خطرهايي بالاتر از سوسک! - گفتگو با پوپه مهدوی نادر

جمعه، 9 اسفندماه 1381

     

 
       
 

موضوع: گفتگو

 

نويسنده: هديه احمری

   
     
یک صفحه ی ساده در مقابلم باز شد . در سمت چپ تصویر زنی بود که تصمیم داشت کار عجیبی بکند و در سمت راست اهداف او از انجام این کار عجیب . کوتاه و مختصر ! یک زن...
   

 

 

 

یک صفحه ی ساده در مقابلم باز شد . در سمت چپ تصویر زنی بود که تصمیم داشت کار عجیبی بکند و در سمت راست اهداف او از انجام این کار عجیب . کوتاه و مختصر !
یک زن ایرانی که می خواست دور دنیا را نیمی با دوچرخه و نیمی با پای پیاده بپیماید .
به ظاهر یک شوخی تبلیغاتی بود . زنی که شاید پدربزرگ جدش ایرانی بوده و در حالی که مقیم کشور دیگریست دسیسه ای شده برای ایرانی ها تا خود را مطرح کنند !( این نهایت تصور و باور من بود )
به زودی این زن و تصمیمش را فراموش کردم .
وقتی دوستی پیشنهاد مصاحبه با این زن عجیب را مطرح کرد، بی اعتنایی جای خود را به کنجکاوی داد و من را مصمم ساخت تا در این مصاحبه شرکت کنم .
ساعت ها با افراد مختلف درباره ی او و تصمیمش صحبت می کردم.خانم ها از این حرکت استقبال می کردند و گاه با غبطه درباره ی این سفر و این آزادی حرف می زدند. از نظر آنها این سفر کلید رهایی روح تمام زنان ایرانی بود .
آقایان نظر دیگری داشتند . اعتقاد داشتند که یک زن توان انجام چنین سفری را نخواهد داشت و اصولا دلیلی برای این سفر به وسیله ی یک زن جوان وجود نداشت ! آنها به هیچ وجه این حرکت و این زن عجیب را تایید نمی کردند و با تمسخر از کنار این موضوع می گذشتند .
تمام این حرف ها مرا برای این دیدار مشتاق تر و مصمم تر ساخت .
در روز موعود به هنگام ملاقات با او، همه ی شنیده ها و صحبت ها در نگاه من رنگ باختند .
در مقابل من موجودی بود آرام، محکم، قابل احترام و تحسین برانگیز .
یک انسان . انسانی فراتر از یک عکس، یک سایت و یک خبر جنجال برانگیز : پوپه مهدوی نادر


خانم مهدوی لطفا از خودتون و فعالیت هایی که توی این سال ها انجام دادید بگید.

- پوپه مهدوی نادر، 29 ساله، متولد 27 مرداد 1352 . کوهنوردی رو در 18 سالگی شروع کردم . 2 سال اول، به کوه های تهران می رفتم و جاهای مختلف رو پیدا می کردم بدون اینکه بدونم اسم اون محل ها چی هست . از 21 سالگی سفر های دشت و کوه خارج از تهران رو شروع کردم و از مسیر دشت و روستا پیاده به روستا های مختلف رفتم . مدتی هم با عشایر زندگی کردم .
نمی شه گفت همه ی ایران ولی اکثر ایران رو از مسیر دشت ، کوه و روستا ها پیاده رفتم .
یازده سال سابقه ی کوهنوردی دارم . سه سال و نیمه که ورزش رزمی کار می کنم . هفت ماهه که سوار کاری می کنم – بعد از بازگشت از سفرم ادامه می دم . والیبال و شنا از ورزش های دوران کودکی من هستند و دوچرخه سواری رو هم به صورت تفریحی انجام می‌دم .
پنج سال پیش سفری به آفریقای جنوبی داشتم ، سه ماه اونجا بودم و در این مدت دو ماه با دوچرخه مسیر رو طی می کردم . چند سفر زیارتی خارج از ایران هم داشتم .

همونطور که می دونید توی ایران به صورت عرف محدودیت‌هایی برای خانم ها وجود داره . شما چطور با این مسائل کنار اومدید ؟

- من معتقدم هر آدمی باید توانایی‌های خودش رو پیدا کنه و رسالتی رو که بر عهده داره انجام بده . روی همین اصل سفر می‌کنم . البته سفر کردن هدف و رسالت من نیست ولی برای رسیدن به هدف باید از اینها استفاده کنم . من شرایط استثنایی دارم . مشکل خانوادگی هم ندارم و مطمئنم خدا خودش این شرایط رو برای انجام رسالتی که روی دوشم هست فراهم کرده .

با توجه به اینکه گفتید سفر یک وسيله ست، هدف و آرمان شما از این سفر ها چیه ؟

- آرمان و هدف من تا حدودی به مسائل مذهبی برمی گرده و نمی شه خیلی خوب توضیحش داد . این برمی گرده به راهی که توی زندگیم انتخاب کردم . هدف رسیدن به یک نقطه ست . همه ی آدم ها قراره بالاخره به اون نقطه برسن ولی بستگی داره که کدوم راه رو انتخاب کنند . سفر هم مثل خوردن و خوابیدن و ازدواج و ... فقط یک وسيله ست .

برخورد مردم با شما چطور بوده ؟

- استقبال خوبی بوده . من توی تهران هم دوچرخه سواری می کنم و مردم اغلب برام ورزشکاران دلاوران می خونند . از جلوی انواع ماشین های انتظامی هم با دوچرخه رد شدم و مشکلی پیش نیومده . در سفر های داخل ایران هم معمولا در مدت اقامت با روستایی ها زندگی می کنم . تنها جایی که با مشکل مواجه شدم میان عشایر بود چون فکر می کردند که من خارجی هستم و وزارت بهداشت به اون ها گفته بود برای مبتلا نشدن به ایدز از خارجی ها چیزی نگیرند . یکبار که بیرون رفته بودم کوله ی من رو بازرسی کردند و وقتی مطمئن شدند وسیله ی خطرناکی همراهم نیست خیالشون راحت شد و من رو پذیرفتن .

شما سفر های زیارتی هم داشتید و همونطور که توی سایتتون هم نوشته بودید گاهی دو یا سه باردر ماه به مشهد سفر می کنید . با این زمینه ی مذهبی توی این سفر ها خاطره ی جالبی از برخورد مردم با خودتون در خارج از کشور و یا داخل ایران دارید ؟

- کمی براشون عجیبه چون در اینجا مذهبی بودن به شکل دیگه ای مطرح شده .مردم معمولا خیلی زود ارتباط عمیقی با من پیدا می کنند . لازمه همینجا بگم که من مبلغ مذهبی نیستم .هیچگونه تغییری هم نمی کنم و همینی هستم که هستم !

توی این سفر ها معمولا خطر هایی وجود داره .گویا شما در کودکی از سوسک هم می ترسیدید . در حالی که در سفر خطر هایی به مراتب بزرگتر از سوسک وجود داره . با این خطر ها چه می کنید ؟

- من معتقدم که وقتی قدم برداریم و بخواهیم که تغییر کنیم خدا هم به ما رشد میده . آدم ها ترس های متفاوتی دارند که به خاطر ترسو بودن نیست بلکه به جنبه هایی بر میگرده که باید در انسان رشد کنه . من هم در عرض این سالها همینطور شدم . من الان سوسک رو با دست میگیرم و مطمئن هستم اگه خوردنی بود می‌خوردمش !
اما در مورد خطر های بزرگتر ، این خطر ها یا از جانب انسان هاست و یا حیوان ها . من در مقابل این ها احتیاط می کنم. سعی می کنم بعد از غروب آفتاب دوچرخه سواری نکنم و قبل از تاریکی هوا خودم رو به محلی برسونم. البته به ورزش رزمی نمی شه اکتفا کرد اما از اون هم کمک می گیرم و اسپری بیهوش کننده هم همراه دارم .

تا حالا مشکلی هم در این زمینه داشتید ؟

- در تهران بله ، ولی در هیچ جای دیگه نه. در روستا و نه جنگل ، نه آدم و نه حیوان بهم حمله نکردن . اما توی تهران مزاحمت ها فرا تر از حد سخن پراکنی بوده و البته این افراد درس خوبی گرفتن که گمان نمی کنم فراموش کنند .
در خارج از کشور هم به مشکلی بر نخوردم . در فرودگاه آفریقای جنوبی نوشته بود که از ساعت پنج بعد از ظهر از خونه خارج نشید . بدون ماشین نباشید . در مقابل سیاه ها مقاومت نکنید و ... در همون زمان تلویزیون خودمون اعلام کرده بود که ژوهانسبورگ خطرناک ترین شهر جهانه . البته به خاطر بی احتیاطی خودم اونجا همه ی پول من رو دزدیدند ولی با سیاه ها مشکلی نداشتم . من اونجا بین سیاه ها و در محله هایی که سفید پوست ها نبودند رفت و آمد می کردم و سوار ماشین های اونها می شدم . حتما فکر می کردند وقتی که یک سفید بین اونهاست حتما دوسته !

سفر آفریقای جنوبی - در آذر هفتاد و شش - چطور شکل گرفت ؟ حمایت کننده ی مالی سفر چه سازمانی بود و انگیزه ی شما برای رفتن به این سفر چی بود ؟

- من تا قبل از این هزینه ی سفر ها رو خودم تامین می کردم و حمایت کننده ای هم نداشتم . هزینه ی سفر آفریقا رو هم پدرم تامین کردند .
انتخاب آفریقای جنوبی هم دلایل شخصی داشت . مهمترین دلیلش علاقه ای بود که به آفریقا و طبیعت بکرش داشتم . از طرف دیگه به سیاه ها هم علاقه ی خاصی دارم .
شرایط این سفر کاملا اتفاقی فراهم شد و البته نقطه ی خوبی در زندگیم بود و باعث تحول بزرگی شد .

شما همیشه تنها سفر می کنید ؟

- در بعضی از سفر های دشت و کوه همراه گروه های سه یا چهار نفره بودم . اما در بیشتر سفر ها تنها بودم چون در چنین سفر های سختی باید همه همراه و همفکر باشند ولی امیدوارم این آخرین سفر انفرادی برای من باشه و پس از اون به صورت گروهی سفر کنم .

بریم سراغ این سفر. شما تصمیم دارید دور دنیا رو با دوچرخه بگردید . این سفر چقدر طول می کشه ؟ چه پیش بینی هایی برای این سفر کردید ؟ و اصلا فکر رفتن به این سفر از کجا اومد ؟

- قرار است نیمی از سفر رو با دوچرخه برم . تا انتهای ایالات متحده رو با دوچرخه می رم( شش ماه اول ) و بعد از اون رو پیاده طی می کنم . سفرم هم - انشا الله - در زیحجه ی سال آینده به عربستان ختم می شه .
در بین راه چهار صعود دارم : قله ی من بلان فرانسه، مائوناک نای هاوایی ، فوجی یامای ژاپن و مان کوک نیوزیلند که همه در حدود چهار هزار متر هستن . اسفند سال آینده هم - انشاالله - بر می گردم .
فکر سفر به دور دنیا همیشه از دلم عبور می کرد و یک جورایی می دیدم که توی این راه هستم . سه سال پیش برنامه ریزی کردم هفت سال طول می کشید که من همه ی دنیا رو ببینم . همه ی قاره ها و کشور ها و البته همون سه سال پیش هم برای این کار دیر بود . چون من هدف اصلی زندگیم سفر کردن نیست و این فقط یک وسیلست برای چیزی که می خوام بهش برسم . در نتیجه منصرف شدم .
کناره گیری از این سفر خیلی روی روحیم اثر گذاشت تا حدی که ممکن بود دچار افسردگی بشم . اوایل امسال با راهنمایی استادی که زندگیم رو مدیونشون هستم به این نتیجه رسیدم که این سفر رو یکساله برم . یک دور سریع بروم و برگردم .

می تونید یک مقدار بیشتر در مورد این استاد صحبت کنید .

- استاد دانشگاهم نیستن . استاد راهی هستن که انتخاب کردم و توی زندگیم تاثیر زیادی داشتند .

سفر شما از کجا شروع می شه و چه ترتیبی داره ؟ و این مسیرها رو خودتون شخصا بررسی کردید و یا از کسانی که با این راه ها آشنا بودن کمک گرفتید ؟

- اول مشخص کردم که یک دور باید شروع بشه و طبیعتا یک کشور هایی هم توی ذهنم بود . اما مسیر و زمان رو با استادم تنظیم کردیم .
من تا ماکو رکاب می زنم . از اونجا با قطار به استانبول میرم چون قرار است ترکیه به دلیل شرایط خاصی که الان داره حذف بشه . از استانبول تا یونان با کشتی میرم و از اونجا دوباره رکاب زدنم شروع می شه . می رم ایتالیا ، فرانسه ، اگر فرصتی باشه آلمان و اگر نباشه مستقیم می رم انگلستان . از نیویورک وارد ایالات متحده می شم . میام پایین . از لب مرز آمریکای جنوبی رد می شم . اگر وقت داشتم با یک راهنما به آمریکای جنوبی هم می رم . بعد می رم بالا تا سیاتل زیر کانادا ( در مرز آمریکا و کانادا ) . مسیر ایالات متحده ی من همین هست .البته به هاوایی هم می رم به دلیل اینکه اونجا یک صعود دارم . ژاپن، نیوزیلند، چین، هند، عمان و انشا الله آخرش هم به عربستان ختم می شه .
پیاده رویم هم بر اساس مدت زمانی ست که دارم .مثلا در هند که دو ماه فرصت دارم به همون اندازه پیاده می روم .عمان رو به سرعت رد می کنم که زمان بیشتری داشته باشم چون عربستان رو می خوام به طور کامل پیاده برم .

شما برنامه ی خاصی دارید که حتما در یک تاریخی سفرتون تمام بشه و یا ممکنه بر حسب شرایطی که در طول سفر پیش میاد این تاریخ تغییر کنه ؟

- این سفر باید باز باشه .ممکنه اتفاقاتی پیش بیاد که در نظر گرفته نشده و ممکنه خدا هم شرایط رو تغییر بده و من باید تابع امر باشم . ولی چون نشونه هایی دریافت کردم امیدوارم خدا بخواد که انتهاش به عربستان ختم بشه . تا انشا الله به حج تمتع برسم .

در مدتی که مقدمات این سفر رو فراهم می کردید، حتما با مشکلاتی مواجه شدید. چه مشکلاتی داشتید؟ و چه چیز هایی شما رو برای ادامه ی تلاشتون دلگرم می کرد ؟

- توی این شش ماه، من هر روز از ساعت شش صبح می رفتم دنبال کارها تا ساعت ده شب . همه جا می گفتند : نه نه نه نه ... و روز بعد هم به همین صورت .
اولین باره که این سفر به این صورت و توسط یک خانم شکل می گیره . در نتیجه هیچ قانون یا مصوبه ی خاصی وجود نداره. به همین خاطر مشکلات برای باز کردن این راه وجود داره . من اول به کمیته ی المپیک و فدراسیون دوچرخه سواری رفتم . همه تک تک راضی بودند. کلی هم استقبال کردند ولی چون هیچ قانونی نیست، کاری صورت نگرفت و موکول شد به بعد. با اینکه درخواست تجدید جلسه کردم اما باز هم کاری انجام نشد.در ابتدا سراغ شرکت ها و کارخانه ها نمی رفتم . به جاهایی سر می زدم که در اونها حرکت وجود داشته باشه اما در نهایت مجبور شدم به سراغ این مراکز هم برم چون بالاخره باید یک جوری راه میافتادم . به شرکت های متفاوتی هم سر زدم که همه نگران این ماجرا بودند و تا حدودی این جریان رو باور نمی کردند.
به هر حال بعد از سماجت های بسیار موفق شدم کمیته ی المپیک رو راضی کنم که نظارت بین راه داشته باشم و به سایر کشور ها ابلاغ کنند که در راه ها و جاده ها ی مسیر نظارتی داشته باشند تا وسط راه خودم همراه با وسایلم و دوچرخم گم نشیم !
خدا خواست که من از طرف دوستانی که من رو باور کرده بودند و یا حس می کردند که باید باورم کنند حمایت بشم و این باعث شد من بتونم به یک شکلی سفرم رو شروع کنم .
اما در خارج از ایران استقبال بسیار خوبی شد . خبری که اینجا به روی سایت ایرنا رفت در آمریکا و فرانسه اعلام شد و در انگلستان هم سه ماه پیش توی روزنامه ها نوشتن که یک دختر ایرانی چنین قصدی داره و داره راه می افته.
فرانسه یا ایتالیا میزبان اصلیم هستند و از طرف آمریکا و آلمان هم حمایت شدم.

برای گرفتن ویزا مشکلی نداشتید ؟

- من شخصا برای گرفتن ویزای شینگن اقدام کردم .چند ماه پیش با یک انجمنی آشنا شدم . اونها با آقای اوحدی در سازمان جهانگردی تماس گرفتند و ایشون لطف کردند و نامه هایی برای ویزاهای من نوشتند . البته این یک حمایت از جانب سازمان جهانگردی بود چون من خودم داشتم این کار ها رو انجام می دادم و از فرانسه هم راحت می تونستم ویزاهای بعدی رو بگیرم.

برای تهیه ی دوچرخه هم مشکلی داشتید ؟

- بر عکس تمام دنیا که در چنین شرایطی ورزشکار رو حمایت می کنند، تهیه ی دوچرخه هم یه عهده ی خودم بود . دوچرخه ی اصلیم رو ده روزه که تحویل گرفتم. دوچرخه ی پژوست و همین یکی هم توی ایران هست . هفته ی پیش برای جلب حمایت با ناامیدی فراوان به شرکت پاکرخ رفتم. آقای بسیار مهربانی اونجا بودند که من رو ذوق زده کردند . و چون گفتند برای طرح این موضوع در هیئت مدیره خیلی دیر شده ، دوچرخه و خیلی چیز های دیگه رو خودشون بهم هدیه کردند و این از لطف های بزرگ خدا بود که اون روز به من رسید .

در این سفر غیر از خود سفر تفریح دیگه ای دارید ؟ مثل نقاشی، مطالعه و یا ....

- تا حالا در سفر ها فرصتی برای نقاشی با طراحی نداشتم اما از برخی چیز ها الهام گرفتم و بعد از بازگشت نقاشی کردم . اما توی این سفر تصمیم دارم نقاشی های بین راهم رو در مهدکودک ها و یا پرورشگاه ها برای بچه ها یادگار بگذارم .
برای مطالعه هم فرصتی نبوده غیر از یک کتاب خاص که معمولا اون رو مطالعه می کنم .

و حتما اسم این کتاب رو هم نمی تونید بگید ؟!

- نه ، نمی خوام اسمش رو بگم .

خاطرات سفرتون رو هم می نویسید ؟

- اکثر گزارش هایی که در نشریات مختلف نوشتم تحریف شدند و چند بار به علت اشتباهات خبرنگارها مشکلاتی پیش اومد در نتیجه تصمیم گرفتم دیگه ننویسم تا وقتی برگشتم همه ی خاطرات رو در یک کتاب چاپ کنم. یک چیزی مثل سفر نامه ی پوپه پلو یی !

حالا که در آستانه ی این سفر هستید چه احساسی دارید ؟

- خیلی خوشحالم که خدا شرایط این سفر رو برای من فراهم کرد چون علاوه بر هدف خودم و رسیدن به اون هدف، رسالت بزرگ دیگری روی دوشم قرار داره .الان خیلی از جوون ها و نوجوون ها پیگیر این ماجرا هستند .اینکه حتی یکی از این بچه ها بفهمند که می تونند توانایی های خودشون رو نشون بدهند و برخی از اون ها یک کم جلو تر از جلوی دماغشون رو ببینند و خودشون رو رشد بدهند ، برام توفیق بزرگیه .
و امیدوارم همه ی آدم هایی که از این سفر با خبر می شوند برام دعا کنند که دچار ابتلا های بعد از سفر مثل شهرت و ثروت و ... نشم .



اهداف این سفر:

1 – تجربه شخصی و دیدن نشانه های خداوند
2 – گفتمان عملی با زنان و دختران کشورهای مسیر و آشنایی با فرهنگ اقوام و ملل مختلف و بازتاب آن به زنان و دختران و جوانان ایرانی
3 – جلب حمایت و جمع آوری کمک مالی برای افراد بی سرپرست و کم توان مالی و کودکان یتیم

مهارتهای ورزشی:

1 – کوه نوردی ( شروع از ابتدای سال 1371 )
2 – ورزش رزمی فول کنتاکت و دفاع شخصی ( شروع از سال 1378 )
3 – شنا ( شروع از سال 1368 )
4 – والیبال ( مدت آموزش : طی دوسال در سال های 1368 و 1369 )
5 – دوچرخه سواری
6 – سوارکاری ( شروع از بهار سال 1380 )

سفرهای کوهنوردی :

1 – صعود به قلل داخل تهران ( یکروزه و طی مسیر چند روزه در کوهستان )
2 – صعود به قلل البرز مرکزی ( یک روزه و دو روزه )
- سرک چال ( 4150 متر )
- هرزه کوه ( منطقه لالان )
- پیرزن کلوم ( 3920 متر )
- خلنو ( 4375 متر )
- کلون بستک ( 4140 متر )
- پهن حصار ( مسیر از ده خور )
3 – صعود به قلل :
- دماوند ( 5671 متر )
- سبلان ( 4811 متر )
- اشترانکوه ( 4050 متر )
- کرکس ( 3895 متر )
- تفتان ( 3941 متر )
- علم کوه ( 5640 متر )
4 – سفرهای چند روزه کوه نوردی:
- طالقان به کلاردشت
- زنجان به ماسوله
- طی مسیر از توچال به آهار ، شکراب ، ایگل
- در سفرهای کوهنوردی اقامتهای شبانه در پناهگاههای بین راه و چادرهای کوهنوردی صورت گرفته است .

سفرهای داخلی:

اغلب به صورت پیاده و در حداقل استفاده از وسائل نقلیه بوده است و علاوه بر اهداف شخصی ، برقراری ارتباط با مردم نیز مد نظر بوده است . و در ضمن این سفرها نیز به صورت انفرادی بوده است . ( و در این سفرها اکثرا در بین خانواده های مهربان روستایی شب ها را اقامت داشته ام . )
1 – سفرهای متعدد به شهرهای شمالی ایران ( شروع از سال 1374 )
2 – سفرهای چند روزه به اردبیل و سرعین ( 1377 )
3 – سفر چند روزه به شهر تبریز و بازگشت به تهران از مسیر بستان آباد ، زنجان ، قزوین ( 1377 )
4 – سفر به قصد ده خسرو شیرین ( محل ییلاق عشایر قشقایی ) از مسیر اصفهان ، شهررضا ، سمیرم ، ده حنا ، و ده بسیار زیبای خسرو شیرین و همراهی با عشایر و اقامت در چادر سیاه های عشایر ( 1380 )
5 – سفر به قصد شهر شوش ( دانیال نبی ) از مسیر خرم آباد و اندیمشک و اقامت در شهر شوش و بازدید از زیگورات چغازنبیل ( 1380 )
6 – سفرهای یک روزه و چند روزه به دره ها و مکان های طبیعی اطراف تهران ، از جمله دره تالون و منطقه لالان و تنگه واشی و ...
- و سفرهای مکرر به روستاها و نقاطی از استان های دیگر ایران .
سفرهای خارجی :
1 – سفر به کشور آفریقای جنوبی از طریق کشور دوبی ( آذرماه سال 1376 شروع و بازگشت به ایران در اسفندماه سال 1376 )
- در اقامت سه ماهه این کشور مسیر را با دوچرخه پیموده ام ، البته از قطار و اتوبوس نیز استفاده نموده ام . در شهرهایی از جمله ژوهانسبورگ و پرتوریا ( پایتخت ) اقامت داشته ام .
2 – سفر به قصد کشور عربستان سعودی از طریق سوریه و سفر به کشور عراق ( کاظمین ، نجف ، کربلا ) و بازگشت از طریق سوریه به ایران ( 1380 )

مهارتهای آموزشی:

- حسابداری
- روانشناسی

مهارتهای دیگر:
- نقاشی
- هنرهای دستی ( گلیم بافی و ... )

سابقه شغلی :
- حسابدار
- طراح
- راهنمای تور
- و در نهایت همراهی و خدمت به بچه های یتیم و افراد کم توان مالی جزو برنامه سالهای گذشته بوده است

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine