English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نگاه


چه شبی بود!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: هدیه احمری

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
حماسه نزدیك است! خدایا! خاموش بیارای زمین را ... صبح پاك را ... غروب خونین را ... توفان اشك‌های شوق، حسین عاشق را.
 

(خدمت به حقیقت، دشوارترین خدمتهاست.) فریدریش ویلهم نیچه

غریب بیا، غریب برو، ای آزاده!
حماسه نزدیك است! خدایا! خاموش بیارای زمین را ... صبح پاك را ... غروب خونین را ... توفان اشك‌های شوق، حسین عاشق را.
(ای کاش آسمان بر زمین می چسبید، و ای کاش کوه ها خُرد می شد و بیابانها را پر می کرد.)*

... و اما حكایت ِ حسین ، تنها ، حكایت ِ اسلام نیست ... بلكه حكایت مظلومیت انسان حق جو در دنیایی سیاست زده است ... در دنیایی كه حقایق را تحریف میكند و حلب را بعنوان طلا می خواند!

... هر روزه با ما هزاران بیعت ننگین می بندند، با زور برق شمشیرهایی آخته!
خون حسین و سرود ۷۲ تن یارانش نه چیزیست كه كهنه شود ... نه واقعه ایست در صحرایی به نام كربلا و نه روزی به نام عاشورا!

عاشورا سرگذشت غریبی ِ انسان ِ مخلص است در این دنیای دنی.

عاشورا قصه نیست ... روضه نیست! دیالوگ نیست! عربده نیست! علم و كتل ِ چند متری بر دوش گرفتن نیست! بر سر و صورت زدن نیست! بخدای شما سوگند، نیست! بخدای خودم نیز!

عاشورا، بغضی ست كه در یك شب كه حسین خیلی خیلی عاشق است، میبارد.
حسین؟ نه! جایش بگذارید انسان!
عاشورا اینهمه نیست!!

صحرای كربلا شلوغ و درهم برهم نیست! پاك و سرخ است ... حتی پیكری هم بر زمین كربلا نیست ... كربلا ساكت است ... و اینطور شهادت می دهد!

( نویسنده ی این سطور بر تاریخ و فن شریفه ی روضه خوانی تسلط كافی و وافی ندارد ... پس مدام می خواهد گریز بزند به حال! یا شاید هم معتقد باشد هم اكنون هم امكان دارد كه تاریخ در جریان باشد و گاهگاهی هم تكرار شود!)

نه اینكه امروز روز عاشوراست؟ و نه اینكه شهادت برترین سوغاتی این روز است! پس بیایید همه با هم شهادت بدهیم ... بهانه ای عالی برای شهادتی خوشگل و پاك!

بیایید به پاكی خون ِ (حسین) های زمانه شهادت بدهیم كه روزی ما نیز بغض خود را برعلیه حاکم دروغ و ریا می بارانیم ... بیایید شهادت دهیم كه گریه ی امروز ما نشانه ی عاشقی ست نه نشانه ی مثلا غمباد گرفتن!

بیایید شهادت دهیم در روزی شبیه عاشورا ، در زمینی شبیه كربلا ایستاده نماز می گزاریم ... با قد و قامتی بلند ، نه با سری فروافتاده و عاجز!

و بر هیچ دستی جز دست خدا بوسه نمی زنیم ...
و نمی گذاریم هیچ بنی بشری ما را با گله‌ی گوسفندان خود اشتباه بگیرد!
بیایید همه شهادت بدهیم كه انسان ِ آزاده پاكترین است.
بیایید شهادت بدهیم بر حسین ِ آزاده و عاشق.

«شكیبا هستم بر تقدیرات و بر فرمان جاری تو ، ای پروردگار من! معبودی جز تو نیست ، ای پناه ِ پناه آورندگان!» آخرین سخنان حسین عزیز!
* : از سخنان زینب در هنگام شهادت حسین

یا حق

 

 تاریخ انتشار:   March 14, 2003 1:22 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir