تهران 82 - یک
صدای گریه مردی توجه ام را جلب می کند. بخشی از یك گزارش تلویزیونی ست از وضعیت آوارگی مردی همراه خانواده اش که خانه شان بر اثر قدمت و احتمالا بارندگی شدید فروریخته و همه سرمایه اش بر باد رفته. خانه ای که به دلیل قرار داشتن در طرح شهرداری آنها را بلاتکلیف گذاشته، نه مجوز بازسازی می دهند و نه وجهی در ازای آن پرداخت می کنند تا به دنبال سرپناهی دیگر باشند ...
چرا همیشه باید غروری شکسته شود و امیدی ناامید، تا مسوولین محترم! لطف کنند و به فکر راه چارهای ـ البته تنها برای یکی از این افراد ـ بیفتند؟
تا همین حالا و پس از گذشت چند روز چند خانه دیگر ویران شده و چند تای دیگر در نوبت اند را خدا می داند!
تهران 82 - دو
به گزارش صدا و سیمای جمهوری اسلامی، کمکهای ایران برای مردم عراق بالغ بر دو و نیم میلیارد ریال ارزش داشته، البته تا قبل از اعلام جمع آوری کمک های مردمی! و همین طور خبر جدیدی از رسیدن کمکهای مردمی که شامل بیش از ۷۰ تن محموله های غذایی و دارویی بوده، حكایت دارد!
این درست است که عراقی ها در وضعیت بسیار بد اقتصادی و اجتماعی بسر می برند (که البته وضعیت آنها به اینگونه هم نخواهد ماند) اصل كمك به همنوع هم به جای خود، اما وقتی در کشور خودمان که در شرایط صلح هم به سر می برد و سالهاست كه جنگ را پشت سر گذشته، مواردی مثل مورد مذکور(۱)، آن هم در بخشی گسترده وجود دارد، آیا روا است كه چراغ خانه را حتی به مسجد ببریم؟
وقتی در استان تهران و در همین پایتخت نمونه های بسیاری از این افراد وجود دارند پس اوضاع در شهرستانها و روستاهای محروم چگونه است؟
اینجا مقصر اصلی مردم نیستند. آنها نمی دانند در همین شهر، کمی دورتر، چه می گذرد كه با نیتی خیر به محرومین خارج از مرزها کمک می کنند، اما آیا مسئولین هم نمی دانند؟
اگر بتوانیم به کمک هم کشوری آباد داشته باشیم و مردمی تا حد تعادل بی نیاز، الگوی بسیار بهتری ست تا اینکه مردم كشور خودمان را به حال خود گذاشته و به جایش مردم کشورهای دیگر را تامین کنیم.
این عمل تظاهر و ریا است یا عمل نیک؟