چند وقت پیش دوستی تشر زد که: «مرده شورت را ببرند با این نوشتنت! تو یا مزه ی ماه عسل رو نچشیدی یا خودت رو می زنی به دیوار... آدم می آید ماه عسل شیرین بشه ... دو دقیقه میمونه مثل زهر مار می شه میره بیرون... بابا ماه عسل بعد از عروسی است نه بعد از مراسم فوت...» و کلی حرف دیگر که نمی شود نوشت. نه این که خصوصی باشد - که محرم تر از شما کجا؟ - فحش را که نمی شود همه جا نوشت.
به هر حال قبلا هم بعضی از این حرف ها را شنیده بودم.عنوان ماه عسل بعداز یك زیارت انتخاب شد و گرنه ما کجا وماه عسل کجا؟ در ماه عسل به خاطر داغ بودن و سرمست از پیروز شدن و هم چنین پوزه ی رقیب را به خاک مالیدن...آدمیزاد خیلی از چیزها را نمی بیند و فقط به عسل خوردن می اندیشد ... اما فقط همین ندیدن و نقص آن در ما واضح است. برای منی که نمی توانم خیلی از چیزها را درک کنم مثلا جنبش دانشجویی را، دموکراسی را، گدایی یك خانواده با دو فرزند خویش در میدان ولی عصر را، دروغ را، لج بازی را....
دعا كنید که ما هم روزی خوب شویم و مثل دیگران بتوانیم این مضامین عالی و مترقی رادرک كنیم. باز هم به قول دوستی که می گفت: «من شبها به این امید میخوابم که صبح روشنفکر بشم.»
صبر و حوصله ی بروبچه های 7سنگ و خوانندگان نشریه زیاد است و گرنه این ستون باید می رفت آن جایی که آن آقای پادشاه فاتح هند رفت.
زیاده عرضی نیست