English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ماه عسل


فلسفه‌ی ماه عسل

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
به قول دوستی که می گفت: «من شب‌ها به این امید می‌خوابم که صبح روشنفکر بشم.»
 

چند وقت پیش دوستی تشر زد که: «مرده شورت را ببرند با این نوشتنت! تو یا مزه ی ماه عسل رو نچشیدی یا خودت رو می زنی به دیوار... آدم می آید ماه عسل شیرین بشه ... دو دقیقه میمونه مثل زهر مار می شه میره بیرون... بابا ماه عسل بعد از عروسی است نه بعد از مراسم فوت...» و کلی حرف دیگر که نمی شود نوشت. نه این که خصوصی باشد - که محرم تر از شما کجا؟ - فحش را که نمی شود همه جا نوشت.

به هر حال قبلا هم بعضی از این حرف ها را شنیده بودم.عنوان ماه عسل بعداز یك زیارت انتخاب شد و گرنه ما کجا وماه عسل کجا؟ در ماه عسل به خاطر داغ بودن و سرمست از پیروز شدن و هم چنین پوزه ی رقیب را به خاک مالیدن...آدمیزاد خیلی از چیزها را نمی بیند و فقط به عسل خوردن می اندیشد ... اما فقط همین ندیدن و نقص آن در ما واضح است. برای منی که نمی توانم خیلی از چیزها را درک کنم مثلا جنبش دانشجویی را، دموکراسی را، گدایی یك خانواده با دو فرزند خویش در میدان ولی عصر را، دروغ را، لج بازی را....

دعا كنید که ما هم روزی خوب شویم و مثل دیگران بتوانیم این مضامین عالی و مترقی رادرک كنیم. باز هم به قول دوستی که می گفت: «من شب‌ها به این امید می‌خوابم که صبح روشنفکر بشم.»

صبر و حوصله ی بروبچه های 7سنگ و خوانندگان نشریه زیاد است و گرنه این ستون باید می رفت آن جایی که آن آقای پادشاه فاتح هند رفت.

زیاده عرضی نیست

 

 تاریخ انتشار:   June 20, 2003 10:45 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir