شانزدهمين نمايشگاه بين المللي کتاب فرصتي بود تا بنشينيم و با معلم دوران کودکيمان گپي بزنيم .
مصطفي رحماندوست در آن روز ها با ما به زبان خودمان ، زبان شعر و قصه و شادي ، حرف مي زد و امروز هم که به ديدنش رفتيم ، به زبان خودمان ، زبان رايانه و هزينه و فرهنگ و گاهي حتي گلايه ، حرف زد .
هميشه از خودم مي پرسيدم که او چگونه نام خود را در حافظه ي تمام کودکان ديروز و امروز ايران ثبت کرد !؟
جوابش را پيدا کردم ، او هيچوقت اسير دنياي آدم بزرگ ها نشد !
و براي او چه پاداشي بزرگتر از اين که هيچ وقت در هيچ نقاشي کودکانه اي تيره نخواهد شد .....
دوستانه :
( ما ميخواستيم به رسم ميزباني ايرانيان، پيش بياييم و با تو احوالپرسي كنيم. اما بعد فكر كرديم، بهتر است در يكي از اتاقها، بساط چاي را برپا كنيم و منتظر بمانيم تا تو همه خانه را خوب ببيني و اگر فرصتي داشتي در اتاق پديدآوران به ديدارمان بيايي. در اين اتاق با كساني آشنا خواهي شد كه آخرين سكههاي ته جيبشان را هم براي ساختن خانه دوستانه خرج كردهاند. آنان كه روزها و شبهاي بسيار دور يك ميز نشستند و فكر كردند و حرف زدند و (البته كه چاي هم خوردند!) و آخر هم عمل كردند. دوستاني كه به هيچ سازمان يا نهاد دولتي وابسته نيستند براي همين هم هميشه پول كم ميآوردند! ولي اينها باعث نشد كه بترسند و پشتشان بلرزد، چون ميدانستند كه بالاخره تو از راه ميرسي، درست وقتي كه خانه ساخته شده است.... )
********
تيراژ کتاب هاي کاغذي و مطبوعات و نشريات الکترونيک بالا رفته است .
در سال 1985 ، کنگره اي در لندن برگزار شد با عنوان an expensive material .
در اون کنگره بحث بر سر اين مسئله بود که آيا گسترش کتاب هاي الکترونيک جلوي انتشار کتاب هاي کاغذي رو مي گيره يا نه ؟ در اون سال ها هنوز بحث انتشار کتاب از طريق وب مطرح نبود و منظور از کتاب الکترونيکي انتشار از طريق CD بود .
اين مسئله در يک دوره ي ده ساله بررسي شد و نتيجه ي خيلي جالبي به دست اومد :
اگر چه رشد جمعيت در اين سال ها در اروپا منفي بود اما تيراژ کتاب هاي کاغذي و در کنارش مطبوعات و نشريات الکترونيک بالا رفته بود .
سيستم توضيع کتاب در ايران يک سيستم روستاييه .
چند سال پيش زمزمه هايي مبني بر استفاده از کتاب هاي الکترونيک در ايران بود و من براي گسترش استفاده از اين کتاب ها فعاليت مي کردم . معتقدم پيشرفت هايي صورت گرفته اما نسبت به سرعت جهاني ، خيلي کم بوده . علاوه بر اين سطح مطالعه در کشور ما خيلي پايينه و سيستم توضيع کتاب - مخصوصا در شهرستان ها - يک سيستم روستاييست در نتيجه بايد به فکر راه جديد براي رسوندن کتاب به مخاطب باشيم .
تعريف من از کتاب ، همون کتاب کاغذي و سنتيه اما استفاده از کتاب الکترونيک هم يک راه جديده و به بالا بردن سطح مطالعه ي مردم کمک مي کنه .
365 کتاب براي 365 روز سال :
سه ساله که دوستانه به عنوان اولين کتابخونه ي الکترونيکي در ايران براي کودکان راه اندازي شده اما به علت مشکلات اقتصادي ، به صورت منظم به روز نمي شه . توي اين سايت من براي بچه ها شعر ها و قصه ها رو خوندم و علاوه بر متن کتاب ها و نقاشي ، خلاصه ي داستان رو به صورت انگليسي قرار دادم .
تصميم دارم در اين کتابخونه 365 داستان براي 365 روز سال بچه ها تامين کنم . تا حالا تعداد کتاب ها به صد و دوازده جلد رسيده و پانزده جلد ديگه هم در حال آماده شدنه .
کتاب در ايران به نسبت جيب فرهنگي و جيب اقتصادي ما خيلي گرونه .
کتاب در ايران کالاي گرونيه . معمولا وقتي کسي اين حرف رو ميزنه ، ناشران و مسئولان مي گن : قيمت يک پفک نمکي هم همين قدره !
متاسفانه فرهنگي که براي خريد يک پفک نمکي پشت سر ماست خيلي قوي تر از فرهنگيه که ما رو وادار مي کنه تا يک کتاب بخريم ! خريد کتاب در سبد خريد خانواده ي ايراني ، در رديف بيست و سوم قرار داره و اين در حاليه که خريد تنقلات در رديف هفتمه ! کتاب در ايران به نسبت جيب فرهنگي و جيب اقتصادي ما خيلي گرونه .
وزارت ارشاد به ناشران يارانه مي ده و اون ها هم اين کتاب هاي کارتوني بي محتوا رو که خود به خود پولسازه منتشر مي کنند ! ارشاد بايد اين يارانه رو به خواننده بده !
البته يک سال اين اتفاق افتاد ! صد و پنجاه ميليون تومن بن کتاب به دانش آموزان داده شد و هشتاد ميليون تومن برگشت . اگر تصور کنيم که هفتاد ميليون تومن هم خود بچه ها هزينه کرده باشند ، بايد قبول کنيم که حرکت خوبي بوده . اما چون اين کار دردسر داشت و علاوه بر اون براي مديران ژست نداشت ! تکرار نشد .
شايد کتاب هاي الکترونيکي راهي باشند براي مقابله با اين گروني !