یک بعد از ظهر پاییزی و یک کل کل محترمانه با اهل ادب وبلاگستان. این دوستان - همانطور که از اسمشان پیداست - در بحث هم آرام و پر حوصله هستند. شاید هم بخاطر رفاقتشان است که در بیشتر موارد نظر واحدی دارند! نه اینکه رفاقت مانع اظهار نظرشان شود ها. نه! خیلی هم به نقد و اظهار نظر و ... معتقدند اما خوب همین عقاید مشترک باعث شکل گیری این دوستیها شده است!
در این بحث ادیبانه که جز در یک مورد سوء تفاهم، صدای هیچکدام از دوستان به حدی بالاتر از زمزمه نرسید،
سید هانی رضوی - فرهاد صفریان و مرضیه ی عزیز - حسن قریبی - مرتضی قاسمی - سیامک بهرام پرور و گلاره مهربان - سعید - جلال سمیعی - سعیدکيايی - یاشار - حمید حسن پور - محسن حاتمی و خودم شرکت داشتیم!
کل کل اول بود و هزار و یک مشکل وگرنه ما دوست داشتیم از صحبتهای دوستان دیگر و نظرهای کمی متفاوتتر آنها هم استفاده میکردیم. حالا هم زیاد دیر نشده. سیستم نظر خواهی برای همین وقتهاست دیگر .
حمید - برای نشست امروز، موضوع «ادبیات در وبلاگ ها» رو انتخاب کردیم. با این سوال شروع میکنم که اصلا از کی به طور جدی در وبلاگها به بحثهای ادبی پرداخته شد و چه روندی طی شد که وبلاگهای ادبی اینقدر گسترش پیدا کردند و متنوع شدند؟
سیامک بهرام پرور - اوایل وبلاگها بیشتر ظاهر ادبی داشتند تا باطن ادبی. بیشتر یک ادبیات ژورنالیستی بود. نمیشد به عنوان هنر ادبیات بهش نگاه کرد. در عرصهی وبلاگها این تعداد شاعر صاحب نام که به این مقوله جدی نگاه کنند فعالیت نمیکردند.
فرهاد صفریان - در حال حاضر وبلاگهای گروه ادبی به سه دسته تقسیم میشوند. دستهی اول بزرگان ادبیات ما هستند که در قبل و بعد از انقلاب در این زمینه کار کردند مثل وحید امیری، میرافضلی، کاکایی، قزوه ....
دستهی دوم ما هستیم که تغییری در شعرهامون ایجاد نکردیم. غزل کار میکنیم با زبانی کمی نزدیکتر به زبان مردم.
دستهی سوم کسانی هستند که غزل پیشرو کار می کنند مثل مهرداد امین هراتی، هادی خوانساری، فاطمه حق وردیان و .... این عده در زمینهی غزل پیشرو ادعا دارند و تاثیر گذار هم بودند تا حدی که خیلی از ما هم وسوسه شدیم که این بازی با فرم رو در کار هامون امتحان کنیم.
سیامک - تکنیک گرایی صرف و کارهای فرمالیته در این نوع غزل کم کم داره کلیشهای میشه و دیگه حالت ساختار شکنی نداره. آیا صرفا با اینجور کارها میشه یک غزل خوب ساخت؟
فرهاد - گاهی این تکنیکها باعث میشه که ما نتونیم ارتباط لازم رو با شعر برقرار کنیم از طرف دیگه، نسل از ما بزرگتر خیلی از این غزلها و وبلاگها رو اصلا قبول ندارند و خودشون رو درگیر نمیکنند. نظر نمیدهند و راهنمایی نمیکنند. این باعث شده که بین این دو نسل فاصله افتاده.
حسن قریبی - بحث تکنیک گرایی - بحث بین محتوا و قالب - نه تنها در اینجا حتی در اروپا هم سالها مطرح بوده و هست. همیشه موجی راه میافتد، به اوج میرسد و در نهایت بهترینها میمونند.
هدیه - با توجه به اینکه دوستانی که غزل پیشرو کار میکنند در این جمع حضور ندارند بهتره بحث تکنیکگرایی در این نوع غزل رو در فرصت دیگهای دنبال کنیم.
جلال سمیعی - برای من به عنوان مخاطب وبلاگهای ادبی، استفاده از لینکها، خبرها و ... باعث شد بفهمم که بضاعت فکری و نو آوری ما در زمینهی ادبیات خیلی بیشتر از اون چیزیه که قبلا فکر میکردم و این دنیای من رو گسترده تر کرد. اما از طرف دیگه وبلاگ یک تریبون خصوصیه و این خصوصی بودن باعث شکل گیری شبکهها و گروهها میشه. در نتیجه ممکنه یک وبلاگ ادبی نه به خاطر محتوای مطالب بلکه به خاطر مسائل جانبی مثل تعداد لینکها، کامنتها و ارتباطات نویسندهی اون با وبلاگهای دیگه به عنوان یک وبلاگ ادبی خوب در ذهن بازدید کننده بمونه. اینجاست که نقد ظریف وبلاگ ها ضروری میشه.
سیامک - اگر سیستم نظرخواهی یک سیستم درستی باشه، رفاقت و تعارف در اون دخیل نباشه، مبادلهی لینک به این صورت - که اگه من به تو لینک بدم انتظار دارم تو هم به من لینک بدی - وجود نداشته باشه، ما که به صورت تخصصی به ادبیات نگاه میکنیم، میتونیم فرهنگسازی کنیم.
ما کولنیهای وبلاگی داریم. در وبلاگهای شخصی این طبیعیه چون هر کس از دل مشغولیهاش مینویسه و طبیعتا کسانی که دل مشغولیهای مشترک دارند تشکیل کولنی میدن اما در وبلاگهای تخصصی این کولنیها قابلیت شکسته شدن دارند.
جلال - وجود این دسته بندیها در وبلاگهای تخصصی و پایبندی به یک گروه باعث میشه که ما، مخاطب یک سلیقهی خاص بشیم و اطلاعات و وبلاگهای ارزشمند دیگه رو اصلا نبینیم. در نهایت از یک رود بزرگ به یک نهر کوچک وارد میشیم و این محدود شدن اندیشهی ما رو در پی دارد.
یاشار - شکستن این کولنی ها مستلزم اینه که کسی که مثلا در زمینهی ادبیات فعالیت میکنه در روز به چند صد وبلاگ سر بزنه. با توجه به تعداد وبلاگها این عملی نیست. اینجاست که محدودیت وبلاگها خودش رو نشون میده. فکر میکنم برای برطرف کردن این مشکل لازم باشه که بهترین شعر ها و نقدها جمع و در یک وبلاگ عمومی یا یک کتاب منتشر شوند.
هانی - پرشین بلاگ تصمیم داره با جمع آوری گزیدههای وبلاگهای ادبی به همراه نقدهایی که انجام شده و انتشار آن ها در یک CD یا کتاب قدم اول رو در شناخته شدن وبلاگنویسها و جذب مخاطب عام برداره.
برای اینکه بتونیم به وبلاگهای ادبی نام گروه ادبی رو بدهیم باید این وبلاگها به یک تعامل فرهنگی برسند و تا وقتی مسئلهی نقد جدی گرفته نشه این تعامل ممکن نیست.
قریبی - تشکیل این کولنیها، نقدها، بررسیها، همه باعث این میشن که کار ما برای عرضه به خارج از دنیای مجازی صیقل پیدا کنه نه اینکه من دوباره بیام و همون چیزها رو به این آدم ها عرضه کنم. وبلاگ وسیلهایه برای ارتقاء خود ما تا بعد از اون بتونیم بهتر با سایر مخاطبها ارتباط برقرار کنیم. وقتی سیامک چند نوبت کار من رو نقد کنه، من با سلیقهی سیامک آشنا میشم. و میفهمم که با چه نوع ابیاتی ارتباط برقرار نمیکنه. در حالی که ممکنه افراد دیگهای ارتباط برقرار کنند. حالا اگه من ابیاتم رو در نتیجهی یک نقد عوض کنم دچار معضل دیگهای میشم.
سیامک - باید این مسئله رو هم در نظر گرفت که نقد در نهایت یک کار سلیقه ایه.
حمید - ما باید از حصاری که دور خودمون کشیدیم بیرون بیایم. یکی از مشکلاتی که وبلاگهای ادبی بهش دچار میشوند، افتادن در دور باطل خودشونه. ما نباید فقط خودمون مخاطب وبلاگهای ادبی باشیم.
قریبی - گاهی آموزش دادن میتونه موثر تر از نقد باشه.
مرتضی - وبلاگی که صرفا به آموزش بپردازه مخاطب جذب نمیکنه. بعضی از وبلاگها در حاشیهی خودشون کارگاههای آموزشی دارند. من نوعی استفاده نمیکنم چون اولا حوصله و وقتش رو ندارم به علاوه این نیاز رو در خودم احساس نمیکنم. فکر نمیکنم شاید نکتهی جدیدی در این آموزش ها باشه که من بلد نباشم! کسی میره دنبال آموزش که این نیاز رو در خودش حس کنه.
هانی - باید بدیها رو از سینهی خودمون درو کنیم. اگر این سیستم نظر خواهی رو نمیپسندیم، اولین قدم اینه که وقتی خودمون در وبلاگی نظر میدیم سعی کنیم از این جملات " خیلی عالی بود. به من هم سر بزن " ، " خوندم. لذت بردم " و ... ننویسیم.
قریبی - از طرف دیگه باید مراقب باشیم که در نقد غرق نشیم و صرفا به دنبال اشتباه در کار دیگران نگردیم .
سیامک - ما همه آدمهایی هستیم که از شعر لذت میبریم. نمیتونیم یک بیت خوب بخونیم و بگیم که بد بود. باید نظر صحیح مخاطب رو بدونیم. اگر مخاطب واقعا لذت برده، عیبی نداره اگر بیاد و بگه لذت بردم. حرف من اینه که اگر بدش اومده به خاطر رودربایستی نگه لذت بردم!
من اعتقاد دارم نظر سیامک بهرام پرور در بارهی یک شعر با نظر غریبه ای که الان داره از خیابون رد میشه فرق چندانی نداره. اون یک مخاطب شعره، من هم یک مخاطب شعرم. دیدگاه ایده آل من نسبت به شعر اینه که همهی طبقات فرهنگی با اون ارتباط برقرار کنند.
محسن حاتمی - حقیقتش من معتقدم بعضی از این به اصطلاح «وبلاگ های ادبی» اصلا «وبلاگ» نیستند! ما افرادی رو داریم که هر چند وقت یکبار میان، از امکانات پرشین بلاگ استفاده میکنند، شعر یا داستانشون رو در وبلاگ میگذارن و میرن. بعد بقیه میان نظر میدن و چند وقت بعد دوباره این دور تکرار میشه. با توجه به «تعریف وبلاگ»، این درسته که اون شخص از امکانات پرشین بلاگ که برای وبلاگ نویسی تعریف شده استفاده میکنه، اما آیا اصولا باز هم به اون شخص میشه گفت «وبلاگ نویس»؟
هانی - همین که امکان نظرخواهی وجود داشته باشه و نویسنده بتونه بازتاب اثر رو دریافت کنه، برای وبلاگ بودن کافیه. حالا بحث دیگهای پیش میاد. ما میتونیم یک وبلاگ ادبی ترقی یافته داشته باشیم و در مقابل وبلاگی که هنوز به تعامل نرسیده. در وبلاگ بودن نوع دوم شکی نیست منتها این وبلاگها نسبت به دستهی اول در سطح پایین تری قرار دارند.
محسن - وقتی شاعر حس میکنه که وبلاگ داره به تکرار کشیده میشه لزومی نداره مطالب خودش رو از طریق وبلاگ در اینترنت عرضه کنه. اگر نمیتونه قید و بندهای وبلاگ رو بپذیره میتونه وبلاگش رو تبدیل کنه به یک سایت ادبی.
هدیه - این حرفها در حد تئوریه. ما وبلاگهایی داریم که مدت هاست به روز نشدند ولی مخاطب دارند. در عمل نمیشه این محدودیت رو اعمال کرد.
حمید - وبلاگ میتونه سیستم نظرخواهی نداشته باشه، لینک نداشته باشه ولی باید در توالی زمانی به روز بشه. اینجا مسئلهی فترت ادبی پیش میاد و اینکه شعر در توالی زمانی مشخص نمیاد. در این دوره وبلاگهای ادبی باید چه کار کنند؟
سیامک - اگه بخواهیم هر دو هفته یکبار یک غزل از خودمون در وبلاگمون بگذاریم و بریم، مطمئنا در دورهی فترت ادبی دچار مشکل میشیم اما اگر بخوایم به ادبیات بپردازیم لزومی نداره که حتما در دورهی شکوفایی خودمون وبلاگ رو به روز کنیم. میتونیم کارهای دیگه رو مطالعه و در وبلاگمون نقد کنیم.
قریبی - وبلاگ یک ابزاره که در اختیار ما قرار داده شده و هر کس با توجه به نیازش از اون استفاده میکند. ممکنه در یک دورهی زمانی من از تمام امکاناتش استفاده کنم و در دوره ی دیگه چند هفته یکبار یک شعر بگذارم و برم. این خیلی مهمه که ما بدونیم تا زمانی که خودمون به روز نشیم نمی تونیم وبلاگمون رو به روز کنیم. وقتی اتفاق تازهای برای من نیافته، مطمئنا وبلاگ من هم به روز نمیشه.