پس از انتشار گفتگوی هفتسنگ با مدیران سایت پرشینبلاگ، آقای سید رضا شکراللهی جوابیه زیر را به هفت سنگ ارسال نمودند که بی هیچ توضیحی توجه شما را بدان جلب میکنیم:
گفتوگوی هفتسنگ با مدیران پرشینبلاگ، گام خوب دیگری بود برای این که آنها بیش از پیش خود را در معرض پرسش ببینند. اساسا معتقدم اشکال بزرگی که بر این مدیران جوان و فعال وارد است، همان اشکالیست که دولتمردان اصلاحطلب ما هم به آن گرفتارند؛ یعنی شترسواری دولا دولا! یا باید مثل حضرات بلاگاسکای کلا از خیر روبهرو شدن با دیگران گذشت و پاسخگو نبود ویا آن که اگر به میدان میآیی، لوازم این شفافیت را هم بپذیری. که البته من به مدیران پرشینبلاگ توصیه میکنم همچنان تلاش کنند شفاف بمانند و به لوازم این وضعیت وفادار بمانند.
و اما در گفتوگوی مذکور، از آنجا که غیرمستقیم اشارهای هم به بنده و نامهی کذایی بنده شده بود، لازم دانستم نکاتی را بهاختصار بیان کنم؛ نه لزوما برای دفاع از خود که برای شفافتر شدن ماجرا.
من آن نامهی تحسینآمیز تهدیدآمیز را هنگامی نوشتم که ایمیلهای پی درپیام به مدیران سایت بیجواب مانده بود و سر و کلهی بلاگاسکای هم پیدا شده بود. آن نامه را سرگشاده نوشتم و از سر دلسوزی برای آن که شاید پاسخی بدهند و یا اقدامی کنند برای رفع مشکلات عدیدهی سایت. انتشار نامه در آیتیایران با عنوان "هشدار به مدیران پرشینبلاگ" و بازتاب آن در گویا نیوز و بسیاری جاهای دیگر، هیچ ربطی به من نداشت و به هیچ وجه قصد نداشتم در بهوجود آمدن یک فضای منفی علیه آنها هیزمی به آتش ریخته باشم. اما افسوس که آقایان مدیر بعد از آن هم به خود زحمت ندادند پاسخ یکی از کاربران فعال خود را بدهند که وبلاگش روزانه بین 200 تا 1000 بازدیدکننده داشت؛ آن هم نه وبلاگی که مطالب سکسی داشت و نه سیاسینویس بود و نه حتا شخصی، بلکه نگاهی انتقادی بود به مسایل فرهنگی و هنری کشور. با این وصف و بهرغم بیاعتنایی آنها سکوت کردم و به نیش و کنایههای دیگران توجهی نکردم، و وبلاگی را هم که در بلاگاسکای باز کردم، فقط به این خاطر بود که کسی شیطنت نکند و آدرس و عنوان آن را اشغال نکند. من حتا به یکی دیگر از دوستان فعال دیگر شدیدا توصیه کردم اثاثکشی نکند و تا زمانی که مستقل نشده از پرشینبلاگ بیرون نرود. هرچند این دوست توصیهی مرا نشنیده گرفت، اما خود من همچنان در خوابگرد پرشینبلاگ نوشتم تا زمانی که توانستم آن را به شکل یک وبسایت مستقل درآورم. به هنگام کوچ هم حتا صریحا گفتم که بهرغم نامهربانیهای مدیران سایت، این کوچ صرفا بهخاطر افزودن امکانات خوابگرد برای پاسخگویی به نیازهای خوانندگان آن انجام شده و بههیچوجه قهرآمیز نیست.
واقعا نمیدانم من چگونه و با چه لحن دیگری باید این اقدام را میکردم تا ایشان التفاتی بفرمایند؟! اما بههرحال خوشحالام که آن اقدام بخشی از دلایلی شد که مدیران پرشینبلاگ را به خود بیاورد و در رفع کاستیهای سایت اقدام کنند.
همچنان معتقدم اقدام آنها در راهاندازی پرشینبلاگ یک اقدام جسورانه و قابل تحسین است و خدمتی که ایشان به گسترش زبان فارسی در دنیای وب و چرخش اطلاعات به این زبان کردند، در یادها خواهد ماند.
و دیگر آن که نمیدانم چرا مدیران سایت در مورد صرفهی اقتصادی سایت اینقدر طفره میروند؟ توضیح کلی جنبههای اقتصادی سایت، نه تنها به شایعههای عجیب و غریب دراین باره پایان میدهد که اساسا میخواهم بگویم مگر چه اشکالی دارد که ایشان از این راه کسب درآمد کنند؟ وقتی میگویم دولا دولا، به این جا هم برمیگردد. نمیدانم چرا ایشان فکر میکنند کسب درآمد از این راه گناه است و مذموم که اینقدر زیرکانه از توضیح آن جاخالی میکنند؟! خود من شخصا در شروع راهاندازی وبسایت خوابگرد، بخشی را هم برای آگهی درنظر گرفتهام و با جایی هم قرار مالی گذاشتهام که تا مدتی با معرفی آثارشان از این راه کسب درآمد هم بکنم، هرچند این درآمد فعلا درحد تهیهی کارت اشتراک اینترنت است و نه بیشتر! آیا این موضوع باید کسر شان باشد؟ این مسئله هم جزو آن اختصاصات مزخرف فرهنگ ما ایرانیهاست که نمیدانم چه زمانی از شر آن خلاص خواهیم شد.
بار دیگر برای مدیران پرشینبلاگ آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همانطور که وعده دادهاند، با افزودن به امکانات ادیتور کاربران، گام دیگری در رشد و بالندگی سایت بردارند.
۱۲ تیرماه ۱۳۸۲
سیدرضا شکراللهی
خوابگرد