English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  اراجیف مزمن


كريستف كلمب

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: فائزه امیری

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دستت را برایم تكان می‌دهی كه چه؟ / شازده جان بیخود من را به خنده نیاندازید كه خود منتظر جرقه‌ام!
 

كریستف كلمب گفته كه گرده دنیا
حتی یك كلمه اش رو هم باور نكنید ها!
چون خودم بوده م دم لبه ی دنیا.*


دستت را برایم تكان می دهی كه چه؟
شازده جان بیخود من را به خنده نیاندازید كه خود منتظر جرقه ام!

از درخت توتی كه به دیوار حیاتتان تكیه داده است خجالت بكشید كه این گونه سرفه می كنید آن هم از روی خنده. شاید درخت بیچاره به خودش بگیرد كه قرار است چند وقت دیگر كچل شود. چشم هایمان را محكم می گیریم و بعد ماشین اصلاح را به طرف درخت می بریم. نگران نباشید زیاد خود را اذیت نمی كنیم و احساسات حیوانكی ! به ما غلبه نخواهد كرد. كافی است یك دقیقه تحمل كنیم و آنگاه دیگر تمام ...

آهای تو چرا پایت را اینقدر محكم به روی پاهایم می كوبی
محض خدا كمی یواش تر
بی آزار نیستی عزیز من
این ها همه درد و رنج است
یایت بدجوری گیر كرده است به بند كفش ما
من هم كه اینجا نشسته ام و منتظر ..
انتظار گیر كردن پایی به بندهای كفشم
اصلا كتانی خریدم برای همین منظور
كفش های سیندرلا هم كتانی بود دیگر؟
بندهایش اما به بلندی بند كفش من نبوده است!
روزهای من در تنهایی تو شب می شود
باور كن اینها همه اوهام است
این ها را برایتان می خوانم تا بدانید
بدانید و غرق شوید
باز هم غلط كردنم گرفته است
بیش از آنكه خدا خدا كنم این كار ضروری است

جمله ها را چرا قطع می كنم. همینطور پشت سر هم ادامه دهم تاثیر بیشتری دارد و حداقل لام با كام می توانند صحبت كنند. هر چند كه زمین به واژه های چند منظوره اهمیت بیشتری می دهد و آنها را بیشتر دوست دارد. اما نمی شود روایتشان كرد. این روزها حال من همین ها بودند. (وای خدای من) زندگی از این زبان هم خیلی زیباست.
آهان ...

*شل سیلورستاین

 

 تاریخ انتشار:   July 25, 2003 2:24 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir