English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  سینما


چگونه شراب بنوشیم، زنا كنیم و آنگاه به بهشت برویم

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: یاسر امیری

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
آقای فرمان‌آرا حسابی دست كم گرفتن‌مان، انگاری همه هیچ نمی‌دانیم. نه، شاید هم تقصیر من و تو و فرمان‌آرا نیست، تقصیر آن ۱۵ دقیقه ایست كه نیست شده است.
 

آقای فرمان آرا حسابی دست كم گرفتنمان،انگاری همه هیچ نمی دانیم.نه، شاید هم تقصیر من وتو وفرمان آرا نیست، تقصیر آن ۱۵ دقیقه ایست كه نیست شده است، تقصیر همه مردانی ست كه فكر می كنند بیش از ما می دانند، بیش از ما می فهمند.
به هر حال ما همین فیلم را به نقد می كشیم.

برخلاف نظر بهروز افخمی كه به فیلم - داستان علاقه زیادی دارد، فرمان آرا نشان داده است كه بیشتر به دادزدن، شعاردادن به صورت مدرن و در آخر درددل كردن علاقه دارد.شخصیت های فیلم خانه‌ای روی آب یكی پس از دیگری وارد كادر می شوند و هنوز جان نگرفته اند شروع به بهانه جویی و درددل ودادوفریاد می كنند، گناهی پشت گناه دیگر. تنها برای آرامش خاطر آقای دكتر . فضای فیلم همچون یك مصاحبه غیر مستقیم است. آنچنان كه در یكی از صحنه ها دكترسپیدبخت به مادر و دختری كه مشغول داد و فریاد! هستند، می گوید: «با من هم كار داشتید؟»

از نظر نویسنده مطلب، بسیاری از وقایع وعوامل فیلم غیرقابل باور وزاید نشان می دهند،برای نمونه، چرا ژاله بایدنقشه قتل دكتر سپیدبخت را بكشد،حضور شخصیت پدر ژاله نشان دهنده چیست؟ فضای كوچه ای كه معتادان در آن قرار دارند غیرقابل باور ومصنوعی است و...

و آیا مهمترین نشانه گناهكار بودن یك مرد كروات زدن! است ،یا لخت راه رفتن در اتاق خواب، و به راستی فرمان آرا كه سال ها درامریكا زندگی كرده است كروات نمی زند. (این نشانه دستمالی شده وهمیشگی مردان فاسد و بدمن در سینما و تلویزیون ایران است: كرواتی بودن. از فرمان آرا انتظار نداشتیم.)

هنوز هم درفكرم كه آن همه سیمرغ بلورین به خاطر چه بوده است. (به استثنای بازی رضا كیانیان)

* زیباترین صحنه فیلم ، صحنه ابتدایی فیلم است.تصویر پرده تاریك وصدای گرم احمدشاملو كه تمامی فیلم را با كلام خویش بازگو می كند.همچون یك نقاله خوان.

كلیشه سازی

اكثر مجلات سینمایی در شماره های اخیر خود مطلبی را در مورد هدیه تهرانی نوشته اند. دچار سردرگمی شده ام، نمی دانم این زنجیره چگونه به هم متصل شده است. آیا همه سینماگران و منتقدان عقیده دارند كه سینمای ایران هدیه تهرانی را نابود كرده است؟ چطور و باچه دلیلی؟ اگر بازیگری كه تمامی راه های موفقیت را در پیش روی دارد ،از تمامی امكانات موجود سینما می تواند استفاده كندو...اما خود خواسته كلیشه ای می شود،درافكار مادی و مالی غوطه ور می شود تقصیر سینمای ایران وتماشاگران سینما و سینماداران و هزاران هزار نفر دیگر است جز شخص بازیگر؟هدیه تهرانی چطور وبا چه شیوه ای توسط سینمای ایران به تكرار كشیده شد؟ ما كه از تمامی مقاله ها ومطالب دوستان منتقد در این مورد هیچ نفهمیدیم. شاید هم تقصیر از ماست.

به امید روزی كه ایرانی آزاد باشد. نویسنده سینمایی آزاد باشد و هنرمند آزاد باشد.

 

 تاریخ انتشار:   April 19, 2003 12:30 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir