English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  گزارش


ازدواج تحـميـلی

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: سحر حسینی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
چندی پیش دادگاه خانواده با خطاب قرار دادن پدران و مادران از آنها خواست از در فشار قرار دادن دختران جوان برای ازدواج تحمیلی كه عامل اصلی جدایی و فرار آنها از خانه به حساب می‌آید خودداری كنند.
 

هفت ساله بودم كه مادرم فوت كرد و من را با دوتا خواهر و برادر كوچكترم تنها گذاشت. با اینكه سنم خیلی كم بود ولی وظیفه آشپزی و شست و شو و مراقبت از بچه ها با من بود. كسی را هم نداشتیم كه از ما نگهداری كند. با این وجود درسم خیلی خوب بود و جزو شاگردهای ممتاز بودم. ابتدایی را كه تمام كردم، پدرم گفت دیگر لازم نیست درس بخوانی! هر چقدر التماس كردم فایده نداشت. شب تا صبح گریه می كردم. یك روز پدرم برای خرید بیرون رفت و به من گفت خانه را حسابی مرتب كنم. فهمیدم كه میهمان داریم. عصر كه شد، اكبر آقای قصاب با مادر و خواهرش و با گل و شیرینی آمدند خانه‌ی ما. آنقدر سنم كم بود كه متوجه چیزی نشدم. مادر اكبر آقا شروع كرد به صحبت كردن.
اینكه وقت شوهر كردن من است و فقط یك مرد با تجربه می تواند شوهر خوبی برای من باشد. پدرم هم با خوشحالی حرفایش را تائید می كرد. اصلا باورم نمی شد. اكبر آقا تازه خانمش فوت كرده بود و سه تا پسر هم داشت كه كوچكترین پسرش پنج سال از من بزرگتر بود! مادرش جلو آمد و من را بوسید ویك انگشتر دستم كرد و گفت: " مباركه عروس خوشگلم!" یعنی من باید زن این پیرمرد می شدم؟ حتی از پدرم هم بزرگتر بود! چرا پدرم می خواست این كار را با من بكند؟ من دختر بدی بودم؟ خواهر و برادرهایم را خوب بزرگ نكرده بودم؟ شب هر چقدر التماس كردم جوابم فقط كتك بود. تا صبح كتك خوردم. وقتی پدرم از كتك زدن من خسته شد و خوابید، تصمیم گرفتم از خانه فرار كنم. الان بیست و سه ساله شده ام و هنوز به خانه برنگشته ام. تمام این مدت، شبها را یا در خانه‌ی دیگران صبح می كردم و یا در پارك ها ...

×

چندی پیش دادگاه خانواده با خطاب قرار دادن پدران و مادران از آنها خواست از در فشار قرار دادن دختران جوان برای ازدواج تحمیلی كه عامل اصلی جدایی و فرار آنها از خانه به حساب می‌آید خودداری كنند. طبق آمار هشتاد و پنج درصد از ازدواجهای تحمیلی به طلاق منجر می شوند. شاید اگر پای درد و دل دختران فراری - به عنوان یكی از بزرگترین معضلات جامعه - بنشینیم، نیمی ازآنها به خاطر ازداج تحمیلی و نیمی هم به خاطر كمی سن و دلبستگی به پسری كه هیچ گونه شناختی از او نداشتند تصمیم به فرار گرفتند.

چرا عده ای ابراز علاقه‌ی یك دختر به یك پسر را نشانه فاسد بودن آن دختر می دانند؟ به اعتقاد نگارنده، آشنایی قبل از ازدواج، با اطلاع كامل پدر و مادر، نه تنها باعث فریب خوردن دختر نمی شود بلكه مانع از هم پاشیده شدن خانواده در آینده خواهد شد. چه بسا درصد زیادی از دخترانی كه از سوی افراد گوناگون اغفال میشوند، در خانواده های سختگیری بزرگ شده اند كه اطلاع داشتن دختر از مسائل روز را " باز شدن چشم و گوش دختر " می دانند. در جامعه‌ی ما هنوز دوستی دختر و پسر گناه بزرگی محسوب می شود، هر چند چنین رابطه هایی به شدت در جامعه‌ی امروز ما متداول است.

اكثر جوانان این دوره برخلاف بزرگترهایشان ازدواج بدون شناخت قبلی را نمی پسندند و در مقابل اصرار بزرگترهایشان ، تصمیم به پنهان كاری می گیرند. اینگونه می شود كه دختران بدون پشتیبان مانده مورد تعرض قرار می گیرند و پسران نیز به نوعی دیگر قربانی می شوند. در مقابل چنین اتفاقاتی، سه نسل گذشته، اگر خیلی خوشبین و امروزی باشند، همه چیز را كار قسمت می دانند ...

بسیاری از پدر ها و مادرهای متعلق به نسل گذشته هم معتقدند كه جوانان در اكثر مسایل احساسی عمل می كنند و نمی توانند خوب را از بد تشخیص دهند. به قول معروف: "ما صلاح بچه های خودمان را بهتر میدانیم. هیچ پدر و مادری بدبختی فرزندشش را نمی خواهد"

در مقابل، طرز فكر و عقیده‌ی جوانان بسیار متفاوت است. در این بین پسرها آتش تندتری نسبت به دخترها دارند: كامران، بیست و سه ساله، دانشجو، ازدواج دانشجویی با شناخت قبلی را پیشنهاد می كند و می گوید: " در محیط دانشگاه شما می توانید چهار سال شخص مورد نظرتان زیر نظر داشته باشید و بعد ازدواج كنید. البته در این بین نظر خانواده ها هم مهم است ولی آنچه مهم تر است، نظر دختر و پسری است كه می خواهند یك عمر با هم زندگی كنند."

امیر، بیست و هفت ساله، اصالت خانوادگی و ایمان را مهمترین معیارهای انتخاب همسر می داند و معتقد است هر گونه روابط قبل از ازدواج باید با نظارت خانواده ها باشد هر چند ازدواج تحمیلی هم هیچ گاه به نتیجه‌ی مطلوب و مورد نظر خانواده ها نخواهد رسید.

محسن، بیست ساله، بر روابط صمیمی قبل از ازدواج تاكید دارد و اینكه خانواده ها فقط می توانند به عنوان یك راهنما عمل كنند و نه بیشتر.

بابك بیست و دو ساله، از وجود ازدواجهای تحمیلی در جامعه‌ی امروز ما اظهار تعجب می كند و می گوید: " خیلی وقت است كه از زمان سرخ شدن دخترها ، موقع صحبت كردن با پسرها در شب خواستگاری گذشته است ..."

اما دخترها، به دلیل وابستگی بیشتر به خانواده ها ، نظرات متفاوت تری دارند:
یاس، نوزده ساله نظر پدر و مادرش را مهمترین عامل در ازدواجش می داند. هرچند با ازدواج تحمیلی مخالف است و آشنایی قبل از ازدواج و شناخت بیشتر طرفین را لازم می داند.

زهرا، هجده ساله هم با ازدواج تحمیلی مخالف است و آشنایی قبل از ازدواج را می پسندد. زهرا تطبیق خصوصیات اخلاقی طرفین را مهم ترین عامل موفقیت یك ازدواج می داند.

دكتر اسماعیل مهدوی مدرس دانشگاه ، نه تنها با ازدواج تحمیلی مخالف است، بلكه معتقد است آشنایی دو خانواده نباید تنها به مراسم خواستگاری محدود شود و وجود یك بازه‌ی زمانی حداقل چند هفته ای برای آشنا شدن كامل دو خانواده و همچنین آشنایی دختر و پسر با آداب و رسوم و سطح فرهنگی و اقتصادی یكدیگر بسیار ضروری است.

وی بر طی شدن دوران نامزدی تاكید می كند و آن را عامل مهمی برای ایجاد شناخت واقعی تر می داند. دكتر مهدوی معتقد است در دوران نامزدی، زوجها باید آنچه را كه از یكدیگر انتظار دارند به یكدیگر منتقل كرده و از مخفی كردن اخلاق واقعی خود پرهیز كنند تا با شناخت دقیق تری پای سفره عقد بنشینند.

 

 تاریخ انتشار:   February 28, 2003 12:12 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir