چگونه از تو خوانم

جمعه، 23 اسفندماه 1381

     

 
       
 

موضوع: سرمقاله

 

نويسنده: ۷سنگ

   
     
... چگونه از تو خوانم و به کدامین صدا تو را جویم آنگاه که ذره ذره نفسم همچون غباری سرگشته بر آسمان غفلت سرگردان است ؛ چه می خواهد این نفس ، چه می جوید این صدا ودر آرزوی...
   

 

 

 

... چگونه از تو خوانم و به کدامین صدا تو را جویم آنگاه که ذره ذره نفسم همچون غباری سرگشته بر آسمان غفلت سرگردان است ؛ چه می خواهد این نفس ، چه می جوید این صدا ودر آرزوی دیدن چیست این نگاه که اینگونه بر پیکره وجودم لرزه انداخته.
الهی ، آنگاه که چشمان عشق ابری است و در انتظار بارشی است که از ورای رحمت ، دل را برویاند به کدامین بهانه بی قراری دل را تسکین دهم . امان از این دل سودایی که قرار از من ربوده و لحظه لحظه شور تو را می پیچد؛ شور تو را که نهایتی ومعبود ، تورا که هر هستی از تو هستی یافته و هر چیز از تو جان .
الهی ، به کدامین لحظه با نجوای خود تو را خوانم که تمام لحظه هایم از آن توست. چگونه در آن لحظه تو را خوانم ؛ وچگونه بی تو، تورا خوانم ، منی که جغد صفتانه سفیدی روز را هم در پرده ای از سیاهی شب جهل خود می بینم .
الهی ... چه سد پر دغدغه آوری است این گناه بر تکه تکه وجود من ، بر حنجره و زبان پر التهابم و دل سوزناک وتشنه ام ، که پناه بر تو از هر شیطان فریبنده .
الهی ، دیدی که دل چه دل انگیز سجاده را می بویید و مهرت را هم ؛ که به عطر عشق تو آغشته است . و آنگاه نجوای اذان بود که می شورانیدم که به پا خیزم وتو را بجویم و دست بر آب برم و سر بر سجده گذارم و دست بر آستان تو کشم و با زبان دل از تو خواهم که از تو گویم و غیر از تو نگویم و نبینم وندانم به غیر از تو.
دیدی ، آنگاه که شبنم بندگی از چشمانم بر دانه های سبز تسبیح می نشست چه آتشی بر نیستان دلم افتاده بود. آن لحظه بود که دریافتم تو را نیافته ام . آنگاه دیدم وجودم در آتش عشق توست که می سوزد و این دل بود که مویه می کرد بر درد هجران و آنگاه بود که دلم با امید به نظاره رحمتت بزرگ شده بود ونگاه ابری ام آماده ریزش اشک بندگی؛ و تو همچون همیشه سجاده ام را بر افق پهن کردی ، تا به خود نظاره کنم ودر خود .
الهی، آنگاه که به پستی ام نظر می کنی به بلندای کرامتت می اندیشم و آنگاه که به گناهم می گیری به دامان عفوتت می آویزم و آنگاه که به آتشم در آوری عشق تو را فریاد کشم واز تو خوانم و از تو خواهم که مقام ومنزلتم را نزد مردم بلند مکن مگر به همان اندازه که در درون خودم فرود آیم و به اندازه ای در چشم مردم عزیز بدار که در چشم خودم خوارم بگردانی . تا توان آن را بیابم که زیباترین طنین را به هستی افکنم ؛ که تویی حی لایزال وتویی تنهای معبود و نیست خدایی الا الله ...

سید مجتبی حسینی
16/12/1381 شمسی

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine