دقت كن كه هر چیزی را بر طبق نمونهای كه بر فراز كوه به تو نشان داده شد بسازی. *
سرهایتان را چنان در پنبه های زمستانی فرو برده اید كه روی هر چه كبك پر مدعاست كم رنگ! شده است. چشمانمان آب هیچ، باران هم نمی خورند، كه شما به اوج برسید. می دانیم ساختن یاد نگرفته اید! این زمستان هم كه سرد تر از آن است كه مغز شما را منقبض نكند. اسكلت مغزتان نیز به درد هیچ ساخت و سازی نمی خورد.
زمزمه های دور ترین آواهایمان را از این و آن می شنویم ولی شما تا فریاد نزنید چیزی از آن حنجره طلایی بیرون نمی زند. سرعت دقتتان را بالا كه ببرید موج های اطراف را بهتر دریافت می كنید. غبار را از روی چهره تان بزدایید. شفافیت را در چشمان ما ببینید.
دروازه ی چشمانتان را ذلال كنید. نمونه های گلی مان را زیر نگاه های بی رحمانه خود خورد نكنید. خود نمونه ساز باشید. قله را ببینید و از دور برایش دست تكان دهید.
دنیا را مزه مزه كنید. اوج را بچشید. كوه را درك كنید. حرفهایتان را بفهمید و ما را نرم زمزمه كنید. ما اوج را آنچنان میبلعیم كه زیبایی قله، كهكشانی میشود.
چشمانمان آنچنان شفاف و ذلال است كه دیجیتالی آن تا زمان دجال هم پدید نخواهد آمد.
پیش از آن كه شما را بسوزانیم به شما آموزش خواهیم داد كه دنیا همیشه باید خیس تر از آنی باشد كه شما فكر می كنید. دریا ها هم برای دنیای ما كم است.
اگر قرار است دوباره باور كنیم بالا بروید، پایین بیاید سو تفاهم پرورش می دهید. چراغ چهار راه های اطرافمان چند سالی است كه رنگ سبزی به خود ندیده اند. قرمز و زرد
دردی از ما دوا نمی كنند ما محتاج سبزیم مسیح نیز خود را نشان نمی دهد، تنها بید های فرش چهار دیواریمان خود را مجبور كرده اند كه روزانه چند بار رژه دست جمعی داشته باشند.
و ما همچنان به انتظار
...
آنچنان زیسته ایم كه ساختن را بهتر از شما بر طبق نمونه اش میسازیم!
*انجیل (عبرانیان ۸ )