اين روزها هر ايده وپروژه اي كه دوستان تلويزيوني درسر داشته باشند به سرعت به روي آنتن مي رود.البته درنظرداشته باشيد كه اين دوستان خودي هستند وايده هاي با ويژگي هاي خودي دارند.به هر حال پس از تجربه موفق سريال هاي 90 قسمتي حالا شبكه هاي مختلف سيما به مسابقه ورقابت با يكديگر مي پردازند .يكي از يكي بدتر.
پس از پايان پخش پاورچين ،به ترتيب سريال هاي بانكي ها از شبكه دو ،كوچه اقاقيا از شبكه پنج ،ودرآخر باغچه مينو از شبكه سه روي آنتن رفت.
دربانكي ها به كارگرداني مهدي مظلومي تماما از روش هاي امتحان پس داده بدون شرح استفاده شده است.از تيتراژ برنامه كه بگذريم تا موسيقي وترانه انتهايي سريال باشعري از يغماگلرويي وموسيقي حميدرضا صدري همه وهمه بدون تغييرمانده اند.تنهاتركيب بازيگران تاحدودي تغيير كرده،اما شخصيت ها عينا تكرار شخصيت هاي بدون شرح است با تغيير لوكيشن،تعداد بازيگران به طور غير منطقي افزايش يافته وخود به خود تعداد نسبت هاي هردمبيل!! فاميلي نيزافزايش يافته ،شيوه اي كه دربدون شرح براي توجيه برخوردهاي بين شخصيت ها استفاده شد ومهدي مظلومي اصلا هيچ ايده ي جديدي نداشته است وشايد هم اصلا زحمتي به خودش نداده است براي اينكه روش جديدي را براي ارتباط با مخاطب وهمچنين راضي نگه داشتن رئيسانش پيدا كند.وفرق اساسي بدون شرح با بانكي ها به تعداد مسئوليت هاي مهدي مظلومي مربوط مي شود.مظلومي كه براي بدون شرح مورد توجه منتقدان ومردم وستايش مديران سيما قرار گرفت به طورناگهاني طراحي صحنه ،نويسندگي ، تدوين(حرفه اصلي مظلومي)وكارگرداني را به طور همزمان بردوش خود قرار داد.به طوري كه از هرلحاظ مجموعه بانكي ها سخيف ودوراز انتظار به نظر مي رسد.مجموعه اي سراسر ضعيف .
اما بادرنظر گرفتن مجموعه جديد باغچه مينو مي توان مهمترين عامل سقوط وضعف بانكي ها را انتخاب نامناسب بازيگران براي شخصيت هاي داستان دانست.عامل مهمي كه در تمامي ساختارهاي ضعيف سينما وتلويزيوني مشاهده مي شود،يعني عدم شناخت كارگردان از بازيگران وعدم درك درست موقعيت تيپي.
سريال طنز ديگري كه درحال پخش است باغچه مينوي رضا صفدري است.
باپخش اين سريال تنها ايده اي كه براي توجيه ساخت اينگونه سريال ها به ذهن نويسنده مي رسد،اول:عادت هميشگي شبكه 3 براي پخش طنز شبانه است ودوم:سودهاي كلاني كه درچارچوب توليد وپخش اينگونه برنامه ها در ساعت هاي بخصوصي از شب به حساب تهيه كنندگان وسرمايه گذاران تلويزيوني مي رسد.درنبود مهران مديري ومهران غفوريان شبكه سه طرح رضا صفدري را باتمام نقايص وضعف هاي از پيش ديده شده به اجرا گذاشت.تيتراژ اين سريال باآهنگي شبيه به پشت كنكوري ها پرشده است.
تمام شخصيت هاي سريال به طور كامل تكراري انتخاب شده اند.شايد بتوان گفت كه حتي يك شخصيت جديد براي اين سريال پردازش نشده است.
اويسي نقش بدون شرح اش را بازي مي كند.رضويان نقش پاورچين اش را،داودنژادها تماما خودشان را بازي مي كنند،و...
اين سريال ازلحاظ هنري هيچ گونه دستاورد تازه اي به همراه نداشته است.اما نكته مهم نويسندگي مهراب قاسم خاني وهمكارانش دراين سريال است.كاري كه به طور حتم تمام موفقيت هاي پاورچين را ازبين مي برد.ومي توان گفت كه بااين كار قاسم خاني ها ،تمام افتخارات پاورچين يك جا به مهران مديري مي رسد.بااين تذكركه تابه حال به نظر مي رسيد همكاري خوب وهماهنگي عالي قاسم خاني ها ومديري باعث خلق پاورچين شده است.
ازاداهاوتكه كلام هاي تكراري كه بگذريم نكته قابل ذكر به انتهاي برنامه برمي گردد جايي كه براي اولين بار به اين شكل بازيگري به اجراي يك قطعه موسيقي مي پردازد.اما بدترين واقعه اين است كه مخاطبان سيما درحال حاضر با دو نمونه بدون شرح مواجه شده اند.هردو نمونه بسيارضعيف تر از بدون شرح اصلي هستند وهردونمونه كاملا تكراري، بي حس ،وعصبي كننده دنبال مي شوند.
ودرآخر سريال كوچه اقاقياي رضا عطاران.
با همه ضعف ها ومشكلاتي كه اين برنامه دارد، مي توان گفت كه به بهترين وجه ممكن از امكانات موجود استفاده شده است.
اول از همه به بازگشت چهره دوست داشتني وقديمي والبته آشناي تمام خانواده ها به عرصه تلويزيون والبته بازيگري مي توان اشاره كرد،منوچهرنوذري پس از سالها دوري اين باربه بازي در سريال هاي طنز شبانه مشغول شده است.تجربه اي كه باتمام 51 سال تجربه نوذري تفاوت خواهد داشت.تجربه سختي كه بايد ديد از توان نوذري با سن بالايش بر خواهد آمد يا نه،تصور 90 شب پي در پي كار مداوم وحضور در محيط كاري براي نوذري دشوار به نظر مي رسد،عطاران نقش بسيارخوبي را براي نوذري دراين سريال درنظر گرفته است.به جز نوذري مي توان به بازي درخشان شفيعي جم ،عطاران ،تيموري ،صالحي ،وديگر بازيگران اين سريال اشاره كرد.باتوجه به اين موضوع كه عطاران خود به اين نكته اشاره كرده است كه نقش هاي سريال را بسيار شبيه به شخصيت خود بازيگران درآورده است مي توان انتظار بازي خوبي از مجموعه بازيگران اين سريال داشت.به طوري كه حتي بازيگراني كه تاقبل از كوچه اقاقيا يك كار طنزهم انجام نداده اند در مجموعه بازي هاي خوب حل شده اند وحضورشان بسيار به موقع وبه جا به نظر مي رسد.
دركنار بازيگري ،كارگرداني نسبتا موفق عطاران ونوشته هاي منطقي نويسندگان و تدوين مناسب توانسته است كوچه اقاقيا را به مجموعه مورد علاقه خانواده ها تبديل كند.موسيقي وترانه هايي كه خودعطاران اجرا كرده است حالا تبديل به يك ترانه محبوب شده است.ترانه اي كه به صورت خودآگاه نوستالوژيك درآمده است.
عطاران دراين سريال از موضوع هايي استفاده كرد كه به نظر نمي رسيد موفق به گذراز مميزي سيما شود.بازي پي در پي با فيلم ها وآهنگ هاي قديمي وجديد،استفاده از شخصيت هاي واقعي در بعضي از قسمت ها(مانند قسمت مربوط به احمدزاده)كه موضوع مورد علاقه عطاران است(توجه كنيد به مجموعه زيرآسمان شهر1 و2 بانويسندگي عطاران كه باهمين شيوه تعداد زيادي از قسمت ها ساخته شده وموردتوجه مردم نيز قرار گرفته بود.)از نكات مهم ديگري است كه درموفقيت سريال نقش اساسي ايفا مي كنند.
واين نكته كه موضوع ترانه ها كاملا به مرگ وزندگي مربوط مي شودوسير داستاني مربوط به شخص آقاي تهراني كه عشق به زندگي را نشانه رفته است واسم اوليه سريال(ماجراهاي خانه آقاي تهراني)نشان ميدهد كه عطاران ازابتدا برروي نقش نوذري تمركز زيادي داشته است كه بامرور زمان وورود شخصيت هاي جديد اين تمركز به طور محسوسي ازبين رفته است.
به هرحال باتوجه به سابقه سيما در ادامه توليد برنامه هاي موفق در سالهاي اخير مي توان مطمئن بود كه حتي شكست سخت بانكي ها وباغچه مينو باعث ازبين رفتن اين مكتب پول ساز تلويزيوني نخواهد شد.