English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  سالگرد


قصه‌‌ی ما به سر رسيد!؟

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: محمد مهدی مولایی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: mm-at-mowlaei.ir

 
 
دوره اول هفت‌سنگ همینجا به پایان می‌رسد. قصه‌ی ما هم به سر رسید
 

۱. دوازدهم مرداد هزار و سیصد و هشتاد و یک آمدیم؛ یکسال بخاطر چیزهایی که خودمان هم هنوز نمی‌دانیم چه بودند ماندیم؛ و امروز، در سالگرد تولدمان وقتی که می‌توانیم شمع فوت کنیم، کف‌بزنیم و کف کنیم (!) می‌خواهیم برویم ...


۲. گفته بودیم هفت‌سنگ حاصل عشق مشترک چند جوان است، گفته بودیم برای تک‌تک آدمها حرمت قایلیم و همچنین برای قلم و اندیشه آدمی. هنوز هم به این اصول معتقدیم. اگر در طول این یکسال خواسته یا ناخواسته «به‌ناحق» موجب رنجش خاطر کسی شده‌ایم همینجا عذر خواهی می‌کنیم.
کارمان بدون عیب و نقص نبوده است که هیچ، پر بوده از ضعف، خطا و سوتی! بعضی را به تدریج برطرف نمودیم و برخی را هنوز هم نه. به جان شما اینکاره نبودیم! البته الان در کمال پررویی ادعا می‌کنیم که تاحدی هستیم! حالا بماند که این برایمان چه هزینه‌هایی داشت...
روزی که شروع کردیم میانگین سنی تحریریه‌مان فقط نوزده و نیم سال بود. عاشق آموختن بودیم، هستیم و خواهیم بود، هر جا که باشیم.
از تمام کسانی هم که در طول یکسال گذشته با کمک‌ها، نظرات و پیشنهادات‌شان ما را در پیمودن راه یاری کردند کمال سپاسگذاری و تشکر را داریم و امیدوارم همچنان تنهای‌مان نگذارند.


۳. « هفت سنگ از آغاز راه همواره به دنبال این بود که به‌دور از هیاهو، جنجال، سیاست‌زدگی و موج‌سواری، رویه‌ی «اجتماعی - ادبی - هنری» را دنبال کند و البته اگر هر از چند گاهی سرکی هم به دنیای سیاست می‌کشید از همان زاویه دید اجتماعی ِهفت سنگی ِخودش به قضیه می‌نگریست.» اینها را قبلا گفته بودیم، محض تاکید باز هم می‌گوییم!


۴. « هفت سنگ برای همه‌ی نویسندگانش، بیشتر از هر چیز، یك كلاس درس بود. آن هم نه صرفا كلاس درسی برای روان تر كردن قلم و متبحر شدن در نوشتن، كه كلاس درس زندگی. هفت سنگی ها، توی یك سال گذشته، با هفت سنگ زندگی كردند. به خاطر هفت سنگ شاد شدند، غصه خوردند، ذوق كردند، دلگیر شدند، خندیدند، دعوا كردند، ناز كشیدند، خسته شدند، تمام كردند، دوباره شروع كردند، باختند، به دست آوردند و خلاصه با هفت سنگ، عاشقانه، زندگی كردند. »


۵. « نکته جالبی که می توان در باب هفت سنگ به آن اشاره کرد این است که هفت سنگ علاوه بر یک تلاش جمعی و گروهی در دنیای مجازی، برخلاف همه مجلات و سایتهای اینترنتی می تواند به جرات مدعی شود که طیف بسیار متنوع و گاها متضادی از صاحبان سلیقه و تفکر را گرد هم آورد و با نگاه هفت سنگی خود که ... نگاه فانتزی در عین حال متنوع و متکثری بود به میان مخاطبان خویش آمد. اگر شما خواننده پیگیر هفت سنگ بوده باشید تنوع جالب و گاها تضاد نویسندگان و گردانندگان آن را به خوبی احساس می کنید و این واقعا دستاورد کمی نیست.»


۶. و شماره‌ی ویژه‌ی سالگرد؛ «ما و هفت‌سنگ ما»، «داستان هفت‌سنگ» و یادداشتهایی از برخی اساتید و چند تن از دوستانمان.


۷. دوره اول هفت‌سنگ همینجا به پایان می‌رسد. قصه‌ی ما هم به سر رسید؛ البته قصه‌ی ما «قصه‌ی برگ و باد خزان» نبود، فقط می‌خواهیم کفشهایمان را در اوج آویزان کنیم!
احتمالا برمی‌گردیم؛ به‌زودی؛ با شکلی متفاوت؛ محدودتر، تخصصی‌تر و «تر»های دیگری که هنوز مشخص نیست. اما شاید در برگشت‌مان برخی خصوصیات دوست‌داشتنی و منحصر‌به‌فردِ (حداقل از دید خودمان) امروزمان را نداشته باشیم که البته شرحش بماند برای فرصتی مناسبتر، چیزی که خوشایند خودمان هم نیست، اما ...

محمد مهدی مولایی

 

 تاریخ انتشار:   August 15, 2003 2:35 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir