و ماجرای تكراری هر شماره: از كجا باید بنویسم؟ ازكجا باید شروع كنم؟ از عدم توجه عمدی به فیلمهایی مطرح با موضوعاتی نامتعارف؟ از رواج بی حد و مرز شبه فیلمفارسیها؟ از گسست بسیار زیاد عامه مردم از طیف غالب سینماگران امروز؟ از بی كاری سینماگران بزرگ؟ ازگوشه نشینی؟ یانه. از ورود مدیران تلویزیونی به حیطه سینما؟ یا برگشتن به صدسال پیش؟ یا ارزشگذاری دقیق و واقع بینانه مسئولین ارزش گذار؟ یا توجه سینماگران مطرح به تلویزیون؟ از بی رونقی بگویم یا از سیاست زدگی؟ شاید هم باید تمام اینها را رها كنیم وبه همین چندین اتفاق خوب سال بسنده كنیم. كلاه قرمزی و سروناز. انتشارمجله فیلم نگار. انتشارمجدد سینمای نو . تولید فیلمی همچون آبادان. وجودفیلم هایی چون نفس عمیق، فرش باد، گاهی به آسمان نگاه كن. حضور نسل سوم در سینما: سینماگرانی چون علیرضا امینی، پرویزشهبازی، فرهاد موتن ... شاید هم بتوانیم دلمان را خوش كنیم به اكران فیلم مسافران بهرام بیضایی بعداز ۱۱ سال.
ولی دراین چندهفته دركنار تمام اتفاقات، ماجرایی نفرت انگیز اتفاق افتاد: احضار، بازجویی و بازداشت چندین تن از منتقدان سینمایی. منتقدانی كه نوشته هایشان با سینمای امریكا و سینمای غیرایران سروكار داشت. هنوزهم جزئیات ماجرا منتشر نشده است ومشخص نیست به كدام دلیل غیرسیاسی این اتفاق افتاده است. امید داریم روزی فردا برسد كه در این كشور سیاست جز در حوزه سیاست دخالتی نداشته باشد و با چوب سیاست بر سر هنرمندان و نویسندگان كوفته نشود.
×
احمدشاملو متخلص به ا.بامداد فعالیت های خودرا با روزنامه نگاری و با ورود به عرصه سیاست آغاز كرد و تا پایان نیز فردی سیاسی باقی ماند. این شخصیت بزرگ ایران كه در عرصه های مختلف هنری كاركرده است یكی از معدود شاعران ایرانی ست كه به فیلمنامه نویسی نیز روی آورد. شاملو در دهه۵۰ به دلایل مادی سفارش نوشتن چندین فیلمنامه را قبول كرد. او حتی تا انجا پیش رفت كه درسال ۱۳۴۴ فیلم داغ ننگ را خود كارگردانی كرد. شاملو همچنین درسال ۱۳۴۵ در فیلم فرار از حقیقت بازی در یك فیلم سینمایی را نیز تجربه كرد . به راحتی می توان گفت كه این فیلم ها درآن برهه از زندگی شاملو تنها به دلایل مادی ساخته شدهاند ...