بعد از انقلاب مشروطه و انتقال هنر موسیقی از دربار و محافل خصوصی شاهزادگان به جامعه و رواج بیشتر آن در بین مردم، رتباط مردم با هنرمندان این رشته بیشتر شد و در همین سالهاست که اولین کسرتهای موسیقی در محافل عمومی اجرا میشود و عارف قزوینی شاعر و موسیقیدان ملی با بیان مفاهیم سیاسی و اجتماعی در قالب تصنیف و ساختن آثار پرشور«حنجره انقلاب مشروطه» لقب میگیرد.
این شاید اولین نمود موسیقی رسمی در تحولات اجتماعی کور باشد حضوری ک باید آنرا نوعی تحول در در موسیقی ایران قلمدادکرد این تحول در واقع زاده زمینه ای است که انقلاب مشروطه آنرا فراهم آورده بود، اوضاعی که تا سالها بعد هم باعث پرورش افرادی شد که هر یک از آنها منشا تحولاتی عمیق در موسیقی ایران به شمار میایند. از مهمترین و ضروریترین تحولات تدوین موسیقی ایرانی به صورت کلاسیک و خارج شدن موسیقی سنتی ایران از دایره فرهنگ شفاهی و همچنین اولین تلاشها برای تطیق موسیقی ایرانی با، سازهای و ملودیهای موسیقی کلاسیک غربی هستند.
حضور هنرمدانی چون علی نقی وزیری، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، حسین تهرانی، احمد عبادی، مرتضی محجوبی، جواد معروفی و...... در یک برهه زمانی و در کنار هم بدون شک اگر محصول انقلاب مشروطه نبوده باشد، دست کم یکی از پیامدهای اجتماعی فرهنگی این تحول است.
دوران طلائی موسیقی ایران آغاز شده بود و با متانت تمامی ایران را فرا میگرفت.تصنیف فروشان آن زمان شاید محبوبترین و خوش صداترین فروشندگان دوره گرد بودند زمانیکه صفحه جدیدی به بازار میامد تصنیف فروشان در کوچه باغهای طهران دوره میگشتند و با صدای خوش خود قسمتهائی از تصنیفها و آوازهای همراه خود را به صورت «اشانتیون!» میخواندند با این نوا هم آگهی از حضور خود میدادند هماینکه مردم مشتاق و عاشق را با تصنیفها و آوازهای جدید آشنا میساختند و.... هم فال و هم تماشا!
موسیقی ایران در دهه های سی و چهل ظرایف و پیچیدگیهایی را تجربه کرد که پس از آن دیگر هیچگاه به این گستردگی و زیبائی تکرار نشد در یک کلام ایران با موسیقی زیست و از آن لبریز شد! آنچنان لبریز که هنوز هم ما - نسل سوم! - از چشمه های بی پایان دوران طلائی موسیقی ایرانی،لبهای سوزان و دل کویری خود را خنک میکنیم اما آیا دلسوخته ای هوزهم هست؟
{برگرفته از کتاب «رویای هستی» به کوشش شهرام آقائی پور}
استاد غلامحسین بنان