English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  طنز


توفیق، هنوز هم توقیف است ...

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: جلال سمیعی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
نگاهی به نشریات طنز قدیمی ایران
 

اشاره: طنز، یکی از بهترین سلاح ها در طول تاریخ برای مبارزه بوده؛ مبارزه با غصه های کمرشکن و با آدم هایی که بینی مبارکشان به هر دلیلی، جلوی دیدشان را می گرفته! نیش زنبور طنز، بینی حضرات را تلنگری می زده، تا مبادا خواب خوش شان ادامه داشته باشد! توی آسمان فلک زده ی (!) طنازی، ستاره هایی هستند که سوسوی شان درخشان تر از بقیه به چشم می خورد. از این شماره به بعد، بر آنیم تا با یادی از گذشتگانی که میراث ماندگارشان، هنوز زنده و پابرجا به کار قلقلک دادن دل های خسته و حضرات دل شکسته (!) می آید، کمی از دغدغه هایی بدانیم که هنوز کهنه نشده اند. با ما همراه شوید از نقد و یاری خویش محروممان نکنید.

شب جمعه، دو تا چیز یادت نره ... دوم: توفیق!

سال ها از تاسیس و توقیف هفته نامه ی توفیق می گذرد. اما بی تردید، توفیق از نشریاتی ست که نه به خاطر جسارتش در نشر طنزهای سیاسی و اجتماعی و شکستن خط قرمزها، بلکه به خاطر حاکمیت سلیقه ای هوشمندانه و رندانه در انتقاد از هر آن کس که دستی در کار دارد و باری بر دوش مردم می گذارد (!)، جاودانه مانده. هنوز تاثیر شیوه ی یگانه ی توفیق، در کار و شخصیت بسیاری از بزرگان طنز معاصرمان آشکار است؛ هنوز، عمران صلاحی، منوچهر احترامی، کیومرث صابری و ... بخش بزرگی از خاطرات تلخ و شیرین زیستنشان با خندیدن و خنداندن را از دوران توفیق دارند.

هفته نامه ی توفیق، به مدیریت حسن توفیق در 1301 شمسی به راه افتاد و پس از وی، محمدعلی توفیق، فرزندش، روزنامه را منتشر کرد... تا سال 1332 که با کودتای معروف مرداد ماه، توفیق مدتی سکوت کرد. سپس برادران توفیق - حسن، حسین و عباس - دوباره توفیق را منتشر کردند و آشیانه ای ساختند برای تربیت بسیاری از طنزپردازان و کاریکاتوریست های موفق معاصر. انتشار توفیق در سال 1350، یعنی در دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا، به کلی متوقف شد. فکاهی های گوناگون، کاریکاتورهای روی جلد و اشعاری که در میان عامه ی مردم شوری می انداخت و مسوولان حکومت را نیز خشمگین و درمانده می کرد، روزنامه ی حیوانات، حزب مشهور خران و ... مواردی اند که باید به تفصیل و از زبان استادانی که خود پرورده ی توفیق اند، بررسی شان کرد. در شماره های بعد، بیشتر از توفیق و هم کلاسی هایش (!) خواهیم گفت. وظیفه ی خود می دانیم از کمک های بزرگوارانه ی استادمان، آقای ابوالفضل زرویی نصرآباد، به خاطر در اختیار گذاردن دوره ی توفیق و راهنمایی های سودمندشان تشکر کنیم.
راستی، توفیق هنوز هم توقیف است! شاید بشود از روی خنده های گم شده ی مردم این را فهمید ... .


نزاع

هفته ی پیش تلفنی به بخش حوادث روزنامه حیوانات خبر دادند که دو الاغ نر و ماده به سختی یکدیگر را مجروح کرده اند. بلافاصله آقای «اوساچسک زاده» خبرنگار مخصوص این ستون در صدد تحقیق برآمدند و پس از تحقیق معلوم شد که این دو الاغ زن و شوهر بوده اند و خانم الاغ چون شب عید بوده و همسایه بغل دستی شان یک «پالون پوست» خریده بوده، او هم از شوهرش تقاضای یک «پالون پوست» می کند و چون شوهر مشارالیها کارمند پیمانی طویله اوستا شعبون می باشد لذا از جهت پول و پله در مضیقه بوده و خانم این الم شنگه را بپا کرده است.

ما ضمن ابراز تاسف از این گونه پیش آمدها که مختص جنس دوپا می باشد، از کلیه ماچه خرهای عزیز تقاضا می کنیم که این شب عیدی یک جوری با شوهرانشان کنار بیایند و اخلاق سگ آدمها بهشان سرایت نکند!
از شماره ی نوروز سال 1342


پیشنهاد اصلاحی

یکی از فواید غیر قابل انکار کنفرانس اقتصادی این بود که طی نطق های غرا و سخنرانی های آتشین حالی مان کردند که «چه نشسته اید که عادات قرون وسطایی مدتهاست در مملکت شش هزار ساله از میان برداشته شده است».

اولا که خوب شد این موضوع به این مهمی را زودتر به ما گوشزد کردند، وگرنه پنجاه سال دیگر هم ما یکی که حقیقتا مردش نبودیم این موضوع را کشف کنیم و پیش خود به معلوماتمان بیفزاییم. ثانیا به عقیده کاکا توفیق تنها از بین بردن عادات قرون وسطایی درد چندانی از مردم دوا نمی کند. چون به فرض این که عادات قرون وسطایی بکلی از بین رفته باشد، باز هم مردم گرفتار عادات زیادی هستند که مربوط به قبل از قرون وسطی است و متاسفانه خیلی ناجورتر و ناسورتر از عادات قرون وسطایی ست.

مثلا غذا خوردن، یا باصطلاح علمی تنور شکم دم به دم تافتن، خودش یک نوع عادت قبل از فرون وسطایی است که پدر صاحب بچه را درمی آورد!
لباس پوشیدن هم تقریبا از آن عادات خیلی ناجور قبل از قرون وسطایی و بعد از عصر حجر است که ترک کردن آن با مشکلات کلی تصادف می کند!

حرف زدن، کار کردن مغز، نفس کشیدن، راضی و ناراضی بودن و هزار و یک عادت دیگر، همه اش ریشه قبل از قرون وسطایی دارد و بدبختانه روز به روز هم شدیدتر می شود. بنابراین اعضای « هیئت ترک عادت » روزنامه فکاهی توفیق بطور دسته جمعی پیشنهاد می کنند که اگر اولیای امور واقعا کمر خدمت مردم را بسته اند، با یک تصمیم سریع، ظرف دو سه دقیقه عادت قبل از قرون وسطایی را هم از بین ببرند تا هم خیال خودشان راحت شود و هم خیال مردم!
از شماره ی سیزده بدر 1342


دکتر ناشی

خبر رسیده از بیمارستان هزار و یک رختخوابی حاکیست که رحیم فرزند جلیل روز گذشته برای عمل جراحی در ناحیه آبگاه به آن بیمارستان رفته و هنوز که هنوز است از مردن وی خبری نشده!

این خبر در مقامات پزشکی روزنامه فکاهی توفیق با قید احتیاط تلقی شده و گفته می شود که ممکن است یک عده دکتر ناشی تازگی ها در بیمارستان هزار و یک رختخوابی شروع بکار کرده باشند.
از شماره ی سیزده بدر 1342


مرد مودب

مرد مودب کسی است که از اول صبح در صف اتوبوس بایستد و برای خانمهایی که قرار است بعدا سوار اتوبوس شوند و در آن بایستند، صندلی خالی کند!
از شماره ی سیزده بدر 1342

 

 تاریخ انتشار:   July 5, 2003 12:50 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir