عزیز قصهی ما، از همان اول دغدغههای بزرگ داشت. در واقع هروقت حس میکرد که بشر به تغییر و تحولی عمیق نیاز دارد، اصلا با خودش و ارزشهای اصیل بشری رودربایستی نداشت. روزگار به کام نبود، اما او هم دست روزگار را از پشت بسته بود. به قول خودش: « زندگی یک هویج است؛ مهم است که از کدام طرفش شروع به خوردنش کنی. » همیشه هم گل مجالس مدرن و پستمدرن و شبیه اینها بود. از در هر مجمعی وارد میشد، همه خودشان را جمع و جور میکردند، چون میدانستند این یکی اهل شوخی نیست. همه میدانستند قهرمان قصهی ما، که همیشه هم مبارزه میکنند ـ حالا این که با که و چه و برای چه، در درجهی بعدی اهمیت است؛ مبارزه برای خود مبارزه ـ یک جور خاصی با بقیه متفاوت است. اصلا همه میدانستند او خیلی آزادی میخواهد. همیشه اول سررسیدش مینوشت مینوشت: به نام خداوندگار آزادی.
دورهی مبارزات عمیق شروع شده بود. او هم بر اساس آییننامهی وجدانیـاخلاقیاش، بلندترین صدا را در همایشها و تریبونهای دانشجویی و سالگردها داشت. همیشه توی عکس اول سایتها و روزنامههای داخلی و خارجی که این برنامهها را انعکاس میدادند، یک پای ثابت عکسها خود او بود؛ چهرهی گیرایی هم داشت، انصافا. یکجور عصبانیت و جدیت خاص که به کار آدمهای مبارز میآید و سرکارگرهایی که بالای سر کارگرهای ساختمانی میایستند تا مبادا به بهانهی سیگار کشیدن، ملاط را رها کنند یا گچ را کشته.
*
دورهی دوم زندگی قهرمان قصه، با گرایش او به معنویت خالص و از صافی عرفان گذشته آغاز شد. او هنوز هم معتقد به مبارزات آزادیخواهانه بود، ولی حالا میگفت: « این حق آدم است که حقوق را از سرچشمهای ماورایی هم طلب کند. » ظاهرش تغییر کرد، سر و ریشش نامرتب شد و دیگر کسی ندید که ادوکلن بزند. هرجا میرفت، دیوان حافظ جیبیاش را، که جلد قرمز داشت، هم میبرد. دو دوست صمیمیاش را هم رها کرد و کامل رفت توی نخ عرفان. کمتر در محافل عمومی شرکت میکرد؛ کمتر داد میزد و بیشتر شعرهایی را که از بر بود، میخواند. حتی یکی ـ دو بار دزدکی دفترچهاش را دید زده بودند و دیده بودند که شعر هم میگوید.
مشروط شد و درس و دانشگاه را رها کرد ؛ توی سربازی هم بخت یارش بود و شد منشی بهداری پادگان و کسی کاری به کارش نداشت.
*
سه سال بعد ، معروفترین رستوران غذای آمادهی شهر ، همانی بود که قهرمان قصهی ما با تبلیغات فراوان بازش کرده بود. میگفتند که از در و دیوارش تابلوهای خوشنویسی آویزان است.
اسم رستوران هم این بود : پیتزا آزادی.