English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  رسانه


۴۰چراغ، هدیه ای برای تاریکی وخاموشی

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
۴۰چراغ نشریه‌ای شیک و مرفه است برای جوانان هم جنس خود. نشریه‌ای بدون درد و ژل زده ...
 

شنبه صبح، حدود نیم ساعت برای سرویس دانشگاه، روبه روی یک کیوسک مطبوعاتی معطل شدم...اول هفته و نشریات منتشر شده در همان روز....

هر عابر نگاهی سریع به «تیتر یک» روزنامه ها می انداخت واگر طالب بود روزنامه ای را خریداری می کرد... اما این میان بعضی از دخترکان دبیرستانی حکایتی جالب داشتند...مستقیم به سراغ 40 چراغ می رفتند و اگر هم حوصله ی نگاه به پیشخان کیوسک را نداشتند از فروشنده می پرسیدند: «آقا 40چراغ اومده؟»

این نوشته شاید تاحدودی غلو شده و یک جانبه به نظربیایداما حاصل چندین ساعت گفتگو با جوانانی است که دراین مملکت زندگی می کنند و نفس می کشند.

۴۰چراغ هفته نامه ای است که باشعار جوانان نسل سومی شروع به کار کرد...حال این نسل سوم چیست واز چه منبعی صادر شده عموزاده ی خلیلی (مدیر مسوول) و خوشخو(دبیر تحریریه) دانند و بس... به قول دوستی اگر منظور مائیم، از کدام طرف شمردند که سوم شدیم؟

40 چراغ با طرز انتخاب مطلب و جریان فکری حاکم بر آن سعی دارد خود را از نشریات جدا کند و بالا ببرد.اما این میان آن چه باعث تاسف است، عادت و سوق دادن مخاطب به تک خوانی آن نشریه است زیرا مخاطب با عادت به خواندن 40 چراغ کمتر به سراغ نشریه ای دیگر می رود. حال با وضع موجود اگرروزی 40 چراغ تعطیل شود،تکلیف مخاطب سرخورده ی آن چیست؟ چقدر بایدزمان بگذرد تا به نشریه ی دیگر روی آورد؟ تاوان سرخوردگی این نسل به ظاهر سوم باید از چه کسی یا کسانی گرفته شود؟

40 چراغ را نمی توان نشریه ای دانست که پس از خواندن آن اندیشه ای پیدا شود.آن گونه به نظر می رسد که مطالب هیجانی وپرمخاطب آن تنها برای وقت کشی وگذران اوقات فراغت مناسب است.مثلا بخش طنزکه پرخواننده ترین بخش نشریه است دست نوشته هایی است از کودکی فهیم به نام امیرژوله که با تمام اشتباهات نوشتاری وغیر طنزمبتنی بر غریزه ی آن به عنوان الگویی از طنزدر مطبوعات قحطی و فلک زده ی حتی دانشجویی هم مطرح می شود.ای کاش شما هم در جشن شماره ی 40 نشریه یا نمایشگاه مطبوعات شاهد پرپر زدن جماعت برای ملاقات وامضاء گرفتن از آقای ژوله بودید!دفتر نظرخواهی را هم ببنید کفایت می کند.

40 چراغ موجی راه انداخته پر از طرفدار و خواننده ی از جان گذشته! که هر لحظه احتمال و امکان نامزد شدن سران نشریه در انتخابات بعدی می رود ...

۴۰چراغ نشریه‌ای شیک و مرفه است برای جوانان هم جنس خود. نشریه‌ای بدون درد و ژل زده ...


از دیگر اشکالات این نشریه، بیل و کلنگی است که بر زبان نوشتاری فارسی وارد می کنند 40 چراغی ها در اکثر بخش های مجله زبان گفتاری را به صورت نوشتاری با جمله ها و فعل های شکسته بسته می آورند تا احساس صمیمیت بیشتری کنند.

نگاه کنید به افرادی که در تحریریه می نویسند، محدود و بسته. شاید زمان زیادی باشد که فکر و فرد جدیدی وارد این نشریه نشده است.

به هر صورت به نظر حقیر کمی هم باید از بیرون نگاه کرد تا شاید این طور نشود که تغاری بشکند ماستی بریزد/ شود دنیا به کام کاسه لیسان.

 

 تاریخ انتشار:   May 30, 2003 2:33 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir