وشماره ی قبل در 7سنگ مجموعه ی عکسی منتشر شد پیرامون گورستانی از اعدامیان ان سیاسی در گوشه ای از شهر تهران....
در نظرخواهی پر و پیمان آن مطلب،حرف هایی آمده بود از جنس غربت... ناله هایی از «آن طرف آب» و چقدر مبارزخستگی ناپذیر در راه وطن و آزادی...!
عزیزان! حضرات عالی ممکن است اگر امشب کف رستورانی که در آن کار می کنید را تمیز نکنید مجبور باشید شب را گرسنه بخوابید. اما هم چنان با روحیه در راه وطن خویش می جنگید...مطمئنم هر لقمه ای که می خورید به یاد وطن است ولاغیر. وطنی که زندگی در چهارچوب تنگ آن برای روح بزرگ وانقلابی شما کوچک بود و آن چنان به شما فشار آورد که با آن سوابق مبارزاتی مجبور شدید شبانه، لب مرز، قاچاقی و از بین گلهی گوسفندان خود از این کشور که قدر شما را نمی دانستند، خارج کنید.
آهای آواره های دور از وطن! اگر واقعا مبارز بودید، می ماندید و مبارزه می کردید و از عواقبش نمی ترسیدید چه افتخاری بالاتر از مردن در راه عقیده!
به جرات می گویم کسانی که ماندند و حرفشان هم را زدند شرف دارند بر تمامی کسانی که رفتند و دستی به بند تنبان خویش و دست دیگر به... ولیعهد بخت برگشته ی سابق دارند.
آن قدر ناله از وطن سر ندهید و در آرزوی خویش گلستان نسازید ...
وطن متعلق به آدم هایی است که «خاک و ریشه و مردم» آن را دوست دارند... نه فقط اسمش را به همراه شبگردی های شبانه و روزانه کافه های لندن و پاریس و لسآنجلس ...