هديه احمري: امسال هم گذشت . انگار نه انگار که سال پیش در همین روز ها با یک دنیا آرزو به پیشوازش رفته بودیم !
هر چه در چنته داشت رو کرد و ما را با یک دنیا کارهای نیمه تمام و خاطراتی که به هیچ سال دیگری تعلق ندارند ، تنها گذاشت .
اما شاید زیاد هم دور نروند ! شما به اصل بقای سال معتقدید ؟
سال ها، ماه ها ، هفته ها، روز ها ، ساعت ها، ثانیه ها، ..... همه خاطره می شوند و دل ما خانه ی تمام این خاطره هاست و سال هشتاد و یک سالی ست که ما از هر ثانیه اش خاطراتی ماندنی ساختیم ! پس زیاد دور نمی رود !
مطمئن باشید ............
ما ز کجا آمدیم ؟!
روایات بسیار است . هر چند وقت یکبار این روایات را برای خودمان نقل می کنیم تا رفاقتمان عمیق تر بشود ! ( الان ما آخر معرفت و روابط عمیق هستیم )
یکبار که سیاوش لالایی نمی خواند ! از من نقل کرد : « مهم نیست از کجا اومدیم ، مهم اینه که این آشنایی توی تقدیر ما بود و عوامل فقط به این قضیه سرعت داد .» ( اینها را من گفتم ؟!)
قصه ی ما هم همین است . داشتیم زندگیمان را می کردیم . آنقدر در گوش سردبیرمان از هدفدار کردن رفاقت و زکات دوستی وذخیره ی آخرت و خرج زندگی و کوپن قند و قیمت گوشت و .... گفت ، که جو سردبیمان را گرفت ! ( سردبیرمان را ندیده اید، جو با او خیلی مانوس است!)
نتیجه ی دخالت مستقیم جو ! خواب و خوراک را از ما گرفت ، اما شناختمان نسبت به هم بیشتر شد و به همین نسبت رفاقتمان محکم تر .... !
ما به کجا می رویم ؟!
سوال خوبیست ! ( اصولا سوال های بی جواب همیشه خوب هستند ! )
ما با رفاقت شروع کردیم و آخر رفاقت، سپید است گویا !
می گویند ، ما مخاطب خاص داریم ! ( قبول نیست تو دیدی ! ) دوستی می گفت مخاطب خاص داشتن که هنر نیست ! در نتیجه در سال جدید و در شماره های آینده تلاش می کنیم تا راهی پیدا کنیم تا مخاطب عام هم داشته باشیم ! ( احتمالا باید رنگ زمینه را زرد کنیم تا خود به خود همه جذب شوند ! )
عزم تماشا که راست ؟!
دنیای مجازی وسیع تر از دنیای حقیقی نیست اما در دسترس تر است ! بچه های هفت سنگ ، همین اطراف هستند ! از سیاوش عاشق پیشه گرفته تا فایزه ی خودمان ! ما همیشه هستیم و قلبا معتقدیم که محبت ها تمام شدنی نیست و شما هم می توانید بهترین دوست ما باشید ....
اشاره :
با تشکر از امپکس ، نودال ، ... و تمام دوستانی که به صورت شبانه روزی ! به ما امید ، پیشنهاد و انگیزه می رسانند !
*** *** ***
اشکـــــــان
سلام ...
نمی دانم شما هم این عقیده را دارین یا نه که : انسانها با خاطراتشان زندگی میکنند و اگر روزی انسانها بنا به دلیلی نتوانند خاطره ای را در ذهن خود نگه دارند می میرند!
و اما غرض! : هر بهار (مخصوصا در تعطیلات عید) سعی میکنم فقط و فقط خاطره جمع بکنم اما چند سالیه که نمی شه!! آدمها از هم خیلی دور شدن ... از همدیگه می ترسن ... طفلی ها حق هم دارن! زیاد زخم خوردن از همدیگه!! می گین چکار کنیم ؟ می گین تو یکی دیگه روضه نخون تو این ماه محرم؟! اوکی!! ولی بیاین تو این عید یه طوری زندگی کنیم که اگه ایشالله بعد از 125 سال و خورده ای شتافتیم به دیار عدم، کم ِ کمش یه نفر باشه که با نبودن ما حس کنه یه تیکه از قلبش نیست!!! این یعنی خاطره ... این یعنی زندگی! بقیه ش جون شما کشک و پشمی بیش نیست!!
یا حق
*** *** ***
مـــانـــا
بهار امسال هم داره میاد، اما اینبار یک فرق بزرگ داره و اونم این که امسال، ۷ سنگ رو داریم. ۷ سنگی که همونطور که در اولین سرمقاله هم گفته شد: «حاصل عشق مشترک چند جوان است.»
امیدوارم همگی سال خیلی خوبی داشته باشید.
*** *** ***
هـــد یـــه
« برای بهار به خاطر طراوتش ... »
اینجا تحریریه ی هفت سنگ است . البته یکی از تحریریه ها ! اینجا سردبیری نیست تا فریاد بزند :« مطلبت چی شد ؟! » اما آیکون یاهو مسنجر ملعون با صورتی برافروخته و عصبانی !! هر چند ثانیه یکبار روی صفحه ی مانیتور ظاهر می شود ! این یعنی سردبیر وجود دارد !
من اولین بار در انجمن نیما اینها کشف شدم !( همون نیمایی که دستخط خوبی دارد !) رضا ابی،این عنصر کشف شده ( یعنی من !)رو پرورش داد ! و در نهایت زیر نظر استاد حسین زاده !!!! در هفته نامه ی الکترونیکی تماشاگر جرقه های ذهنی من همه چیز را ریخت به هم !
وقتی مهدی وارد عالم مطبوعات شد، برای همه ی ما کارت دعوت فرستاد و گفت : « تو رو خدا بیاین بنویسید .... » و ما هم اومدیم و تماشاگرنمایان متولد شد.
هفت سنگ ادامه ی همان قصه است و ما هم همان بازیگران ...!
اما کار در هفت سنگ پیچیده تر از این قصه هاست . هفت سنگ با یک دنیا امید آمد . هفت سنگ آمد چون حرفی برای گفتن داشت و ما آرزو می کنیم که جنس حرف هایش تمام نشدنی باشد.
امیدوارم 365 روز بعد همه ی ما چند قدم جلو تر از امروز باشیم .
موفق باشید.
*** *** ***
حمید
عید داره میاد! روز نو می شه! ما - من و تو - چی رو میخوایـم نو بکنیم؟
بوی باهار میاد! باهار ِمن! باهار ِتو! باهار ِما! عـیـدمون مبارک!
دلت بـهاری !
*** *** ***
امیر اسماعیلی
با یاد او
سال نو ... سال دلگیر ...
سال آینده ، فقط منتظرم . همین.
*** *** ***
جلال سمیعی
به نام فروزندهی ماه و ناهید و مهر
میگویند سر سال تحویل ، در هر خالتی باشی ، تا آخر سال ...
به این فکر میکنم که حتما موقع تحویل سال نگاهم به ماه باشد و دلم وسط ابرها !
از خدا چه بخواهم ؟ روز نو را یا دل نو را ؟
دلتان نوروزی !
*** *** ***
محمد مهدی
سال تحویل که مجبور به آنلاین بودن باشی ، هفت سینت هم میشود : سنگآوا، سنگریزه ، سنگفرش ، سنگنامه ، سنگلاخ ، سنگچین ، سنگقبر ! ، به هرحال ! هر خری که بز هم باشد باید اینجور مواقع حسابی بلرزد ! اما تنهایی لرزیدن زیاد به آدم نمیچسبد ! شاید هم تفلونیت از جانب ماست.
میگویند، سالی که نکوست از بهارش پیداست . میگویند، موقع سال تحویل مشغول انجام هر کاری باشی تا پایان سال همان کار را میکنی . میگویند ، سال به سال دریغ از پارسال ، درباره عید و بهار خیلی چیزهای دیگر هم میگویند ، اما من میگویم : «شماها به چه چیزایی دقت میکنید !! »
شرمنده همه که تبریک گفتنمان هم تازگیها شبیه « ناله » شده است.
نوروزتان پیروز ، سال نو مبارک
با سپاسهای نوروزی