من حرفهایم را دربارهی هفتسنگ، پیش از اینها در روزنامهی همشهری نوشتهام و خوشحالام كه میبینم این نشریه بهتر از آن زمان هم شده حتا.
اكنون دربارهی هفتسنگ چه میتوانم بگویم جز این كه در این قحطی مسلم تبادل اطلاعات و بدهبستان فرهنگی اجتماعی و در این جمعیت لاغر كاربران اینترنت ایرانی، هفتسنگ یكی از غنیمتهاست. از این هم كه بگذریم، هفتسنگ بیش از دیگر نشریات الكترونیكی به شعار "سیاست زاییدهی فرهنگ است" باور دارد و در میان هیاهو، آرامش از دست نمیدهد و فرهنگی باقی میماند؛ چی از این بهتر؟
هفتسنگ را هربار مرور میكنم اما هیچ وقت نتوانستهام از مصاحبههایش را هم مرور كنم، آنها را با دقت میخوانم و لذت میبرم و تازه حسرت میخورم كه چرا هفتسنگیها راحتتر از این برخورد نمیكنند؟
هفتسنگ نشریهی الكترونیكی فرهنگی اجتماعی خوبیست كه گمان میكنم تنها از روی همت بلند و شوق شورانگیز چند جوان میچرخد؛ و من این را ستایش میكنم.
فقط یك نكته:
همچنان كه قبلا این ایراد را گرفتهام، باز هم اصرار میكنم كه استفاده از رنگ زمینهی سیاه برای این نشریه یك غلط فاحش است. هم غلط گرافیكیست و هم اساسا هیچ گونه تناسبی با آن چه دراوست، ندارد. هفتسنگ یك وبلاگ شخصی نیست، یك نشریهی عمومیست كه باید در طراحی بصری آن، اصول حرفهای را رعایت كرد. به یقین میگویم كه اگر این تحول در هفتسنگ رخ دهد، بر شمار خوانندگان آن بسیار افزوده خواهد شد.
و حرف آخر آن كه آرزو میكنم هفتسنگیها پایدار باشند و مهربان.
سیدرضا شكراللهی (خوابگرد)