدالهی
آهنگساز: محمد مهدی گورنگی
خواننده: قاسم افشار
تموم این سفر فقط، به خاطر تو بود و بس
تموم این خطر فقط به خاطر تو بود و بس
به خاطر نگاهِ تو وقتی به من زُل زده است
تو بهتِ بیداری ما به خواب من پل زده است
شبِ خیالِ ما بخیر! اما سحر منتظره!
می تونه رویا نباشه، من و تو و یه پنجره!
×
گرچه تو این دور و زمون هرکی به فکر خودشه
یه بی صدا پیدا میشه که هم صدای تو بشه
تو لحظه های این سفر، من به ترانه می رسم
به جای هر گلایه ای به عاشقانه می رسم!
افشین یدالهی در این ترانه به خوبی از عهده ی استفاده ی تازه از عنوانِ کلیشه ای و تکراری سریال (فقط به خاطرِ تو) برآمده است! ترانه در عین تازه و دلنشین بودن کاملا با بخش عاشقانه ی داستان در ارتباط است. با وجود این می توان ترانه را مستقل از سریال شنید و لذت برد! قاسم افشار بعد از مدتها اجرای خوبی انجام داده است و حق این ترانه ی خوب را در اجرا ادا کرده است.
این دو ترانه باعث شد که از تلویزیون قطع امید نکنیم و در انتظار اتفاقهای تازه در ترانه بمانیم. توجه داشته باشید که ترانه ای از جنس ترانه ی اول به سختی می تواند در بازار شش و هشت زده و کلیشه پسند موسیقی ما امکان ساخت و انتشار پیدا کند!
4- رانت خوارِ کوچک (پخش شده از شبکه ی تهران)
ترانه سرا: یغما گلرویی
آهنگساز و خواننده: حمید صدری
صد تای عصای سربی و هزار تا کفشِ آهنی
من به تو می رسم عزیز، تمومِ رویای منی
صد دفه رنگ به رنگ میشم
زشت میشم و قشنگ میشم
گاهی بلور شیشه و
گاهی شبیهِ سنگ میشم
به خاطرِ تو دم به دم می میرم و جون می گیرم
گریه رُ خنده می کنم، مشکلُ آسون می گیرم
دنبالِ یه تیکه زمین، از این طرف به اون طرف
هزار تا دیوار سرِ رام، تو هرقدم کشیده صف
یکی باید کمک کنه که حق به حق دار برسه
یکی باید از اونورِ هزار تا دیوار برسه
×
ببین که پشتِ پا زدن، کار همیشگی شده
فکر بدست آوُردنِ تمومِ زندگی شده
اما می دونم نمیشه که با کلک برنده شد
با دو تا بالِ کاغذی نمیشه یه پرنده شد
×
دنبالِ یه تیکه زمین، از این طرف به اون طرف
هزار تا دیوار سرِ رام، تو هرقدم کشیده صف
یکی باید کمک کنه که حق به حق دار برسه
یکی باید از اونورِ هزار تا دیوار برسه
یغما گلرویی پیش از این بارها ثابت کرده است که می تواند از غیرشاعرانه ترین مضامین، ترانه های شاعرانه بسازد! اینبار هم بر ملودی حمید صدری ترانه ای در مورد مردی نوشته است که به برای بدست آوردن قطعه ای زمین خود را به آب و آتش می زند! بر خلاف دیگر ترانه های اینچنینی هم شاعرانه بودن ترانه تا حد زیادی رعایت و هم مضمون داستان به اختصار شرح داده شده است. ترانه شروع خوبی دارد (صد تا عصای سربی و...) و با بیت زیبایی هم به اتمام می رسد (با دو تا بال کاغدی نمیشه یه پرنده شد). ضربه ی اصلی را به این کار اجرای ضعیف حمید صدری - به عنوان خواننده- و صدابرداری غیرحرفه ای کار زده است. تا جائیکه که حتا برخی از کلمات ترانه شنیده نمی شوند!
موخره: اوضاع ترانه در تلویزیون چنگی به دل نمی زند! مثل همیشه باید به شنیدن هر از گاه ترانه های خوب، از ترانه سرایان مطرح دلخوش کرد!
(متن تمام ترانه ها از روی نوار پیاده شده است! در صورت وجود اشتباه از ترانه سرایان محترم این آثار عذرخواهی می شود)