English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  زندگی


چند برداشت كوتاه

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: منصوره مدرس

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
به این قسمت ماجرا هیچ وقت فكر نكرده بودم: همان وقتی كه من از تماشای برف لذت می‌برم، تمام خانه‌ی یك عده‌ی دیگر را آب گرفته است.
 

زمستان ـ برداشت ۱

پشت پنجره ام برف می آید، همه جا سفید پوش شده، چترهای رنگی و ماشینهای یکرنگ، همه چیز زیباست.


زمستان ـ برداشت۲

نزدیک یکی از پارکها، بچه ها با هم و با بزرگترهاشان مشغول برف بازی و ساختن آدم برفیهای کوچک و بزرگند. شور و شوقشان دیدنی است! صحنه هایی که کمتر دیده ام...


زمستان ـ برداشت۳

سر یکی از چهارراه ها، پشت چراغ قرمز مانده ام. با این همه لباس، باز هم احساس سرما می كنم ... نگاهم می افتد به پیرمرد تکیده ای با یک کت نازک و روزنامه های فروشی روی دستش ... هر چقدر دقت می كنم، سرمایی در چهره اش نمی بینم ... سرما را حس می کند، اما خودش را سرپا نگه داشته ...
پسر ۵ ،۶ ساله‌ای مشغول دستفروشی است. انگار او هم سرما را حس نمی کند، نمی خواهد كه حس کند، نمی تواند كه حس کند ...


زمستان ـ برداشت۴

پشت ترافیک. از شدت برف، هیچ ماشینی حرکت نمی کند. خیلی دیر شده، فکر می کنم شاید پیاده زودتر برسم، حداقل به کلاس دومی!

به شهرداری فکر می کنم که همیشه در زمستان با برف غافلگیر می شود!


زمستان ـ برداشت۵

به این قسمت ماجرا هیچ وقت فكر نكرده بودم: همان وقتی كه من از تماشای برف لذت می برم، تمام خانه‌ی یك عده‌ی دیگر را آب گرفته است...

یاد صحبتهای یك تهرانی جنوبی نشین افتادم كه پارسال، همین روزها، از برفی كه خانه اش را خراب می كند گله مند بود ...

چه كسی مسئول است؟


زمستان ـ برداشت۶

انتخابات شوراها!

از سرما هم می شود لذت برد! یادمان باشد سرما نعمت بزرگی است ...!


یادمان باشد ...

 

 تاریخ انتشار:   February 28, 2003 12:24 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir