English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ماه عسل


حكايت من و تو ...

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دروازه‌ی خروج از دنیا عجیب در آن ورزشگاه، بزرگ و پر رفت بدون آمد شده بود ... دروازه باز است و خیلی‌ها هنوز هم برای رفتن از آن استفاده می كنند، البته به شرط نشان سوختن و عشق گردانی...
 

حكایت من و تو ...

قبل از این كه متن ستون این هفته‌ی ماه عسل را بنویسم باید چیزهایی را بگویم.
شما كه در حال حاضر این ترشحات قلمی را می خوانی حقی به گردن من داری من نیز حقی بر گردن تو ...

دوست دارم این را بدانی كه من به اعتقادم ایمان كامل دارم. حال اعتقادم چیست؟ بماند پیش من و او ...

نه سرخورده هستم و نه افسرده. برای قلم قداستی به بزرگی نامش قائلم .... هیچ گاه از سر معده و جای دیگر ننوشته ام. حداقل دو روز برای مطلب این ستون فكر می كنم. برای هفت‌سنگ احترامی به عظمت شعور و فهم خوانندگانش دارم.

من خدا را قبول دارم و به او عشق می ورزم و از گریه پیش او هیچ شرمی ندارم ... پس حق بده با كسی كه از این ریشه با من جدا باشد، حرفی نداشته باشم. ریشه ی عشق و اعتقاد به خدا ...

لبخندتان را با هیچ چیزی عوض نمی كنم.


و اما مطلب این شماره ...

سالی كه رژیم عراق برای اولین بار از سلاح شیمیایی همراه با گاز خردل در جنگ با ایران استفاده كرد، ورزشگاه تختی اهواز بیمارستانی شده بود كه در هر لحظه متقاضی خروجی از حیات داشت. كسانی كه به محل انفجار نزدیك تر بودند در صف رفتن نیز جلوتر بودند . چشم های نابینا، تاول های بزرگ پوستی، خارش های عجیب و كشنده، سوزش و التماس ...

دروازه‌ی خروج از دنیا عجیب در آن ورزشگاه، بزرگ و پر رفت بدون آمد شده بود ... دروازه باز است و خیلی‌ها هنوز هم برای رفتن از آن استفاده می كنند، البته به شرط نشان سوختن و عشق گردانی...

چند روز بعد اجلاسی در سازمان ملل ...
طارق عزیز وزیر امور خارجه ی وقت عراق (معاون رئیس جمهوری فعلی) در حالی كه با سیگار برگ خودش بازی می كرد در جواب خبرنگاری مبنی بر حمله ی شیمیایی به ایران جواب داد: «شما وقتی بر سفره ای از غذاهای لذیذ نشسته باشید و مگس ها به شما حمله كنند، چه می كنید؟ ما فقط به مگس ها اسپری پاشیدیم.»

جمله‌ی این نامرد خیلی آتشم می زند....

 

 تاریخ انتشار:   March 14, 2003 1:15 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir