دغدغه‌هاي ژنرال

جمعه، 23 اسفندماه 1381

     

 
       
     
     
درست ساعت يازده و پنجاه و سه دقيقه‌ي شب بود ، که به ژنرال خبر دادند انقلاب پيروز شده است . ژنرال حالا پيروز ، از شنيدن خبر آن‌قدر ذوق‌زده شده بود که دود سيگارش را – که هميشه سعي...
   

 

 

 

درست ساعت يازده و پنجاه و سه دقيقه‌ي شب بود ، که به ژنرال خبر دادند انقلاب پيروز شده است . ژنرال حالا پيروز ، از شنيدن خبر آن‌قدر ذوق‌زده شده بود که دود سيگارش را – که هميشه سعي مي‌کرد حلقوي بيرونش بدهد تا جذبه‌ي خاصي براي اطرافيانش داشته باشد – پايين داد و به سرفه افتاد ... با همان قيافه‌ي سرخ و هيجان‌زده ، به سرباز آورنده‌ي خبر اشاره کرد که برود گم بشود . بعد پاي چپش را انداخت روي پاي راستش ، به صندلي‌اش تکيه داد ، دستش را آرام پشت گردنش برد و آهي بلند از سر راحتي کشيد ؛ با خودش گفت لابد حالا تمام رسالت انقلابي‌اش را انجام داده ... دوباره گفت نه ، اين تازه اول راه است .
زود بلند شد ، کلاهش را بر سر گذاشت و توي آيينه‌ي قدي رو به رو خودش را خوب برانداز کرد : « آدم بزرگي هستي ، ژنرال ! خيلي بزرگتر از ديگران ... لااقل در قد و قواره . »
يک ساعت بعد ، ژنرال از در استوديو‌ي پخش مستقيم تلويزيوني وارد شد و نگاهي مغرورانه – درست مثل يک فاتح بزرگ – به اطرافش انداخت ؛ روي صندلي بزرگش لم داد ، ليوان بزرگ آب ميوه را هورت کشيد و دور دهانش را به جاي آستينش ، با دستمالي کاغذي – که دقايقي پيش ، از اتاق رييس جمهور پدرسوخته‌ي سابق برداشته بود – پاک کرد . کارگردان اجازه خواست تا در محضر ايشان جسارت کند و نکات لازم را براي ايراد يک نطق پيروزي آتشين ، يادآوري کند ؛ در تمام اين مدت ، ژنرال سيگار برگش را دود مي‌کرد و دودش را هم حلقوي بيرون مي‌داد .
نطق شروع شد ؛ با تمام جاذبه‌هاي يک ژنرال پيروز ... فقط کسي نمي‌دانست چرا ژنرال در ميان آن همه شور و هيجان انقلابي ، آن همه به خود مي‌پيچد ... با جذبه‌اي خاص ، بدن ستبرش تکان مي‌خورد و با هر تکان ، صداي لرزانش بالاتر مي‌رفت : « ما بايد ... بايد حساب خود را با عناصر ... خائن و جنايتکار ... بله ... جنايتکار تسويه کنيم ... مردم ما براي اولين و آخرين بار ... ريشه‌ي اين علف‌هاي هرز را ... نابود خواهند نمود ... تا کشوري سرشار از مهر و صفا داشته باشيم ... يک‌بار براي هميشه ... هميشه ... » کسي هم جز خود ژنرال نفهميد که چطور گرماي دلپذير ، از بالاي پاها به طرف کف پاي چپ سرازير شد و ژنرال ناگاه آهي از سر راحتي کشيد و آرام شد ؛ کف پاي ژنرال خيس و داغ شده بود . ژنرال چهره‌ي معصومي پيدا کرده بود .
*
آمار اعدامي‌هاي پدرسوخته ، دايما زيادتر مي‌شد ؛ سرباز ، هر يک‌ساعت يک‌بار ، با يک ورقه‌ي فاکس از در مي‌آمد تو ، خبرهاي خوش اعدام چند جنايتکار ديگر را با تواضع و هيجان لازم اعلام مي‌کرد و بعد مي‌رفت بيرون تا فعلا گم بشود ... ژنرال تا الان هشت سيگار از اموال رييس‌جمهور سابق دود کرده بود و چهار بار هم خودش را جلوي آينه برانداز کرده بود ؛ همه چيز براي رهبري يک ملت انقلابي آماده بود و همه‌ي شوون رهبري هم به قامت ژنرال برازنده ... « مي‌ماند فقط يک اونيفورم قشنگتر و با‌جذبه‌تر . يادم باشد بگويم چند مدال هم اضافه کنند به جيب سمت چپ . »
سرباز سلام نظامي داد ، پاهايش را به هم کوبيد ، آب دهانش را به سختي قورت داد و بريده بريده گفت : « شد ... هشتصد و چهل و ... دو نفر ، والاحضرت ! » بعد رفت . ژنرال ، سيگار نهم را که برداشت ، حس کرد به دستشويي نياز فوري دارد ؛ زير برگه‌ي « تقاضاي جمعي از روشنفکران و استادان دانشگاه و روزنامه نگاران ، براي برگزاري يک انتخابات آزاد زودهنگام » ، با خودکار قرمز و با دستخطي شتابزده نوشت : « بر خلاف ميل قلبي‌ام ، تا انجام کامل اقدامات لازمه‌ي انقلابي ، معلق بماند . » و بعد ، تند و سيگار به لب برخاست .
*
جنازه‌ي مثله شده‌ي ژنرال را که برداشتند ، تا در گورستان پدرسوخته‌ها دفنش کنند – دفن که چه عرض کنم ، چالش کنند تا سگ‌هاي هرزه‌گرد ، عفونتش را به همه جا پراکنده نکنند – سرباز گوشه‌اي کز کرده بود و داشت به اين فکر مي‌کرد که حالا چطور بايد از محضر اعلي‌حضرت جديد برود و گم بشود ... .
فاکس جديد رسيد .

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine