English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  گزارش


ولنتاين

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: سحر حسینی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
وقتى راز ولنتاین آشكار شد امپراتور امر به اعدام او داد. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشیش ولنتاین اولین كارت تبریك «ولنتاین» را زمانیکه در زندان بود، فرستاده است.
 

«تاریخچه كامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه كلیساى كاتولیك به این نتیجه رسیده است كه حداقل سه قدیس وجود داشته اند كه همگى به شهادت رسیده اند. به همین دلیل چندین افسانه سعى در بازگوئى تاریخچه این آئین دارند اما آنچه كه از همه قابل باورتر و نزدیكتر به عقل می آید این است كه گفته مى‍شود ولنتاین كشیشى بوده كه در قرن سوم میلادى در رم زندگى می كرده است. زمانى كه امپراتور كلودیوس دوم به این نتیجه رسید كه مردان مجرد نسبت به آنانى كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهترى هستند، وى ازدواج را براى مردان مجرد و جوانى كه در ارتش خدمت می کردند ممنوع كرد. پدر‍ ولنتاین بخاطر غیر عادلانه بودن فرمان امپراتوربا برگزارى مخفیانه مراسم ازدواج به مخالفت با كلودیوس پرداخت.
وقتى راز ولنتاین آشكار شد امپراتور امر به اعدام او داد. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشیش ولنتاین اولین كارت تبریك «ولنتاین» را زمانیکه در زندان بود، فرستاده است. او عاشق یك دختر جوان شده بود، دختری كه احتمالا فرزند زندانبان بود، همان كسى كه در طى دوران زندان به دیدار او مى رفته ‍است.
گقته می شود ولنتاین براى او نامه‍ایى نوشته و در انتها امضاء كرده: «از طرف ولنتاین تو». اصطلاحی كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روى كارتهاى ولنتاین مشاهده می شود.»



این روزها تب ولنتاین همه جای دنیا رو فرا گرفته و شاید خوندن سنتهای كشورهای دیگر هم خالی از لطف نباشه... در اتریش نمونه های سنتی زیادی وجود داره كه ممكنه مربوط باشه به سنت روز ولنتاین مثلا یك سنت اینه كه به معشوقه یك دسته گل هدیه می‌كنند. بارزترین هدیه ولنتایین از یك باشتك ساتن معطر ساخته شده كه به حالت خاصی با قلب طراحی شده و با پشته های رنگین و همچنین نمادی از پرنده های كوچك و یا پرنده های بهشتی تزیین شده. همه اینها در جعبه مخصوصی قرار داده شده تا ماندگار و شیك و گرانقیمت جلوه كنه. «در انگلیس نمونه هایی پیدا میشود از قلبهایی كه بر روی آنها روز ولنتاین تبریك گفته شده در این كشور در هر بخشی با سنتهای خاص آن منطقه این روز جشن گرفته میشود با نزدیك شدن این روز تمام مجله ها قطعه های ادبی و شعر برای روز ولنتاین چاپ می كنند. كارتهای ولنتاین زیادی هم هست كه بطور زیبا و خاصی طراحی شده كه هر كدام شكل خاصی برای خودشان دارند. كارتهایی هم هستند كه از اطراف میرسند و با كاغذهایی با كیفیت پایین كه حتی مناسب بسته بندی هم نیستند ساخته شده اند و با روبانهای كاغذی و صدف دریایی و حتی خزه دریایی و گلهای خشك و یا مصنوعی كه همه آنها با یك نخ بهم وصل میشوند وبه حالت یك تصویر سه بعدی در می آیند تزیین شده اند. همین طور كارتهای ولنتاین دانماركی كه به كارتهای عاشقانه معروفند و همه گیر شده اند. در گذشته مكانهایی در فرانسه وجود داشت كه جوانان مجرد و سن وسال دار به آنجا میرفتند تا یكدیگر را ببینند و همدیگر را از میان پنجره ها صدا میزدند (كسی را كه انتخاب كرده بودند) ولی اگر مرد جوان از ولنتاینش خوشش نمی‌آمد احتمالا تركش میكرد و در نتیجه آن یك آتش بازی راه می افتاد كه خانمهای جوان عكسهای مردان جوان را میسوزاندند و ممكن بود حتی گریه سردهند. گاهی هم این مساله به شرافت فرد ربط داشت. به عنوان مثال یك مرد لاابالی امكان داشت با یك خانم آراسته جور شود، آن هم فقط برای سرگرمی!»

" align="left" hspace="10" vspace="2"> جمعه ، بیست و پنج بهمن، روز خوبی بود برای كسانی كه ایده های جالبی دارند و همینطور برای فروشنده های با ذوق و سلیقه كه تونستند اجناس تاپ خودشون رو با قیمت هایی كه گاه اعجاب آور به نظر میرسید بفروشند در این بین بوتیكهای لباس، عطر فروش ها و نقره فروش ها و حتی كتاب فروش ها تونستند پول خوبی به جیب بزنند شاید در این چند روز به اندازه سه ماه فروششون بیشتر شده بود. چهارده فوریه روز ولنتاین روزی كه به روز عشاق بیشتر معروف شده و كلمه دوستت دارم آسانتر روی لبها میاد. ولنتاین هیچ نزدیكی با فرهنگ و تاریخ و تمدن ما نداره ولی روز عشق جهانی تاریخ و تمدن را نمیشناسه. این روز بهانه خیلی خوبیه برای خیلی از كارها. این جشن بدون هدیه هیچ لطفی نداره... هر چند ریشه ولنتاین در ایتالیاست ولی هر چه هست ولنتاین یك بهانه است، بهانه ای برای نمایش جمله دوستت دارم.


" align="right" hspace="10" vspace="2"> در ایران ولنتاین قدمتش شاید به پنج یا شیش سال هم نرسه. شاید حتی خیلی از جوانها حتی این روز رو نشناسن چندان هم عجیب نیست چون ولنتاین در رسانه های ایران جایی برای شناسانده شدن نداره و این باعث بوجود اومدن نگاههای مختلف شده. شاید خیلی از ما حتی ندونیم معمولترین هدیه این روز عروسك و شكلاته. چیزهایی كه جای خودشون رو به لباس و عطر و .... دادند كه البته رسمی ترند اگر در این چند روز سری به خیابان میرزای شیرازی تهران یا خیابان ویلا كه مركز فروش عروسك هستند زده باشید حتما متوجه این موضوع شدید اگر كسی این روز را نشناسه حتما از دیدن این همه دختر و پسر بزرگ در فروشگاههای عروسك فروشی تعجب میكنه فروشگاههایی كه تمام تلاش خودشون رو برای جلب توجه مشتری میكنند و تلاششون هم نتیجه میده در ابتدا انتخاب از بین این همه فروشگاه و عروسك به نظر آسون میرسه. وقتی وارد هر كدام از این فروشگاهها میشی با دیدن این همه عروسك و وسایل رنگین ذوق زده میشی ولی اگر قصد خرید داشته باشی كارها یك كم مشكل میشه و بدتر اینكه قیمتهای عجیب و غریب باعث میشه مشتری ها با حسرت بیشتری به عروسكها خیره شوند در این بین پسرها راحتر خرید میكنند هر كدام كه وارد فروشگاه میشوند خیلی سریع یكی از عروسكهای گرون قیمت رو انتخاب میكنند و میخرند ولی دخترها كه در این جور مواقع حساسیت بیشتری نشان میدهند و تعدادشان هم خیلی بیشتر از پسرهاست بعد از چند بار نگاه كردن به كل عروسكها و پرسیدن قیمت تازه به این نتیجه میرسند كه چیزی نپسندیدند دختر خانمی كه مثل اینكه خیلی وقته در فروشگاهه و مرتب به دو تا خرسی كه در دستشه نگاه میكنه و در آخر به فروشنده میگه یك كم انصاف داشته باشید فكر ما رو هم بكنید و با حسرت به پسری كه فروشنده تو باكس بزرگی براش یك شكلات مرسی بزرگ و یك خرس بزرگتر و كلی لوازم تزیینی گذاشته نگاه میكنه پسره هم لبخندی تحویلش میده! دو تا دختر كوچیك كه از لباسهاشون معلومه دوران راهنمایی هستند هم كل میزی رو كه روش پر از وسایل كوچولوست رو زیر و رو كردند وقتی برای خرید با هم به توافق نمیرسند از من میخوان كه نظر بدم وقتی بهشون نگاه میكنم یاد خودم تو این سن میافتم و از این خنده ام میگیره كه هیچی حالیم نبود ! یك آبنات خیلی بزرگ وسط مغازه است كه باعث میشه خیلی ها بهش بخندند چند تا خانم كه تا حالا قیمت همه وسابل مغازه رو پرسیدند و هر بار فقط گفتند «چه خبره اینقدر گرون!» از فروشنده میپرسند این آبنبات به این بزرگی و گرونی كه رو كه كسی نمیخره برای چی میارید ؟ فروشنده هم در جواب میگه «خیلی از دختر خانمها و آقا پسرها میخرند! خیلی چیزهای از این عجیبتر میخرند» دوست من كنار گوشم میگه مثل اینكه رو كم كنیه هر كدوم میخوان برای اون یكی گرونتر بخرن. در فروشگاه باز میشه یك بچه تپل وارد میشه و تمام سرها به طرف اون برمیگرده! همراه مامان بزرگش اومده تا به قول مامانش برای روز ولنتاین برای باباش هدیه بگیره و این یعنی اینكه ولنتاین كوچیك و بزرگ نمیشناسه.


چند تا دختر دانشجو مشغول حرف زدن با همدیگه هستن از صحبتهاشون میشه فهمید یكی از اونها یك دیوان حافظ به عنوان هدیه گرفته و معتقده هدیه باید یك معنای خاص داشته باشه ولی دوستش انگار دنبال یك هدیه عجیب میگرده با دیدن فندكی كه خیلی عجیب و غریبه لبخندی به معنای پیدا كردن كادوی مورد نظرش میزنه! فروشگاههای دیگه هم هیچ كدوم خلوت تر از این فروشگاه نیستند حتی با اینكه هنوز چند روزی تا ولنتاین باقیست. در این بین ذوق و شوق جوانها برای خرید كادو از همه دیدنی تره و چقدر دیدن صحنه های شادی جذابه و چقدر این جشن های كوچك میتونه خوب باشه كه برای چند روز هم كه شده شادی را به جوانان ما برمیگردونه!

با تشكر از مانا

 

 تاریخ انتشار:   February 14, 2003 11:27 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir