نوروز جشن ملی ایرانیان از كهن ترین زمانها به یادگار مانده و همانند دیگر جشنها خاستگاه دینی و اسطوره ای دارد ریشه كلمه نوروز "نوگ روز" كه قدمت آن را از زمان هخامنشیان می دانند. نوروز قبل از اوستا وجود داشته و آثاری از جشن "گموك" بابلیان در آن به چشم می خورد در آن زمان اعتقاد بر این بود كه هر مرده ای فروهری دارد كه از 26 اسفند به دیدار مردگان می آید. آنها از آسمان می آیند و 10روزی نزد مردگان دیگر می مانند به همین دلیل مردم به سوی مردگان می شتافتند و برایشان آب و غذا می بردند عده ای دیگر معتقدند كه این روز (1 فروردین) جمشید در حالی كه برتخت طلائی خود نشسته بود و توسط مردم حمل می شد، ناگاه نوری از او ساطع شد و بنابراین مردم این روز را گرامی داشتند. عقیده دیگری نیز وجود دارد كه سولومون كه انگشتر خود را گم كرده بود و به همین دلیل سلطنت او از دست رفته بود سرانجام پس از 40 روز جستجو آنرا یافت و سلطنت خود را باز پس گرفت، بنابراین مردم با شادی می گفتند:" نوروز آمده است ".
چرا نوروز دوازده روز است؟
انسانهای باستان زندگی خود را از روی كهكشانها وستارگان معنی میكردند و تحت تاثیر علم ستاره شناسی عمر جهان را 12 هزار سال میدانستند و در آسمان 12 برج می دیدند. سال 12 ماه بود و از روی ستاره ها نامگذاری می شد. تمام سرنوشت سال را در 12 روز نوروز میدانستند و 12 نوع دانه مختلف می كاشتند تا سرسبزترین را انتخاب كنند.
نحسی سیزده بدر
روز 13 كه نماد پایان آن 12 هزار نظم ست یعنی بعد از 12 دوره آشفتگی و بی نظمی است لذا نحس است.
هفت سین
احتمالا هفت سین نیز در ارتباط با 7 سیاره بوده كه سرنوشت بشر در دست آنها شمرده می شد كه همین امر در تقدس عدد 7 موثر است. در آن زمان روی خوانچه ای 7 شاخه و در 7 پیاله سكه سفید نو قرار می دادند چندین نوع بذر نیز در 12 روز نوروز می كاشتند تا هركدام رشد بهتری داشتند در آن سال كشت كنند شاید رویاندن سبزه نوروزی نیز یادگار همین باشد. كم كم چیزهای دیگری مثل سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی نیز به هفت سین اضافه شد.
در شیراز علاوه بر هفت سین( هفت میم ) را هم درسفره می گذارند که هفت میم عبارتند از: مدنی ( لیمو شیرین )، مرغ، ماهی، میگو، مسقطی، ماست و مویز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنیر، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... اسپند نیز دود می شود و هر کدام از این ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنایی خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که باید در آغاز سال به خداوند داشت، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن یار و مددکار اهل خانه خواهد بود.
پول نشان از خیر و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خیر و برکت و فراوانی، آب، نشان صافی و پاکی و روشنایی و گشایش کار. ماهی، بعضی ها اعتقاد دارند در گذشته به جای هفت سین هفت میم میگذاشتند كه شاید ماهی از آن زمان به یادگار مانده . آیینه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و یکرنگی. طلا، نشانی از امید به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحویل سال نباید شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه باید گذاشت تا آخر بسوزند و یا با نقل و مسقطی خاموششان کرد.
آداب و رسوم در شهرهای مختلف ایران
در دهكده بی مرغ گناباد از روز نهم فروردین تا روز سیزده حكومت و اختیارات به دست زنان می افتد، هیچ مردی حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود زنان او را تنبیه می كنند، خود زنان وسائل و مایحتاج را تهیه می كنند و زندگی را اداره می نمایند. علاوه بر آن به بازیها و ورزشهای گوناگون می پردازند. زنان اغلب روز را در خارج از خانه می گذرانند، اسب سوار میشوند و می تازند و از روز سیزدهم به خانه بر می گردند و م یشوند همان زن تسلیم و سر به زیر! این تحكم به مرد را در این سه چهار روز قبل از سیزده آن قدر جدی می گیرند كه واقعا بیشتر اوقات هیچ مردی جرات نمی كند از خانه خارج شود.
بعضی از مردم سیستان كه در آبادیهای كنار رود هیرمند خانه دارند در شب عید نوروز دختر زیبائی را بر شتر آزنی شده سوار می كنند و به كنار رود هیرمند می برند، در آنجا گروه مردان و زنان از هم جدا می شوند. مردان دور از اجتماع زنان و دختران به كناری میروند و به شادی می پردازند. زنان دختر زیبا را كه اوشیدر نام نهاده اند برهنه نموده و داخل آب می كنند و تا نیمه شب به رقص و نشاط می پردازند، پس از آن دختر را به همان آیین به خانه باز می گردانند ، این رسم بی گمان اشاراتی به باورهای زردشتیان است، مردم مجاور كوه خواجه ، روز نوروز به این كوه می روند و بزرگداشت جشن نوروز را شادی می كنند.
در میان طایفه های ساكن در استان قزوین كله بزیها یا مراغه ایها به لحاظ ویژگی برگزاری آیین ها و رسمها جایگاه جالب توجهی دارند. اكثر عادتها و رسمهای كله بزیها به نوعی با آیینهای و رسمهای زرتشتیان پیوند دارد و شباهتهای فراوانی با آنها دارند. برای پیشواز عید نوروز و تحویل سال هر ساله معمولا از اول چله بزرگ زمستان هر خانواده مراغه ای به فراخور استطاعت خود ، جانور نری را اعم از بره، بزغاله و یا حتی خروس پروار می كند تا برای عید آماده قربانی كردن شود. جای جانور باید در ته چاه یا در مكانی باشد كه بانگ خروس به گوش او نرسد .پس از چهل روز كه از پروزش جانور گذشت و به اصطلاح فربه شد آنرا قربانی می كنند و مجلس شب نشینی مفصلی تشكیل می دهند كه تقریبا همزمان با شب آخر چله بزرگ است . در این جشن خوراكی هایی راكه با گوشت جانور قربانی پخته اند ، با میوه و شیرینی و آجیلهای گوناگونی كه تهیه كرده اند ، در سفره می چینند و همگی بر گرد سفره می نشینند . آنگاه پیر مردی كه ریاست آنها را دارد و معتمد محل است ، كله بزی را در میان سفره و در جایی بلند قرار می دهد و پارچه ظریفی روی آن می كشد. سپس در باره حوادث سال آینده از كله بز پرسشهایی می كند و ازكله بز پاسخ میشنود. آنگاه به خوردن و نوشیدن می پردازند و جشن را با شادمانی به پایان می برند.كله بزیها پنج روز پایان سال را مانند زرتشتیان روزهایی ویژه می دانند و بعضی رسمهای ویژه را در آن روزها به جای می آورند و از جمله برای مردگان خیرات می كنند . درروز سیزده به در جشنی به نام گل گندم برپا می كنند كه در آن زنها و دخترها بالباسهای تمیز و نو دست در دست هم حلقه میزنند و ترانه ای می خوانند كه مطلع آن این است: گل گندم ، گل گندم ،گل گندم گل سرخ و سفید سودای مردم.
در شهر مزارشریف اوج آیین های نوروزی درافغانستان است. پس از آن مردم تا چهل روز در دشتها که پر از گل سرخ می شود به گردش می روند.
مردم از سراسر افغانستان برای برگزاری این آیین ها به شهر مزارشریف و ولایت بلخ سفر می کنند. در برخی دیگر از ولایات شمال کشور نیز با راه اندازی مسابقه های بزکشی بر سرور نوروزی می افزایند.
در سایر روستا ها و شهرستانها نیز مردم اعم از زن و مرد با برگزاری آیین های ویژه به پیشواز نوروز می شتابند. برای بزرگداشت این روز لباس نو می پوشند، سفره ها را با شیرینی ها و خوردنی های خوش طعم رنگین می سازند و بیرون از شهر ها و محل های بودوباش، در دامن طبیعت یا در میدانهای خاص به تفریح و شادی می پردازند.
سرگرمی هایی چون تخم جنگی، کشتی گیری، سگ جنگی، خروس جنگی، اتن (رقص ملی)، آواز خوانی و غیره شامل آئین هایی است که در این روز برگزار می گردد.
تهیه و صرف هفت میوه و سمنک (سمنو، شومنک) آیین های دیگری است که با آن نوروز را در افغانستان گرامی می دارند.
هفت میوه، چیزی شبیه هفت سین درایران، مجموعه ای است از پسته، بادام، کشته (برگه) زردآلو، شکرپاره، گردو و سنجد که سه روز پیش از نوروز در آب گذاشته می شود تا روز نوروز مهمانان را با آن پذیرایی کنند. یکی دیگر از آیین های جالب این روز در افغانستان هدیه های نوروزی نامزدان است. پسران در این روز هدیه هایی همراه با ماهی و جلبی (نوعی شیرینی) به نامزدان خویش می فرستند و خانواده دختر با گذاشتن هدیه ای در ظرف آنرا به داماد بر می گرداند.
***
این همه مقدمه چینی برای نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان. خیلی از ما هنوز نمی دونیم نوروز چیه و از كجا اومده...
زمان كمی تا شروع سال جدید باقی مونده. تا چند روز دیگه همه چیز رنگ دیگهای به خودش می گیره.
همه چیز فرق می كنه، شاید بچه ها خوشحالتر از هر كسی باشند.
همه ما بچه بودیم و یادآوری اون خاطرات هنوز شیرینه.
از دل درد گرفتنها تا گرفتن عیدی. از دید و بازدید و همه چیزهای خوش.
تعطیلات عید با تعطیلات تابستون خیلی فرق داشت. چون همه چیز تازه بود.
روزهای خوشی كه با سیزدهبدر تكمیل میشد و از فرداش دوباره چوبخط برای رسیدن یه نوروز دیگه.
خرید لباس عید شاید لذتبخشترین خاطره زندگی دوران كودكی باشه.
احساسی كه از پوشیدنش به آدم دست می داد و اعتراض پدرو مادر كه چرا قبل از سال تحویل لباساتو پوشیدی؟
موقع سال تحویل همه منتظر شنیدن صدای توپ بودن و نگاههایی كه به تنگ ماهی قرمز بود.
ولی حالا موضوع فرق كرده.
شاید آداب و رسوم و تمدن چندین ساله ما به دست فراموشی سپرده میشه. ای كاش بدونیم نوروز یعنی شاد بودن، نوروز یعنی در كنار هم بودن و همدل شدن، نوروز یعنی كینه ها رو كنار گذاشتن، نوروز یعنی باور داشتن دیگران. هیچگاه و در هیچ دوره ای نوروز مثل الان نبوده. نوروز از دیدگاه جوان امروز یعنی آتش بازی یعنی شب چهارشنبه سوری و رقص و پای كوبی، نوروز یعنی تفریح و سرگرمی برای دل خود. صمیمیت ها از بین رفته و نگاهها روز به روز سردتر و بی روح تر میشه. ای كاش میشد زمان را به عقب برگردوند! به دوره كودكی ...