سرانجام تورنمنت كارلزبرگ هم بعد از حرف و حدیث های بسیاری كه قبل از آغاز جام در مورد شركت كردن و یا نكردن ایران در آن شنیده میشد تمام شد و قهرمان خود را شناخت؛ همان حرف های تكراری در مورد اسپانسر آن (كارلزبرگ تولید كننده نوشیدنی های الكلی است). و هنوزهیچ كس نمیداند این بازی های بیمزه و تكراری مسئولین ورزش كشور با نام و مارك شركتهای خارجی تا كی ادامه دارد؟
اگر بخواهیم خاطرات خود را از این جام مرور كنیم اول از همه بازی یكدست و زیبای تیم جوان ایران در اكثر دقایق جام را به خاطر می آوریم/رفلكس های دیدنی میرزاپور؛ استارت های انفجاری كعبی؛بازیهای تاثیر گذار نكونام و نویدكیا در میانه میدان و تكنیك منحصربه فرد خداداد.. فوتبالی كه همیشه آرزوی دیدن آن را داشتیم.وقتی معدل سنی تیم (۲۲ سال) را نگاه میكنیم بیشتر امیدوار میشویم.نكته امیدوار كننده دیگر حفظ اسكلت اصلی قهرمان آسیادر این جام بود (البته غیر از كاظمیان وبداوی!). و این گونه بود كه ردپای برانكو را در حركت تیم احساس كردیم؛مربی كه فراری اش دادیم و باید مدت ها افسوس بخوریم كه چرا تا یك مربی خارجی به مرحله شناخت كامل از فوتبال كشور و پیاده كردن برنامه های خود میرسد به راحتی كنارش میگذاریم و شرایط را برای همكاری بیشتر غیر ممكن میسازیم...البته بی انصافی است اگر هیچ سهمی برای همایون خان نگذاریم و نظمی كه در تیم ایجاد كرده بود را نادیده بگیریم؛ همچنین دعوت از خداداد كه جای كریمی را با حركات زیبای خود خالی نگذاشت!
خاطرات دیگر ما از جام به بازی اول با دانمارك برمیگردد و حركت جوانمردانه (وینگهورست) كاپیتان دانمارك كه پنالتی مشكوك به دست آمده توسط تیمش را با حركتی غیرقابل پیش بینی به بیرون زد و با این كار احتمالاجایزه بازی جوانمردانه را از همین حالا برای خود نگه داشته است. هرچند دوست داشتیم به جای تیم منتخب باشگاه های دانمارك؛ چشممان به جمال بازیكنان معروف این كشور مانند ـ توماس هلوگ؛ مارتین یورگنسن؛ توماسون و... ـ روشن میشد كه نشد! البته همین تیم نیز نشانه هایی از فوتبال استخوان دار تیم های منطقه شمال اروپادر خود داشت كه به هر حال حریف قدرتمندی برای ایران بود و البته شاید همین تبلیغ بازی فیرپلی برای دانمارك كافی باشد كه آنها هم بهره خود را از جام هنگ كنگ برده باشند! نكته دیگری كه از تورنمت كارلزبرگ به خاطرمان میرسد فوتبال خشن و خطرناك اروگوئه است كه بیشترین توجه را به خود جلب كرده بود. گلایه های بازیكنان ایران از نحوه بازی آنها؛ تكلهای خطرناك و حركات ناجوامردانه؛ دعواها و جنجال هایی كه هرگاه خواستند در زمین نمایش دادند و قهرمانی خود را زیر سوال بردند؛ البته انتظار دیگری از نماینده امریكای جنوبی نمیرفت؛ فوتبال این كشور همواره به عنوان فوتبالی خشن در جهان شناخته شده است وبازیكنانی مانند - پائولو مونترو؛ سباستین آبرئو و داریو رودریگوئز - از دل همین فوتبال بیرون آمده اند و كلكسیون كارتهای رنگی كه نشانه ای از همین سبك بازی است. حضور در ۱۰ دوره جام جهانی و قهرمانی در ۲ دوره آن؛ میزبانی اولین دوره جام جهانی از افتخارات اروگوئه است كه البته در سالهای اخیر افت فاحشی داشته است و غیر ازظهور گاه و بیگاه چند تك ستاره دست آورد دیگری نداشته است و به نظر میرسد این سبك بازی خشن آنها (كه حتی طرفداران آنها را با نام اوباشان بی كله میشناسند) دیگر موفقیتی حداقل در بازیهای بین المللی برای آنها در بر نداشته باشد.
به هرحال این تورنمت هم با توجه به نایب قهرمانی كشورمان بازهم امیدوار كننده بود و البته ظاهرا فعلا خبری از بازیهای ملی نیست و باید منتظر آغاز نیم فصل دوم لیگ برتر و معرفی چهره های جدید و كارآمد به فوتبال كشور باشیم. همچنین باید به فكر مسابقات مقدماتی المپیك آتن باشیم كه احتمالا اكثر بازیكنان آن از همین تركیب بیرون می آید و البته اول باید تكلیف مربیگری اش مشخص شود كه به نظر میرسد فعلا خبری نیست و همه چیز در حد حرف و شایعه است. به امید روزی كه ایران با دلسوزی بیشتر مسئولان و فراهم كردن امكانات مورد نیاز جایگاه حقیقی خود در فوتبال آسیا را به دست آورد... فعلا امیدواریم!