English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نقد ادبی


دقايق «تو کی از راه می‌رسی» چه بدند!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: اسماعیل امینی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
خواندن دوباره و چند باره‌ی بیت به خوبی نشان می‌دهد که چنین بیانی از اعماق روح و جهان شاعر برآمده و به روشنی نشانه‌های تجربه‌ای عمیق از تعامل با دنیای واقعی و حسی در آن دیده می‌شود
 


دو چشم هات که راه ستاره را بلدند
جهان بی کلمه، بی نشانه، بی عددند ...
تمامی کلماتم به گریه می افتند
دقایق «تو کی از راه می رسی» چه بدند! (*)

زبان هر ملتی همیشه سرزندگی و پویایی خود را اساسا مدیون شاعران است. چرا که در دنیای مسحور کننده ی شعر، واژه های مستعمل و تکراری و بی رمق جان تازه می یابند و هم در این ساحت است که ظرفیت ها و قابلیت های نوین زبانی کشف و عرضه می شود. این که شعر را به بیانی «رستاخیز کلمات» نامیده اند، نمایانگر همین نقش احیاگرانه ی کلام شعری برای واژگان و ترکیب ها و عبارات زبان است. همه ی کشف ها و نوآوری ها و خلاقیت های زبانی، در گذر زمان و بر اثر تکرار و عادت، سرزندگی و طراوت خود را از دست می دهند و فرسوده و تکراری می شوند. مثلا امروز نام ترکیبی «ماهرخ» برانگیزاننده خیال و آفریننده ی تصویری بدیع در اذهان نیست. اگر چه در ساخت آن کشفی هنرمندانه دخیل بوده، اما کثرت کاربرد و تکرار، برای همین ترکیب زیبا رمقی باقی نگذاشته است. شاعران در جستجوی خویش برای دستیابی به امکانات بیانی خاص در زبان گاهی به سراغ تصویرها و تعبیرها و ترکیب های آشنا و معهود ذهن می روند که گذر زمان بر آنها غبار تکرار و کهنگی نشانده است و به مدد ذهن خلاق و احاطه بر روح زبان به احیای آنها می پردازند.

در ابیات بالا نمونه ای موفق از این احیاگری را می بینیم. نخست شباهت میان چشم و ستاره که با بیانی متفاوت، جان یافته و با کاربرد غیر متعارف نحوی (مطابقه ی عدد و معدود در شمار، در تعبیر دو چشم هات) قرین شده است و به زیبایی خود را به مخاطب می نمایاند و شاید اشاره ی مصراع دوم به همین تمهید باشد که چشم های تو از هنجارها و قاعده ها فراترند (جهان بی کلمه، بی نشانه، بی عددند) و از همین جاست که شاعر هم در اشاره به چشم ها مطابقه ی عدد و معدود را از لحاظ شمار تعیین نکرده و این چه خطای دلنشینی است.

در بیت دوم، تعبیر دقایق «تو کی از راه می رسی» جایگزینی برای یک تعبیر آشنا و تکراری و کلیشه ای در اشعار عاشقانه است و آن دقایق انتظار و لحظه های چشم به راه بودن است. اما در کلام سرزنده و پویای شاعر، همین تعبیر تکراری مبدل شده است به مصراعی درخشان که به یاری نحو هوشیارانه ی آن به زیباترین شکل انتقال عواطف صادقانه ی شاعر را نیز میسر ساخته است.

تمامی کلماتم به گریه می افتند
دقایق «تو کی از راه می رسی» چه بدند!


-----------------------

(*) محمد سعید میرزایی

 

 تاریخ انتشار:   November 14, 2003 3:18 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir